۱۲ آبان ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۳۰۴۷۳ ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰ دسته: تولید
۰

هوش مصنوعی می‌تواند با افزایش بهره‌وری، تحول در صنایع و تسریع پیشرفت‌های علمی، موتور محرک رشد اقتصادی در دهه‌های آینده باشد؛ اما تحقق این ظرفیت به‌تنهایی با توسعه فناوری و سرمایه‌گذاری شرکت‌ها امکان‌پذیر نیست. تجربه جهانی‌شدن نشان داده است که رشد اقتصادی بدون توزیع قابل‌قبول منافع و حمایت از گروه‌های آسیب‌دیده، می‌تواند به بی‌اعتمادی عمومی و مقاومت اجتماعی منجر شود. از همین رو، دولت‌ها، شرکت‌ها، کارگران و جوامع محلی باید در قالب ائتلاف‌هایی پایدار، برای توسعه هوش مصنوعی و تقسیم منافع حاصل از آن همکاری کنند.

به گزارش مسیر اقتصاد هوش مصنوعی از جمله فناوری‌هایی است که می‌تواند ساختار اقتصاد جهانی را به شکل بنیادین تغییر دهد. این فناوری با تقویت توانایی‌های شناختی انسان در زمینه‌هایی مانند تحلیل اطلاعات، پیش‌بینی، تصمیم‌گیری و حل مسئله، ظرفیت افزایش بهره‌وری در بخش‌های مختلف اقتصادی را فراهم می‌کند. از بهبود عملکرد نظام سلامت و تسریع تحقیقات علمی گرفته تا افزایش توان رقابتی کسب‌وکارهای کوچک، دامنه اثرگذاری هوش مصنوعی می‌تواند بسیار گسترده باشد.

با این حال، توسعه این فناوری با مخاطراتی نیز همراه است. جابه‌جایی نیروی کار، حذف برخی مشاغل، افزایش فشار بر منابع انرژی و آب، تهدیدهای امنیتی و سایبری و تمرکز منافع اقتصادی در دست گروهی محدود، از جمله نگرانی‌های مطرح‌شده درباره گسترش هوش مصنوعی است. لذا مسئله اصلی صرفاً توسعه قابلیت‌های فناورانه نیست، بلکه چگونگی تبدیل این قابلیت‌ها به رفاه عمومی و پایدار است.

تکرار تجربه جهانی‌شدن اقتصاد در هوش مصنوعی؛ خطری که باید جدی گرفته شود

مقایسه تحولات پیش‌روی هوش مصنوعی با تجربه جهانی‌شدن اقتصاد قابل توجه است. جهانی‌شدن در مجموع منافع اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کرد، اما این منافع به شکل متوازن میان همه گروه‌ها توزیع نشد. در حالی که مصرف‌کنندگان از کاهش قیمت‌ها و اقتصاد جهانی از افزایش کارایی منتفع شدند، برخی صنایع، کارگران و جوامع محلی با کاهش فرصت‌های شغلی و تضعیف فعالیت‌های اقتصادی مواجه شدند. حمایت‌های دولتی از گروه‌های آسیب‌دیده در بسیاری از موارد ناکافی بود یا با تأخیر انجام شد. همین مسئله به شکل‌گیری بی‌اعتمادی عمومی و تقویت جریان‌های مخالف جهانی‌شدن کمک کرد.

هوش مصنوعی نیز ممکن است همین مسیر را طی کند؛ به این معنا که شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران از افزایش بهره‌وری و سودآوری منتفع شوند، اما هزینه‌های ناشی از تغییرات بازار کار و توسعه زیرساخت‌ها بر دوش کارگران و جوامع محلی قرار گیرد. در چنین شرایطی، حتی رشد قابل‌توجه اقتصادی نیز لزوماً به معنای افزایش رضایت عمومی نخواهد بود.

پذیرش عمیق هوش مصنوعی؛ فراتر از خرید فناوری

میان استفاده سطحی از هوش مصنوعی و پذیرش عمیق و تحول‌آفرین آن تفاوت وجود دارد. بسیاری از شرکت‌ها تاکنون از این فناوری برای انجام سریع‌تر وظایف موجود، مانند تحلیل داده‌ها، تهیه گزارش و پردازش اطلاعات استفاده کرده‌اند؛ اما بهره‌برداری کامل از ظرفیت هوش مصنوعی مستلزم بازطراحی فرایندهای سازمانی، تغییر تقسیم وظایف، آموزش نیروی کار و ایجاد محصولات و خدمات جدید است.

برای نمونه، یک بانک صرفاً با خرید ابزارهای هوش مصنوعی متحول نمی‌شود، بلکه باید نحوه استفاده از داده‌های اختصاصی، حفاظت از اطلاعات مشتریان، ارزیابی خروجی مدل‌ها و تقسیم مسئولیت میان کارکنان را نیز بازنگری کند.

ارزش اقتصادی اصلی هوش مصنوعی زمانی آشکار می‌شود که این فناوری به افزایش واقعی بهره‌وری و ایجاد فرصت‌های اقتصادی جدید منجر شود، نه اینکه صرفاً هزینه‌های فعالیت‌های موجود را کاهش دهد. البته این تحول نیز تضمین نمی‌کند که همه کارگران از منافع آن بهره‌مند شوند؛ زیرا مشاغل جدید ممکن است در بخش‌ها و مناطق متفاوتی از محل حذف مشاغل قبلی شکل بگیرند.

ائتلاف میان بازیگران اصلی اقتصاد هوش مصنوعی؛ راهکار تبدیل فناوری به رفاه عمومی

راهکار محوری برای مدیریت این تحولات، شکل‌گیری ائتلافی میان بازیگران اصلی اقتصاد هوش مصنوعی است. با استفاده از مفهوم «بازی مشارکتی» در نظریه بازی‌ها می‌توان گفت که توسعه این فناوری به همکاری مجموعه‌ای از بازیگران وابسته است و هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌توانند تمام ظرفیت‌های آن را محقق کنند.

دولت باید چارچوب‌های قانونی و نظارتی قابل‌پیش‌بینی ایجاد کند، از تحقیقات بنیادی حمایت کند و سازوکارهای حمایتی برای کارگران آسیب‌دیده فراهم آورد. شرکت‌های فناوری و بنگاه‌های اقتصادی نیز باید در توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی و بازطراحی فرایندهای کاری سرمایه‌گذاری کنند. در مقابل، کارگران باید در فرایند یادگیری مهارت‌های جدید مشارکت داشته باشند و جوامع محلی نیز باید از منافع ملموس توسعه زیرساخت‌های موردنیاز برخوردار شوند.

شرط پایداری چنین ائتلافی آن است که هر گروه سهمی معتبر از منافع اقتصادی حاصل از همکاری دریافت کند؛ به‌گونه‌ای که مشارکت در ائتلاف برای همه اعضا نسبت به مخالفت یا کناره‌گیری جذاب‌تر باشد.

تقسیم منافع و حمایت از نیروی کار؛ دو ضرورت اساسی

مقاله برای توضیح نحوه تقسیم منافع به چارچوب اقتصادی لوید شپلی، برنده جایزه نوبل اقتصاد، اشاره می‌کند. بر اساس این رویکرد، سهم هر عضو از منافع همکاری باید با توجه به ارزش افزوده‌ای تعیین شود که حضور او در ائتلاف‌های مختلف ایجاد می‌کند. به بیان دیگر، میزان مشارکت و نقش هر بازیگر در تحقق نتیجه نهایی باید در تقسیم منافع مورد توجه قرار گیرد.

در کنار این موضوع، حمایت از کارگرانی که در معرض جابه‌جایی شغلی قرار دارند نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. نویسندگان پیشنهاد می‌کنند دولت‌ها به‌جای واکنش دیرهنگام پس از حذف مشاغل، برنامه‌های بیمه بیکاری، حمایت از دستمزد و بازآموزی نیروی کار را از پیش طراحی کنند تا افراد بتوانند پیش از بروز اختلال، به مشاغل جدید منتقل شوند.

حفاظت از جوامع محلی در برابر هزینه‌های توسعه مراکز داده نیز از دیگر پیشنهادهاست. برای مثال، شرکت‌های سازنده این مراکز باید هزینه تأمین برق و ارتقای شبکه را متناسب با مصرف خود بپردازند تا هزینه‌های زیرساختی به خانوارها منتقل نشود.

همکاری تدریجی؛ از توافق‌های ملی تا مشارکت بین‌المللی

تشکیل ائتلافی فراگیر به معنای ضرورت توافق هم‌زمان همه بازیگران نیست. همکاری می‌تواند از حوزه‌هایی آغاز شود که منافع مشترک روشن‌تری دارند؛ مانند آموزش نیروی کار، توسعه مراکز داده و تدوین استانداردهای ایمنی هوش مصنوعی.

در سطح بین‌المللی نیز پیشنهاد می‌شود کشورها با ایجاد ائتلاف‌هایی برای تدوین استانداردهای مشترک ایمنی و امنیت، زمینه همکاری گسترده‌تر را فراهم کنند. تجربه کمیته نظارت بانکی بازل و سازمان بین‌المللی استانداردسازی از نمونه‌هایی است که برای توضیح امکان شکل‌گیری تدریجی چنین همکاری‌هایی به وجود آمده است.

هوش مصنوعی بدون تقسیم منافع، به مقاومت اجتماعی منجر می‌شود

در مجموع، باید گفت آینده اقتصادی هوش مصنوعی صرفاً به پیشرفت فنی این فناوری وابسته نیست؛ بلکه اعتماد عمومی، کیفیت نهادها و نحوه تقسیم منافع نیز در تعیین سرنوشت آن نقش دارند. اگر دستاوردهای اقتصادی هوش مصنوعی در اختیار گروه محدودی باقی بماند، مقاومت اجتماعی می‌تواند مسیر توسعه آن را مختل کند؛ اما اگر مشارکت و بهره‌مندی گروه‌های مختلف تضمین شود، نوآوری فناورانه و رفاه عمومی می‌توانند به جای تقابل، یکدیگر را تقویت کنند.

توضیح: این متن، خلاصه و گزارشی از متن اصلی مقاله «هوش مصنوعی یک انتخاب است» منتشرشده در نشریه فارن افرز است.

منبع: فارن افرز

انتهای پیام/ اقتصاد بین الملل

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.