به گزارش مسیر اقتصاد رقابت جهانی برای توسعه هوش مصنوعی به سرمایهگذاری گسترده در مراکز داده، تراشه و زیرساخت برق نیاز دارد. هزینه این سرمایهگذاریها به اندازهای افزایش یافته است که حتی وجود تقاضای بالا برای خدمات هوش مصنوعی در اقتصاد آمریکا نیز به تنهایی برای اجرای پروژهها کافی نیست و نحوه تأمین مالی آنها به یکی از مسائل اصلی این صنعت تبدیل شده است.
برآورد مؤسسه تحقیقاتی Bernstein نشان میدهد یک مرکز داده یکگیگاواتی که برای فعالیت شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی طراحی شده، حدود ۵۰۰ هزار تراشه در خود جای میدهد و تجهیز آن با جدیدترین سختافزار انویدیا حدود ۴۷ میلیارد دلار هزینه دارد. نزدیک به دوپنجم این رقم نیز مربوط به خود تراشههاست.
تفاوت توان مالی غولهای فناوری با شرکتهای تخصصی
شرکتهایی مانند آمازون، گوگل، متا و مایکروسافت به دلیل جریان نقدی بالا و اعتبار مناسب، امکان تأمین چنین سرمایههایی را دارند. چهار شرکت بزرگ فناوری در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار بدهی منتشر کردهاند و به دلیل رتبه اعتباری بالا، منابع مالی را با هزینه نسبتاً پایین جذب میکنند.
در مقابل، گروهی از شرکتهای تخصصی موسوم به «نئوکلاود» که تراشههای هوش مصنوعی میخرند و ظرفیت پردازشی آنها را اجاره میدهند، با هزینه بالاتری به منابع مالی دسترسی دارند. این شرکتها در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی توسعه مراکز داده تبدیل شدهاند.
درآمد سالانه پنج نئوکلاود بورسی بزرگ شامل CoreWeave، Nebius، IREN، Applied Digital و Core Scientific در ۱۲ ماه گذشته به ۱۸ میلیارد دلار رسیده است؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ تنها ۳ میلیارد دلار بود. ظرفیت مراکز داده آنها نیز سالانه تقریباً دو برابر میشود.
رشد سریع این شرکتها عمدتاً با استقراض تأمین شده است. مجموع بدهی پنج شرکت یادشده اکنون به ۶۱ میلیارد دلار رسیده که چهار برابر یک سال قبل است. آنها همچنین ۱۸ میلیارد دلار تعهد اجاره دارند و هنوز هیچیک به سود عملیاتی نرسیدهاند. هزینه بهره CoreWeave در آخرین فصل معادل حدود یکچهارم درآمد این شرکت بوده است.
تضمین درآمد برای کاهش هزینه تأمین مالی
انویدیا برای تسهیل سرمایهگذاری این شرکتها، از نقش سنتی یک فروشنده تراشه فراتر رفته است. یکی از ابزارهای این شرکت، تضمین حداقل درآمد مراکز داده است.
بر اساس این قراردادها، انویدیا برای دورهای که در برخی موارد به ۶ سال میرسد، متعهد میشود ظرفیت پردازشی یک مرکز داده را با قیمت مشخصی خریداری کند. اگر شرکت بهرهبردار بتواند ظرفیت را با قیمت بیشتری به مشتری دیگری بفروشد، بخشی از درآمد اضافه به انویدیا میرسد.
این تضمین، درآمد آینده پروژه را برای بانک و سرمایهگذار قابل پیشبینیتر میکند و در نتیجه امکان تأمین بدهی با هزینه کمتر فراهم میشود. برای نمونه، شرکت استرالیایی Sharon AI قصد دارد با استفاده از تضمینی حدود ۴.۹ میلیارد دلار نزدیک به ۴۰ هزار تراشه انویدیا به کار گیرد.
در مورد CoreWeave، رابطه حتی گستردهتر است. انویدیا با بیش از ۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری حدود ۱۱ درصد سهام این شرکت را در اختیار دارد و همزمان متعهد شده است در صورت فروش نرفتن ظرفیت آن، تا سال ۲۰۳۲ حداکثر ۶.۳ میلیارد دلار ظرفیت بلااستفاده خریداری کند. در چنین ساختاری انویدیا هم تأمینکننده تجهیزات، هم سرمایهگذار و هم خریدار بالقوه محصول مشتری خود است.
برنامه ۵۰۰ میلیارد دلاری جذب سرمایه برای هوش مصنوعی در آمریکا
مقیاس این روش تأمین مالی در حال افزایش است. انویدیا با همکاری شش مؤسسه بزرگ والاستریت برنامهای برای تجهیز بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه در زیرساخت هوش مصنوعی طراحی کرده است.
در این مدل، سرمایهگذاران نهادی مانند صندوقهای ثروت ملی، شرکتهای بیمه و صندوقهای بازنشستگی میتوانند منابع مورد نیاز برای خرید تجهیزات و ساخت مراکز داده را تأمین کنند. انویدیا الزاماً سرمایه نقدی وارد پروژه نمیکند، اما در برخی معاملات حاضر است تا یکچهارم ارزش پروژه، افت احتمالی ارزش تجهیزات را تضمین کند. هدف، تبدیل ظرفیت پردازشی و تجهیزات هوش مصنوعی به داراییهایی است که امکان تأمین مالی بر مبنای آنها وجود داشته باشد.
تقسیم ریسک، شرط شتاب سرمایهگذاری
مزیت این مدل آن است که سرمایهگذاری در زیرساختهای بسیار پرهزینه را برای شرکتهایی که به تنهایی توان جذب منابع ارزان ندارند امکانپذیر میکند. تولیدکننده تجهیزات، بانک، سرمایهگذار و بهرهبردار هرکدام بخشی از هزینه و ریسک پروژه را بر عهده میگیرند و در نتیجه ظرفیت جدید سریعتر ساخته میشود.
اما پایداری این ساختار به رشد تقاضای واقعی وابسته است. اگر تقاضا برای توان پردازشی کمتر از پیشبینیها افزایش یابد، بخشی از مراکز داده ممکن است با ظرفیت خالی مواجه شوند و تضمینهای مالی فعال شود. در چنین شرایطی ریسک پروژه دیگر فقط بر عهده مالک مرکز داده نیست و میتواند به شرکت تراشهساز، بانک و سرمایهگذاران نیز منتقل شود.
مؤسسه SemiAnalysis برآورد کرده است در صورت ادامه گسترش یکی از برنامههای تضمین انویدیا، میزان تعهد این شرکت از همین مسیر میتواند تا پایان سال ۲۰۲۸ به ۱۷۵ میلیارد دلار برسد. این رقم زیان قطعی نیست و تنها در صورت تحقق شرایط قراردادها فعال میشود، اما ابعاد مالی زیرساخت هوش مصنوعی را نشان میدهد.
تجربه در حال شکلگیری آمریکا نشان میدهد توسعه زیرساخت هوش مصنوعی بیش از آنکه فقط به دسترسی به تراشه وابسته باشد، به طراحی مدل تأمین مالی، ایجاد درآمد قابل پیشبینی و تقسیم ریسک میان بازیگران مختلف نیاز دارد. در عین حال هر سازکار تضمین مالی باید به گونهای طراحی شود که موجب تأمین مالی پروژههایی نشود که بدون این حمایت، تقاضای اقتصادی کافی برای آنها وجود ندارد.
منبع: اکونومیست؛ پیوند اول، پیوند دوم
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

