۱۵ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۶۴۴ ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

آمریکا از ۲ شهریور و آغاز عملیات «Economic Outcast» در فاصله کمتر از شش هفته دست‌کم ۹ اقدام عمده تحریمی علیه شبکه‌های اقتصادی مرتبط با ایران انجام داده است. دامنه این اقدامات از ۲۷ شرکت هواپیمایی و بانک‌های همکار ایران تا رمزارز، شبکه پرداخت روسی A7، راه‌آهن، خودروسازی، فولاد و شرکت‌های واسط در کشورهای ثالث گسترش یافته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید زیرعامل‌های شبکه A7 بین ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ بیش از ۱۷ میلیارد دلار تراکنش انجام داده‌اند. استمرار این فشارها همزمان با مذاکرات نشان می‌دهد واشنگتن تصمیم گرفته تا زمان تحمیل خواسته‌های خود، مسیرهای سازگاری اقتصادی ایران را نیز به‌طور مستمر پرهزینه کند؛ شرایطی که ضرورت طراحی پاسخی هماهنگ برای کاهش نقاط آسیب‌پذیر شبکه مالی، تجاری و حمل‌ونقل ایران را افزایش می‌دهد.

به گزارش مسیر اقتصاد تحریم ایران موضوع تازه‌ای نیست، اما بسته‌های اخیر آمریکا از نظر دامنه و نحوه هدف‌گیری یک تفاوت مهم دارند. فشار دیگر عمدتاً بر فروش نفت یا چند بانک بزرگ متمرکز نیست؛ واشنگتن به‌طور همزمان شبکه‌های مالی جایگزین، حمل‌ونقل هوایی و زمینی، دارایی‌های دیجیتال، صنایع بزرگ داخلی و شرکت‌های واسط در کشورهای ثالث را هدف قرار داده است. هدف اعلام‌شده آمریکا نیز صریح است: وزارت خزانه‌داری در ۲۴ آگوست معادل ۲ شهریور عملیات «Economic Outcast» را با هدف قطع «مسیرهای اقتصادی باقی‌مانده» ایران آغاز کرد و اعلام کرد تحریم‌های ثانویه و اجرای آن‌ها علیه شرکت‌های خارجی را گسترش خواهد داد.

این سیاست در شرایطی ادامه دارد که همزمان مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا نیز جریان دارد. دونالد ترامپ در پایان سپتامبر گزارش‌ها درباره آمادگی واشنگتن برای کاهش تحریم‌ها را رد کرد و طی همان هفته وزارت خزانه‌داری چند بسته جدید علیه شبکه‌های تأمین نظامی، مالی و صنعتی ایران اعلام کرد. در نتیجه فعلاً نشانه‌ای دیده نمی‌شود که آمریکا مذاکره را جایگزین فشار اقتصادی کرده باشد؛ دو ابزار به موازات یکدیگر استفاده می‌شوند.

از شبکه بانکی تا مسیرهای مالی جایگزین

یکی از مهم‌ترین محورهای دور جدید فشار، شبکه‌هایی است که ایران برای انتقال پول خارج از نظام مالی غرب توسعه داده است. آمریکا در ۲۸ آگوست دسترسی یک بانک مستقر در امارات را به دلیل ارتباط ادعایی با تراکنش‌های ایران هدف قرار داد و چند روز بعد یک بانک و دو شرکت مالی ترکیه‌ای را به اتهام انتقال درآمد نفت ایران میان چین و ایران تحریم کرد.

در ۱۴ سپتامبر نیز بانک روسی VTB به دلیل ایجاد روابط کارگزاری با بانک‌های تحریم‌شده ایرانی هدف قرار گرفت و سه روز بعد صرافی رمزارزی BitBank و شرکت‌های مرتبط با آن تحریم شدند. وزارت خزانه‌داری آمریکا مدعی است BitBank برای انتقال صدها میلیون دلار منابع مرتبط با سازکار پرداخت عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز مورد استفاده قرار گرفته است.

گام بزرگ‌تر در اول اکتبر یعنی شش روز پیش برداشته شد. شبکه روسی A7، که برای ایجاد مسیرهای پرداخت خارج از شبکه مالی غرب توسعه یافته، به‌عنوان یک شبکه مرتبط با دورزدن تحریم‌ها هدف قرار گرفت. وزارت خزانه‌داری آمریکا برآورد کرده زیرعامل‌های این شبکه از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ در مجموع بیش از ۱۷ میلیارد دلار تراکنش پردازش کرده‌اند و برخی از آن‌ها در فروش نفت و خرید تجهیزات برای ایران نقش داشته‌اند. A7 این ادعاها درباره همکاری با ایران را رد کرده است.

این اقدامات در کنار فشار بر تتر و دیگر ابزارهای رمزارزی یک جهت مشخص دارد: آمریکا تلاش می‌کند شبکه‌های جایگزینی را که ایران برای کاهش وابستگی به بانک‌های غربی ایجاد کرده نیز شناسایی کند. بنابراین خروج از سوئیفت یا استفاده از رمزارز به‌تنهایی دیگر تضمین نمی‌کند یک مسیر پرداخت از دسترس تحریم خارج مانده باشد.

تحریم از بانک به هواپیما و راه‌آهن رسید

دامنه فشار مالی به حمل‌ونقل نیز کشیده شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۸ سپتامبر ۳۶ هدف مرتبط با صنعت هوایی ایران، از جمله ۲۷ شرکت هواپیمایی را تحریم کرد و محدودیت‌هایی را علیه شرکت‌های خارجی تأمین‌کننده هواپیما، قطعات و خدمات اعمال کرد.

این بسته برخلاف برخی تحریم‌های اسمی، اثر عملی قابل مشاهده‌ای داشت. رویترز گزارش داد پس از اجرایی‌شدن محدودیت‌ها، پرواز شرکت‌های ایرانی به امارات، عمان، گرجستان، جمهوری آذربایجان و عراق با توقف یا لغو گسترده مواجه شد. عراق بعداً برای ازسرگیری محدود برخی پروازها از آمریکا معافیت یک‌ماهه گرفت؛ نشانه‌ای از اینکه تحریم هوایی می‌تواند مستقیماً روابط حمل‌ونقلی ایران با همسایگان را نیز به موضوع مذاکره با واشنگتن تبدیل کند.

اول اکتبر نوبت به خودرو، راه‌آهن، تولید و فولاد هم رسید. آمریکا شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، رجا و شرکت‌های فعال در حمل‌ونقل ریلی را در کنار ایران‌خودرو، سایپا و برخی تأمین‌کنندگان خارجی قطعات هدف قرار داد. همزمان فعالیت در بخش خودرو و راه‌آهن ایران نیز مشمول ریسک تحریم‌های بخشی شد؛ یعنی دامنه فشار بالقوه تنها به شرکت‌های نام‌برده محدود نمی‌ماند.

انتخاب راه‌آهن اهمیت ویژه‌ای دارد. محدودیت مسیرهای دریایی و کاهش امکان تجارت از برخی مسیرهای سنتی، اهمیت تجارت زمینی ایران را افزایش داده است. هدف‌گیری راه‌آهن و شرکت‌های خارجی همکار با آن نشان می‌دهد آمریکا تلاش دارد افزایش استفاده ایران از مسیرهای جایگزین زمینی را نیز پرهزینه کند.

البته نباید اثر همه این تحریم‌ها را یکسان تصور کرد. رویترز به نقل از کارشناسان نوشته بخشی از تحریم‌های تأمین نظامی ممکن است تأثیر محدودی بر توان نظامی ایران داشته باشد و تحریم گسترده صنایع خودرو و حمل‌ونقل در مقابل می‌تواند هزینه بیشتری بر فعالیت اقتصادی و زندگی غیرنظامیان تحمیل کند. بنابراین تعداد اسامی افزوده‌شده به فهرست OFAC به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت این سیاست نیست.

آمریکا از تحریم نقطه‌ای به فشار شبکه‌ای حرکت می‌کند

کنار هم قراردادن بسته‌های اخیر نشان می‌دهد تغییر مهم‌تر، افزایش تعداد تحریم‌ها نیست نوع اتصال آنها به یکدیگر است. نفت و درآمد ارزی هدف قرار می‌گیرد؛ بانک یا صرافی‌ای که پول را منتقل می‌کند تحریم می‌شود؛ شرکت واسط در ترکیه، امارات، روسیه یا شرق آسیا در معرض تحریم ثانویه قرار می‌گیرد؛ شبکه رمزارزی رصد می‌شود و در مرحله بعد حمل‌ونقل زمینی، هوایی و صنایع بزرگ داخلی نیز زیر فشار قرار می‌گیرند.

این همان چیزی است که وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز آشکارا دنبال می‌کند. واشنگتن اعلام کرده علاوه بر اتحادیه اروپا و بریتانیا، با کشورهای منطقه برای بستن مسیرهای مالی ایران همکاری می‌کند و سرعت اجرای تحریم‌های ثانویه علیه طرف‌های خارجی را افزایش خواهد داد. ادعای موفقیت این سیاست باید با احتیاط ارزیابی شود، اما توقف بخشی از پروازها و فشار ایجادشده بر بانک‌ها و شرکت‌های خارجی نشان می‌دهد تهدید قطع دسترسی به بازار و نظام مالی آمریکا هنوز در برخی کشورها اثرگذار است.

طرف مقابل راهبرد فشار را انتخاب کرده؛ پاسخ ایران چیست؟

تداوم این روند در میانه مذاکرات یک پیام روشن برای سیاستگذاری اقتصادی ایران دارد: نمی‌توان پاسخ به تحریم را تنها به یافتن یک «مسیر دورزدن» تقلیل داد. هر مسیر موفق، در صورت تمرکز بیش از حد، دیر یا زود قابل شناسایی و هدف‌گیری می‌شود؛ همان اتفاقی که اکنون درباره برخی شبکه‌های بانکی، رمزارزی، هوایی و حمل‌ونقل در حال رخ‌دادن است.

پاسخ پایدارتر، افزایش تعداد گزینه‌ها و کاهش نقاط شکست واحد است. شبکه مالی خارجی ایران به تنوع در ارزهای تسویه، بانک‌ها و ترتیبات پرداخت دوجانبه نیاز دارد؛ تجارت خارجی باید میان مسیرهای دریایی، زمینی و ریلی متعدد توزیع شود؛ وابستگی به چند شرکت واسط در کشورهای مشخص باید کاهش یابد و هر مسیر جایگزین پیش از آنکه به گلوگاه تبدیل شود، باید مسیر پشتیبان داشته باشد.

آمریکا تصمیم خود را برای ادامه فشار همزمان با مذاکره نشان داده و تحریم‌ها را از نفت به شبکه‌های سازگاری ایران گسترش داده است. سؤال اینجاست که آیا ایران نیز راهبرد منسجمی برای حفظ گزینه‌های اقتصادی خود در یک دوره طولانی فشار طراحی کرده است یا پاسخ‌ها همچنان پس از هدف قرارگرفتن هر مسیر و به‌صورت موردی شکل می‌گیرند؟

اگر آمریکا فشار و تحریم را به‌صورت شبکه‌ای اعمال می‌کند، پاسخ مؤثر نیز نمی‌تواند مجموعه‌ای از راه‌حل‌های پراکنده باشد. معیار موفقیت، باقی‌ماندن یک مسیر خاص نیست؛ توانایی اقتصاد برای ادامه تجارت و جابه‌جایی منابع در زمانی است که یک یا چند مسیر به‌طور همزمان مسدود می‌شوند.

منابع:

وزارت خزانه‌داری آمریکا؛ آغاز عملیات گسترده تحریمی علیه ایران

رویترز؛ تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی و شبکه تأمین هوایی ایران

وزارت خزانه‌داری آمریکا؛ تحریم شبکه A7 با بیش از ۱۷ میلیارد دلار تراکنش

رویترز؛ گسترش تحریم‌ها به خودرو و راه‌آهن ایران

وزارت خزانه‌داری آمریکا؛ هدف‌گیری بانک‌ها و شبکه مالی ایران در امارات

وزارت خزانه‌داری آمریکا؛ تحریم زیرساخت دارایی دیجیتال مرتبط با ایران

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.