مسیر اقتصاد/ در مجتمعهای پتروشیمی، یوتیلیتی یعنی تأمین برق، بخار، آب صنعتی، گازهای صنعتی و دیگر خدمات جانبی را میتوان به دو شکل سازمان داد: هر مجتمع بخشی از نیازهای خود را مستقلاً تأمین کند یا تولید و توزیع این خدمات در مقیاس منطقهای و بهوسیله شرکتهای تخصصی انجام شود. در هابهای پتروشیمی ایران، الگوی دوم غالب است؛ ساختاری که طی دو دهه گذشته با هدف بهرهگیری از صرفههای اقتصادی، کاهش سرمایهگذاریهای موازی و بهبود کارایی بهرهبرداری توسعه یافته است.
ارائه خدمات یوتیلیتی در ساختاری تخصصی
در این ساختار، بهجای آنکه هر مجتمع نیروگاه، بویلر، واحد تولید آب صنعتی، سامانه تولید نیتروژن و هوای ابزار دقیق و سایر تأسیسات مورد نیاز خود را احداث و اداره کند، این خدمات از طریق شبکههای مشترک در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد. در عسلویه، شرکتهای مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی در تأمین خدمات جانبی نقش دارند و در ماهشهر نیز پتروشیمی فجر مجموعهای از خدمات یوتیلیتی را به مجتمعهای منطقه ارائه میکند. به این ترتیب، تأمین خدمات ضروری برای چندین واحد صنعتی در قالب ساختاری تخصصی انجام میشود.
مزیت این الگو به کاهش تعداد تأسیسات محدود نیست. تولید در مقیاس بزرگتر، استفاده مشترک از ظرفیت تجهیزات و بهرهگیری از تخصص فنی را امکانپذیر میکند. از سوی دیگر، نیاز به سرمایهگذاریهای تکراری در مجتمعهای مختلف کاهش مییابد و بهرهبرداری از خدمات جانبی بهصورت تخصصی انجام میشود. تأمین متمرکز یوتیلیتی، از این منظر، پاسخی اقتصادی به نیازهای مشترک مجموعههای صنعتی است؛ بنابراین، کنار گذاشتن آن بدون بررسی هزینهها و پیامدهای عملیاتی، لزوماً تصمیم مناسبی نخواهد بود.
مسئله تابآوری زیرساختهای یوتیلیتی
بااینحال، همین ساختار یک مسئله مهم را پیش روی صنعت قرار میدهد: وابستگی همزمان شمار زیادی از مصرفکنندگان به تعداد محدودی تأمینکننده و زیرساخت. اگر یکی از تأمینکنندگان یا اجزای اصلی شبکه از مدار خارج شود، اثر اختلال ممکن است از یک مجتمع فراتر برود. در واقع، ویژگیای که در شرایط عادی به کاهش هزینه و افزایش کارایی کمک میکند، میتواند دامنه اثرگذاری یک خرابی را نیز گسترش دهد.
ارزیابی تابآوری زیرساختهای یوتیلیتی در عسلویه و ماهشهر نشان میدهد که محدودیتهای ساختار موجود در همه ابعاد یکسان نیستند. تمرکز بالای تأمین[۱]، افزونگی[۲] محدود، تنوع کم منابع و مسیرهای تأمین[۳] و وابستگی متقابل میان خدمات[۴]، از مهمترین چالشها به شمار میروند. اهمیت این عوامل زمانی بیشتر آشکار میشود که یک تجهیز، خط یا گره اصلی از مدار خارج شود و ظرفیت جایگزین کافی در دسترس نباشد؛ در چنین شرایطی، یک اختلال محدود میتواند به مشکلی گستردهتر تبدیل شود. وابستگی متقابل برق، بخار، آب و سایر خدمات نیز بر این پیچیدگی میافزاید، زیرا اختلال در یکی از آنها ممکن است عملکرد سایر اجزا را تحت تأثیر قرار دهد.
مسئله اصلی تأمین متمرکز
البته این ارزیابی به معنای نادیده گرفتن قابلیتهای موجود نیست. وضعیت برخی شاخصها، از جمله تداوم خدمات ایمنی، نسبتاً مناسب ارزیابی شده است. سرعت بازیابی[۵] نیز در ارزیابی انجامشده در سطح نسبتاً مناسبی قرار دارد؛ هرچند محدودیت دسترسی به تجهیزات و قطعات میتواند در شرایط خاص بر زمان بازگرداندن خدمات اثر بگذارد. بنابراین، نمیتوان تأمین متمرکز را ذاتاً ناکارآمد یا غیرقابلاتکا دانست. مسئله اصلی، محدودیت ظرفیتهای جایگزین و ضعف برخی سازوکارهای پشتیبانی هنگام بروز اختلال است.
خودتأمینی محلی نیز در ساختار فعلی کاملاً غایب نیست. مجتمعهایی مانند بندر امام و رازی، ظرفیتهای اختصاصی تولید برق و بخار دارند؛ بااینحال، این ظرفیتها محدودند و هنگام قطع شبکه اصلی نمیتوانند تمام خدمات مورد نیاز مجتمع را تأمین کنند. در نتیجه، وجود تأسیسات مستقل به معنای بینیازی از زیرساختهای مشترک نیست؛ همانطور که اتکا به شبکه مشترک نیز بهتنهایی همه محدودیتهای تداوم تولید را برطرف نمیکند.
مسیر اصلاح ساختار تأمین یوتیلیتی
مسیر اصلاح، حفظ مزیتهای اقتصادی تأمین متمرکز و تکمیل آن با ظرفیتهای پشتیبان متناسب با نیاز هر خدمت است. برای این منظور، ابتدا باید پیامد خروج هر تأمینکننده یا جزء اصلی شبکه برای مصرفکنندگان مشخص شود و معلوم باشد کدام خدمات به ظرفیت جایگزین یا مسیر پشتیبان بیشتری نیاز دارند. سپس، با توجه به اهمیت هر خدمت در تداوم فرایند تولید، میتوان درباره میزان افزونگی، تنوع منابع و امکان پشتیبانی محلی تصمیم گرفت.
در نهایت، مسئله اصلی انتخاب میان تمرکز کامل و استقلال کامل نیست. ساختار تأمین یوتیلیتی باید مزایای مقیاس و تخصصگرایی را حفظ کند، بیآنکه اختلال در یک جزء مشترک به توقف گسترده خدمات منجر شود. تأمین متمرکز زمانی الگوی پایدارتری خواهد بود که در کنار کارایی اقتصادی، امکان جبران کمبود و تداوم خدمات حیاتی هنگام اختلال نیز در آن پیشبینی شده باشد.
پینوشت:
[۱] Supply Concentration
[۲] Redundancy
[۳] Diversity of Supply Sources and Supply Paths
[۴] Interdependency & Cascading Failure
[۵] Recovery Time / Rapidity
انتهای پیام/ انرژی

