به گزارش مسیر اقتصاد جنگ سال ۲۰۲۶ محاسبات امارات در قبال ایران را تغییر داد. مدل اقتصادی این کشور بر ثبات منطقهای، امنیت زیرساختها، فعالیت مستمر فرودگاهها و بنادر و اعتماد سرمایهگذاران خارجی استوار است. گسترش جنگ نشان داد تنش با ایران میتواند همه این پایهها را همزمان تحت فشار قرار دهد.
بر اساس گزارش اخیر فایننشال تایمز، امارات پس از جنگ سیاست خود را بر سه محور تنظیم کرده است: بازگرداندن روابط اقتصادی با ایران، افزایش ظرفیت صادرات انرژی خارج از هرمز و ادامه همکاری امنیتی با آمریکا و اسرائیل. هدف ابوظبی آن است که از هزینه تقابل مستقیم با ایران بکاهد، بدون آنکه از ساختار امنیتی مورد نظر خود فاصله بگیرد.
بازسازی روابط اقتصادی با ایران
نخستین بخش راهبرد امارات، بازگرداندن تدریجی روابط تجاری و رفتوآمد با ایران است. پروازهای ایران به دبی از سر گرفته شده و امارات اجازه بازگشت حدود ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت را که هنگام آغاز جنگ خارج از این کشور بودند، صادر کرده است. فعالیت شناورهای حمل کالا میان بنادر ایران و دبی نیز دوباره آغاز شده است.
اهمیت این روابط از حجم تجارت دو کشور مشخص میشود. ایران در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ حدود ۷.۲ میلیارد دلار کالای غیرنفتی به امارات صادر کرد و ۲۱.۹ میلیارد دلار کالا از این کشور وارد کرد. امارات بزرگترین مبدأ واردات ایران و یکی از مهمترین مقاصد صادرات غیرنفتی کشور بود. هرچند باید توجه داشت که در بخشی از این تجارت امارات در عمل نقش کشور واسط را دارد.
بخش بزرگی از این مبادلات از طریق شرکتهای تجاری، انبارها، بنادر، شبکههای حملونقل و صرافیهای مستقر در دبی انجام میشود. بازرگانان و سرمایهگذاران ایرانی نیز در بازار املاک و خدمات امارات حضور گستردهای دارند. طولانیشدن محدودیتها میتوانست بخشی از درآمد بنادر، فرودگاهها، شرکتهای حملونقل و بازار دبی را کاهش دهد.
اما کارکرد اصلی بازسازی روابط اقتصادی برای امارات مسائل امنیتی است. ابوظبی میکوشد با افزایش منافع مشترک، احتمال تبدیلشدن خاک و زیرساختهای این کشور به بخشی از میدان درگیری را کاهش دهد. جنگ نشان داد نزدیکی امنیتی به آمریکا و اسرائیل بدون حفظ رابطه با ایران، میتواند امارات را در معرض هزینه مستقیم قرار دهد.
از نگاه ایران، این تحول نشان میدهد قدرت بازدارندگی تنها در جلوگیری از حمله نظامی اثر ندارد و میتواند رفتار اقتصادی کشورهای منطقه را نیز تغییر دهد. امارات اکنون حفظ تجارت با ایران را بخشی از مدیریت امنیت و ثبات اقتصادی خود میداند.
کاهش وابستگی به تنگه هرمز
دومین بخش راهبرد امارات، توسعه زیرساختهایی است که امکان صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم کند. خط لوله حبشان-فجیره ظرفیت انتقال حدود ۱.۸ میلیون بشکه نفت در روز از میدانهای ابوظبی به ساحل دریای عمان را دارد و در جریان جنگ با ظرفیت بالا فعالیت کرد.
ابوظبی همچنین توسعه خطوط لوله و ظرفیتهای ذخیرهسازی در فجیره را دنبال میکند. این منطقه حدود ۴۲ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی نفت دارد و به یکی از مراکز اصلی صادرات و سوخترسانی امارات در خارج از خلیج فارس تبدیل شده است.
هدف این سرمایهگذاریها کاهش اثرگذاری تنگه هرمز بر صادرات نفت امارات است. با این حال ظرفیت خط لوله موجود کمتر از نیمی از توان تولید نفت خام این کشور را پوشش میدهد و بخش بزرگی از تجارت، واردات کالا و جابهجایی دریایی امارات همچنان به امنیت خلیج فارس وابسته است.
افزون بر این، انتقال پایانه صادراتی به خارج از تنگه هرمز همه خطرها را از بین نمیبرد. خطوط لوله، مخازن ذخیرهسازی، بنادر فجیره و نفتکشها نیز در برابر گسترش درگیری، افزایش هزینه بیمه و اختلال در حملونقل آسیبپذیر هستند.
بنابراین امارات میتواند بخشی از وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد، اما امکان جداکردن کامل امنیت اقتصادی این کشور از رفتار ایران وجود ندارد. این محدودیت یکی از دلایل حفظ همزمان روابط اقتصادی با تهران است.
حفظ همکاری امنیتی با آمریکا و اسرائیل
سومین جزء راهبرد امارات، ادامه همکاری دفاعی و امنیتی با آمریکا و اسرائیل است. بازگشت تجارت با ایران به معنای فاصلهگرفتن ابوظبی از این روابط نیست. امارات همچنان به پشتیبانی نظامی آمریکا، سامانههای دفاعی غربی و همکاریهای فناوری و اطلاعاتی با اسرائیل متکی است.
ابوظبی در پی ایجاد تعادلی است که در آن روابط اقتصادی با ایران از گسترش درگیری جلوگیری کند و همکاری با آمریکا و اسرائیل نیز توان دفاعی این کشور را حفظ کند. به همین دلیل، سیاست جدید امارات را نمیتوان چرخش کامل به سوی ایران دانست.
این راهبرد محدودیتهای رابطه اقتصادی ایران و امارات را نیز نشان میدهد. امارات شریک مهم تجاری ایران است، اما شبکه بانکی، امنیتی و فناوری آن همچنان تحت تأثیر آمریکا قرار دارد. در دوره افزایش فشار واشنگتن، همین وابستگی میتواند دوباره بر تجارت دو کشور اثر بگذارد.
راهبرد سهگانه امارات چه معنایی برای ایران دارد؟
سیاست جدید امارات نشان میدهد جنگ توانسته است محاسبات ابوظبی را تغییر دهد. این کشور دیگر نمیتواند روابط با ایران را یک موضوع فرعی در کنار اتحاد امنیتی خود با آمریکا بداند. ثبات تجارت، گردشگری، بازار املاک و صادرات انرژی امارات به نوع رابطه آن با ایران وابسته است.
در عین حال امارات میکوشد با توسعه مسیرهای خارج از تنگه هرمز و تقویت همکاریهای دفاعی، اثر اهرمهای ایران را کاهش دهد. ابوظبی در حال انتخاب میان ایران و آمریکا نیست؛ تلاش میکند هزینه تقابل با ایران را کاهش دهد و همزمان ابزارهای مقابله با فشار احتمالی تهران را تقویت کند. در نتیجه، راهبرد سهگانه امارات را میتوان حاصل پذیرش یک واقعیت دانست: امنیت مدل اقتصادی این کشور بدون درنظرگرفتن قدرت ایران امکانپذیر نیست.
منبع: فایننشال تایمز
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

