به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد معین شادرو، رئیس بنیاد نهضت سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به نسبت میان اقتصاد و نظم نوین گفت: برای ورود به این بحث باید از یک نکته آغاز کرد؛ اینکه ممکن است یک رهبر سیاسی خود را اقتصاددان نداند، اما در عین حال دارای «اندیشه اقتصادی» باشد.
وی افزود: به نظر من، در سالهای گذشته نگاه به اقتصاد در سطح سیاستگذاری صرف باقی نمانده و به یک نگاه اجتهادی و کلان درباره نحوه اداره جامعه تبدیل شده است.
حضور در نظم نوین فقط با قدرت نظامی محقق نمیشود
شادرو ادامه داد: مسئله نظم نوین لزوماً از امنیت و قدرت نظامی آغاز نمیشود. حتی اگر توان جنگآوری یک کشور افزایش پیدا کند، این بهتنهایی به معنای آن نیست که آن کشور در نظم نوین صاحب جایگاه تعیینکننده شده است.
وی گفت: آنچه اهمیت دارد این است که یک کشور بتواند «الگویی از یک نظام اداره» ارائه کند و در این الگو، اقتصاد جایگاه ویژهای دارد. اگر کشوری نتواند کارآمدی نظام حکمرانی خود را نشان دهد، طرح تمدنی و الگوی سیاسی و اجتماعی آن نیز با چالش مواجه میشود.
اقتصاد مقاومتی یک طرح کلان است، نه یک موضوع بخشی
شادرو در ادامه گفت: اقتصاد مقاومتی را نباید در حد یک سیاست بخشی یا یکی از چند حوزه اداره کشور دید. در سالهای گذشته، بعد از طرح ادبیات اقتصاد مقاومتی، تمرکزها بهتدریج به اجزای مختلف آن رفت؛ از تولید گرفته تا کار و مصرف ایرانی.
وی ادامه داد: اما پس از جنگهای اخیر دوباره نیاز داریم به همان طرح کلان برگردیم و اقتصاد مقاومتی را در سطح یک راهبرد عمومی برای حضور ایران در نظم جدید ببینیم. شادرو تاکید کرد: «ایده ما برای حضور جدید در منطقه اقتصاد مقاومتی است.»
اقتصاد مقاومتی باید به الگوی حضور ایران در نظم جدید تبدیل شود
وی افزود: مقصود این نیست که اقتصاد فقط یکی از عرصههای اداره کشور باشد و در کنار آن حوزههای دیگر هم جداگانه مسیر خود را بروند؛ بلکه اقتصاد مقاومتی میتواند بخشی از منطق کلان حضور ایران در نظم جدید باشد.
شادرو ادامه داد: کشوری که میخواهد در نظم آینده نقش داشته باشد، باید بتواند یک الگوی اقتصادی کارآمد و قابل اتکا ارائه کند؛ الگویی که جامعه خودش نیز به آن باور داشته باشد و در آن مشارکت کند.
جانمایه اقتصاد مقاومتی، حضور مردم در صحنه اقتصاد است
رئیس بنیاد نهضت در ادامه با اشاره به جانمایه اقتصاد مقاومتی گفت: یکی از نکات اصلی در این اندیشه این است که مردم باید وارد صحنه اقتصاد شوند.
وی افزود: در این نگاه، اقتصاد مقاومتی تنها مجموعهای از سیاستهای دولتی، تصمیمات بودجهای یا دستورالعملهای اجرایی نیست؛ بلکه باید به رفتاری تبدیل شود که مردم نیز خود را در آن سهیم بدانند.
شادرو تاکید کرد: مردم باید احساس کنند که در اقتصاد مقاومتی نقش دارند و عمل اقتصادی آنها بخشی از یک مسیر عمومی است.
اقتصاد مقاومتی با «عزم قوم» پیوند دارد
شادرو در ادامه با استناد به آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» گفت: به نظر من، یکی از سنتهای پایهای این است که تغییر بیرونی بدون تغییر در اراده و عزم جامعه رخ نمیدهد.
وی افزود: اگر قرار است اقتصاد کشور تغییر کند، باید عزم عمومی در آن شکل بگیرد و جامعه درگیر مسئله شود. بسیاری از سیاستها زمانی اثر واقعی پیدا میکنند که مردم احساس کنند خودشان بخشی از مسیر تغییر هستند.
چرا «تولید» در اقتصاد مقاومتی اهمیت ویژه دارد؟
شادرو گفت: یکی از دلایلی که در سالهای گذشته تاکید زیادی بر تولید شده، این است که تولید همان جایی است که مردم میتوانند در آن نقش واقعی ایفا کنند.
وی افزود: ممکن است کشور درباره رابطه با غرب یا شرق تصمیم بگیرد، اما اگر مردم فقط تماشاگر این روابط باشند، نقش عمومی در اقتصاد شکل نگرفته است. تولید نقطهای است که میتواند اراده، سرمایه، کار و مشارکت مردم را مستقیماً وارد اقتصاد کند.
رابطه با شرق بدون مشارکت مردم کافی نیست
شادرو تاکید کرد: استفاده از ظرفیت شرق یا هر شریک خارجی دیگری میتواند مفید باشد، اما اگر مردم در اقتصاد نقش نداشته باشند، این ارتباطات بهتنهایی مسئله اصلی را حل نمیکند.
وی افزود: ممکن است مردم در یک دوره تماشاگر رابطه با غرب باشند و در دورهای دیگر تماشاگر رابطه با شرق؛ اما این با اقتصادی که جامعه در آن «قلباً، عزماً و رفتاراً» درگیر است تفاوت دارد.
شادرو گفت: «آن شاهراه و اتفاق اساسی که باید ما را در اقتصاد قدرتمند کند، اقتصادی است که عمیقاً جامعه ایران قلباً، عزماً و رفتاراً با آن درگیر است.»
مسئله اصلی اقتصاد، فقط عینیت نیست؛ «ذهنیت» است
شادرو در ادامه با اشاره به یکی از محورهای مهم سخنرانی خود گفت: در بحث اقتصاد، یکی از مسائل اساسی ما «ذهنیت» است.
وی افزود: گاهی تصور میشود اگر ساختارها، پول، بانک، بودجه یا مقررات اصلاح شوند، مسئله اقتصاد حل میشود؛ در حالی که بخش مهمی از مسئله به ذهنیت جامعه نسبت به تولید، کار و نقش خودش در اقتصاد بازمیگردد.
«با صرفه اقتصادی، تولید را از ما گرفتند»
شادرو ادامه داد: یکی از ذهنیتهایی که در جامعه شکل گرفته، این است که هر فعالیت تولیدی باید صرفاً با معیار کوتاهمدت «صرفه اقتصادی» سنجیده شود. وی گفت: «با صرفه اقتصادی، تولید را از ما گرفتند.»
وی افزود: وقتی این نگاه در ذهن جامعه جا میافتد، بسیاری از فعالیتهایی که برای استقلال، تابآوری یا پیشرفت کشور اهمیت دارند، پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند کنار گذاشته میشوند.
ارزش کارگر در ذهن جامعه باید تغییر کند
شادرو در ادامه به جایگاه کارگر اشاره کرد و گفت: مسئله کارگر فقط حقوق و دستمزد نیست، هرچند این موضوع اهمیت زیادی دارد. یکی از مسائل اساسی این است که «کارگر در ذهن جامعه ایرانی ارزش شود.»
وی ادامه داد: اگر جامعه بفهمد پیشرفت کشور به نقش کارگر و تولیدکننده وابسته است، حمایت از این قشر نیز از سطح سیاست رسمی فراتر میرود و به یک ارزش اجتماعی تبدیل میشود.
«مبعوث شدن مردم» باید در اقتصاد هم اتفاق بیفتد
شادرو در ادامه با اشاره به مفهوم «بعثت مردم» گفت: امروز این پرسش مطرح است که آیا مردم در اقتصاد واقعاً «مبعوث» شدهاند و خود را درگیر مسئله میدانند یا نه.
وی افزود: ممکن است در عرصههای مختلف از هنرمند، مسئول، قوه قضاییه یا مجلس خواسته شود که وارد میدان شوند، اما باید پرسید آیا در اقتصاد، خود مردم نیز به همان معنا وارد میدان شدهاند؟ شادرو پاسخ خود را منفی دانست و گفت: «در اقتصاد مردم مبعوث نشدهاند.»
مردم در امنیت هزینه دادند؛ آیا در اقتصاد هم حاضرند هزینه بدهند؟
رئیس بنیاد نهضت گفت: در جریان جنگ، جامعه ایران نشان داد که حاضر است برای امنیت هزینه بدهد، در میدان بماند و در برابر فشار عقبنشینی نکند.
وی افزود: اما باید پرسید آیا همین جامعه حاضر است در حوزه اقتصاد نیز دارایی، سرمایه و رفتار خودش را درگیر کند؟ شادرو گفت: از تجربه گفتوگو با مردم در میدانها و اجتماعات مختلف، برداشت من این است که هنوز چنین پیوندی بهطور کامل شکل نگرفته است.
«دل نداده به این مسئله»
وی تاکید کرد: مسئله فقط این نیست که مردم چه مقدار پول یا سرمایه در اختیار دارند و چه عددی از منابع مالی میتواند وارد اقتصاد شود.
شادرو گفت: «نه، این فراتر از این است؛ دل نداده به این مسئله.» تا زمانی که جامعه از نظر ذهنی و عاطفی خود را درگیر پروژه اقتصادی کشور نداند، عزم عمومی شکل نمیگیرد.
عزم عمومی، پایه قدرت اقتصادی در نظم نوین است
شادرو ادامه داد: اگر این پیوند شکل بگیرد و مردم واقعاً خود را بخشی از پروژه اقتصادی بدانند، آنگاه عزم عمومی ایجاد میشود. در چنین شرایطی است که میتوان انتظار داشت تحولات اساسی در اقتصاد و معیشت رخ دهد و بعد از آن، ایران نیز بتواند بهعنوان یک قدرت در نظم نوین نقشآفرینی کند.
ظرفیت بنیاد نهضت برای اصلاح ذهنیت اقتصادی
شادرو در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به ظرفیت بنیاد نهضت گفت: این مجموعه با مدارس، دانشگاهها، تشکلها، اندیشکدهها و مجموعههای مختلف در ارتباط است.
وی افزود: از این منظر، مسئله فقط این نیست که بنیاد نهضت چه کمکی میتواند به مجموعههای اقتصادی بدهد؛ بلکه باید دید چه محتوایی و چه کمکی باید از کارشناسان و اندیشکدهها دریافت شود تا بتوان آن را به نخبگان، مستعدان و گروههای اجتماعی منتقل کرد.
شادرو در پایان تاکید کرد: بدون چنین تغییری در ذهنیت و بدون مشارکت واقعی مردم، دستیابی به قدرت اقتصادی پایدار و حضور مؤثر ایران در نظم نوین دشوار خواهد بود.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

