مسیر اقتصاد/ برای درک مسیر آتی چین در دوران شی جینپینگ، تماشای زرقوبرق آسمانخراشهای شانگهای یا پارکهای فناوری شنژن نشانیِ دقیقی به دست نمیدهد؛ نقطه اتکای واقعی پکن را باید در عمق سرزمین و استانهایی چون «هونان» جستوجو کرد. هونان با جمعیتی نزدیک به ۶۵ میلیون نفر و اقتصادی در مقیاس ۷۰۰ میلیارد دلار، چکیدهای تمامعیار از هفت دهه دگردیسی، تناقضهای توسعه و بهای انسانیِ گذار چین است؛ سرزمینی که نه با تکیه بر منطق بازار آزاد نئولیبرال، بلکه بر شالوده محکم برنامهریزی امنیتی و سرمایهداری هدایتشده دولتی قد علم کرده است.
ریشههای تاریخی هونان چین؛ از مستشاران روس تا صنایع پنهان در غارها
ستون فقرات صنعتی هونان بیش از هر چیز محصول اضطرارهای ژئوپلیتیک جنگ سرد است. در دهه ۱۹۵۰، کمکهای فنی و مهندسی شوروی در قالب پروژههای بنیادین، نخستین هستههای صنایع سنگین (بهویژه کارخانههای متالورژی و ساخت موتور هواپیما در شهر ژوژو) را ایجاد کرد. با این حال، شتابدهنده اصلی در میانه دهه ۱۹۶۰ شکل گرفت؛ یعنی زمانی که مائو در بحبوحه جنگ ویتنام و هراس از تقابل نظامی، راهبرد «جبهه سوم» را آغاز کرد.
پکن دستور داد صنایع حساس و دفاعی از سواحل آسیبپذیر به عمق کوهها و غارهای استانهای مرکزی مانند هونان منتقل شوند. اختصاص بیش از ۷۰ درصد از کل بودجه عمرانی هونان به این پروژهها در آن برهه از دید معیارهای کوتاهمدت بازار کاملاً فاقد بازدهی بود، اما در عمل ذخیرهای استثنایی از زیرساختهای مهندسی، ماشینآلات پایه و نیروی انسانی متخصص بر جای گذاشت؛ سرمایهای تاریخی که چند دهه بعد به سکوی پرتاب ماشینآلات سنگین چین بدل شد.
ضربه سنگین بازار و جاماندگان از قطار توسعه
با آغاز اصلاحات ساختاری در دهه ۱۹۹۰، الگوی پیشین حاکم بر کارخانهها فرو ریخت. انحلال تدریجی ساختار سنتی واحدهای کاری و برچیده شدن چتر حمایتی فراگیر (که در ادبیات چین به «کاسه برنج آهنی» شهرت داشت) جامعه کارگری را با شوکی عمیق روبهرو کرد. نسلی از خانوادهها که هویت، مسکن، درمان و آموزش فرزندانشان با موجودیت کارخانههای دولتی گره خورده بود، در پی موج خصوصیسازی و تعطیلی واحدها ناگهان به حاشیه رانده شدند.
بسیاری از آنان ناگزیر شدند به عنوان کارگران مهاجر و ارزانقیمت راهی خطوط تولید استانهای جنوبی نظیر گوانگدونگ و شنژن شوند و کمتر کسی از آنان به سهمی از ثروت جدید دست یافت. پیامدهای نابرابر این گذار همچنان در بافت اجتماعی استان زنده است؛ هونان اگرچه به لحاظ حجم اقتصاد در جمع ده استان اول چین قرار دارد، اما درآمد سرانه آن هنوز از میانگین کشوری پایینتر است و به دشواری به دوسوم استانهای ثروتمند ساحلی میرسد.
غولهای مکانیک و ابتکار عمل نظام «سرزنجیره» در هونان چین
در دهه نخست قرن حاضر و همزمان با جهش ساختوساز زیرساختی در سراسر چین، میراث صنعتی هونان جان تازهای گرفت. شرکتهای غولپیکری مانند سانی (Sany) و زوملاین (Zoomlion) با تکیه بر تقاضای سرسامآور برای جرثقیلها و بیلهای مکانیکی، جایگاهی تعیینکننده یافتند؛ چندان که در ادبیات سیاسی داخلی، این صنایع عظیم تجهیزاتسازی را به کنایه از ارتش تاریخی این خطه، «ارتش جدید هونان» نامیدند.
وجه تمایز چانگشا (مرکز استان) در مدیریت این جهش، ابداع مدلی نهادی موسوم به «نظام سرزنجیره» بود. در این الگو، تقسیم کار ویژهای میان حاکمیت و بازار تعریف شده است:
- یک مقام ارشد اداری و حزبی به عنوان «سرزنجیره» منصوب میشود تا گرههای بوروکراتیک را باز کند، تخصیص زمین و تسهیلات بانکی را سرعت بخشد و سیاستهای حمایتی را هماهنگ سازد.
- شرکت لیدر بخش خصوصی یا دولتی در نقش «رهبر زنجیره»، راهبری تحقیق و توسعه، سازماندهی شبکه تأمینکنندگان خرد بومی و نفوذ در بازارهای بینالمللی را بر عهده میگیرد.
این شیوه هماهنگی عمودی با وجود جهش در نرخ خودکفایی قطعات، چالشهایی نظیر مداخله اداری گسترده و شکلگیری حلقههای محافظت از منافع منطقهای را نیز به همراه آورده است.
تضاد فولاد و فرهنگ عامه
در کنار این کالبد سنگین صنعتی، چانگشا همزمان پایتخت بیرقیب سرگرمی و امواج فرهنگ مجازی در چین است. تلویزیون ماهوارهای هونان از دهه ۱۹۹۰ با ساخت برنامههای پربیننده استعدادیابی، این شهر را به مهد اقتصاد توجه و مصرفگرایی مدرن تبدیل کرد.
همنشینی صنایع سنگین فولادی با زرقوبرق کافهها و جریانهای مد روز جوانان، تصویری ملموس از کشاکش جامعه امروز چین میان ریشههای ارتدوکس کارگری و میل مهارناپذیر به مصرف را بازتاب میدهد. این پویایی در بستری از خلقوخوی محلی مشهور به «بامان»—سرسختی، بیپروایی و عملگرایی مطلق—رشد کرده است؛ همان روحیهای که مائو با جمله مشهور «بدون فلفل، انقلابی شکل نمیگیرد» به آن اشاره میکرد.
پیام هونان به رقابت جهانی پکن و واشنگتن
تأکید سالهای اخیر شی جینپینگ بر ارتقای هونان به جایگاه «قطب ملی تولید پیشرفته»، بیش از آنکه یک تصمیم منطقهای باشد، تصمیمی در چارچوب بازتعریف مفهوم امنیت ملی چین است.
در دورانی که جنگ فناوری، تحریمهای تجاری و احتمال گسست زنجیرههای تأمین جهانی به بالاترین حد رسیده است، عمق سرزمینی، استقلال در ماشینآلات پایه و وجود کارخانههایی که ظرفیت بالایی برای تبدیل سریع به خطوط پشتیبانی و لجستیک سنگین دارند، ضامن تابآوری استراتژیک پکن به شمار میروند. هونان نمود عینی «کاپیتالیسم سیاسی در شرایط شبهجنگ» است؛ الگویی که نشان میدهد پکن در بزنگاههای سخت تاریخی، بیش از ویترینهای شکننده سواحل، بر ستونهای مهندسی درون سرزمین خود تکیه دارد.
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

