مسیر اقتصاد/ استفاده از تحریم و فشار مالی علیه ایران سابقهای طولانی در سیاست آمریکا دارد و دولتهای دموکرات نیز به شکل گسترده از این ابزار برای افزایش فشار و ایجاد اهرم در مذاکرات استفاده کردهاند. دولت بایدن نیز تا ماههای پایانی فعالیت خود دامنه تحریمهای نفتی و محدودیت علیه ناوگان حمل نفت ایران را افزایش داد.
دونالد ترامپ نیز پس از بازگشت به کاخ سفید سیاست «فشار حداکثری» را احیا کرد، اما در جریان تقابل سال ۲۰۲۶ نقش اقدام نظامی در سیاست آمریکا علیه ایران به شکل قابل توجهی افزایش یافت. واشنگتن انتظار داشت فشار نظامی بتواند ایران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند؛ با این حال پس از پنج ماه جنگ، مذاکرات همچنان ادامه دارد، مسئله تنگه هرمز حل نشده و ایران نیز شروط اصلی واشنگتن را نپذیرفته است.
ترامپ در ۲۷ جولای حملات آمریکا را متوقف کرد تا فرصت دیگری به مذاکرات داده شود؛ هرچند همچنان تهدید کرده در صورت شکست گفتوگوها عملیات نظامی گسترده از سر گرفته خواهد شد. گزارشهای منتشرشده همچنین نشان میدهد تداوم عملیات نظامی با فشار بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا و هزینه سیاسی ناشی از جنگ و افزایش قیمت انرژی همراه شده است. بنابراین گزینه نظامی از محاسبات واشنگتن حذف نشده، اما توان آن برای دستیابی سریع به اهداف آمریکا با تردید بیشتری روبهرو شده است.
در این شرایط، وزن تحریم و فشار مالی در محاسبات تیم ترامپ دوباره افزایش یافته است. دولت آمریکا از زمان احیای فشار حداکثری بیش از هزار فرد، شناور و هواپیما را در ارتباط با تجارت نفت، شبکههای مالی، کشتیرانی و تأمین تجهیزات ایران هدف محدودیت قرار داده و در ۳۰ جولای نیز تحریمهای تازهای علیه شبکههای مرتبط با ماهانایر در چین، هند، روسیه و ایران اعمال کرد.
مطالبات ایران برای رفع تحریمها چگونه در واشنگتن تفسیر شد؟
عامل دیگری که نگاه دولت ترامپ به ابزار اقتصادی را تقویت کرده، مطالبات ایران در جریان مذاکرات بوده است. مقامات آمریکایی به اکسیوس گفتهاند دسترسی به منابع مالی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و رفع محدودیتهای اقتصادی از اولویتهای طرف ایرانی در گفتوگوهای اخیر بوده است. همین مسئله در واشنگتن بهعنوان نشانهای از اثرگذاری فشار مالی تفسیر شده و برخی مقامات دولت ترامپ معتقدند محدودیتهای اقتصادی در بلندمدت میتواند تهران را بیشتر تحت فشار قرار دهد.
این برداشت لزوماً اندازه واقعی اثر تحریم بر اقتصاد ایران را نشان نمیدهد. تحریم هزینههای قابل توجهی در نقلوانتقال پول، تجارت، سرمایهگذاری، حملونقل و دسترسی به فناوری ایجاد کرده، اما نتوانسته فعالیت اقتصادی و درآمدهای خارجی ایران را متوقف کند. مسئله مهم برای محاسبات طرف مقابل، جایگاهی است که رفع تحریم در مذاکرات ایران پیدا میکند.
هرچه آزادسازی منابع و کاهش محدودیتها بهعنوان یک نیاز فوری برجسته شود، آمریکا نیز انگیزه بیشتری برای حفظ این اهرم خواهد داشت. واشنگتن از چنین رفتاری نتیجه میگیرد که افزایش فشار اقتصادی میتواند امتیاز بیشتری در مرحله بعدی مذاکرات ایجاد کند.
راهبرد اقتصادی نباید بر تصمیم آمریکا برای رفع تحریم استوار باشد
هر گشایشی که با مجوز دولت آمریکا ایجاد شود، در ادامه تحت تأثیر تصمیم همان دولت یا دولت بعدی قرار دارد. تجربه سالهای گذشته بارها نشان داده تعلیق محدودیتها میتواند با تغییر شرایط سیاسی یا اختلاف بر سر توافق دوباره لغو شود. بنابراین تمرکز راهبرد اقتصادی بر گرفتن گشایش از تحریمکننده، اهرمی را که آمریکا ایجاد کرده از میان نمیبرد.
ایران در این چارچوب به مسیری نیاز دارد که هزینه تحریم را به شکل ساختاری کاهش دهد؛ گسترش تجارت پایدار با شرکای اصلی، استفاده بیشتر از ارزهای ملی، سازِکارهای تسویه دوجانبه و چندجانبه، توسعه زیرساختهای حملونقل، بیمه و پرداخت و افزایش وابستگی متقابل اقتصادی با کشورهایی که آمریکا به دنبال محدودکردن روابط آنها با ایران است، از اجزای این مسیر محسوب میشود.
این رویکرد با دور زدن تحریم تفاوت دارد. دور زدن تحریم بر یافتن مسیرهای موقت، واسطههای متعدد و معاملات غیرشفاف برای عبور از محدودیتهای موجود متکی است و هزینه مبادله و زمینه شکلگیری رانت را افزایش میدهد. بیاثرکردن تحریم به ایجاد روابط و زیرساختهایی میانجامد که اعمال محدودیت آمریکا در آنها تأثیر کمتری بر جریان عادی تجارت و درآمد کشور داشته باشد.
روسیه چگونه با تحریم مواجه شد؟
تجربه روسیه پس از سال ۲۰۲۲ نمونهای از حرکت در همین جهت است. مسکو بخش بزرگی از تجارت انرژی خود را به سمت آسیا منتقل کرد، استفاده از روبل و یوان در مبادلات خارجی را گسترش داد و مسیرهای تازهای برای حملونقل، تأمین کالا و پرداخت ایجاد کرد.
این اقدامات هزینه تحریمهای غرب را از بین نبرده و روسیه همچنان در حوزههایی مانند فناوری، تأمین مالی و تجارت خارجی با محدودیت روبهروست. مسکو حتی در مواردی، رفع تحریمهای مهم را پیششرط پذیرش درخواستهای طرف مقابل قرار داده است؛ اما تفاوت مهم این است که راهبرد اقتصادی روسیه برای ادامه تجارت به انتظار برای رفع تحریمها از سوی آمریکا و اروپا متوقف نمانده است.
اهرم تنگه هرمز و افزایش هزینه فشار اقتصادی
شرایط کنونی ایران یک تفاوت مهم با بسیاری از دورههای پیشین تحریم دارد. تحولات جنگ، تنگه هرمز را به یکی از مهمترین اهرمهای ایران در برابر آمریکا و اقتصاد جهانی تبدیل کرده است؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود یکپنجم جریان جهانی انرژی از آن عبور میکرد و نحوه مدیریت آن اکنون یکی از موضوعات اصلی مذاکرات است.
این اهرم میتواند مبنای شکلگیری توافقات اقتصادی و امنیتی متقابل قرار گیرد؛ توافقاتی که نقش ایران در امنیت مسیرهای انرژی، تجارت منطقهای، ترانزیت و خدمات دریایی را با منافع اقتصادی پایدار پیوند بزند. حفظ قدرت چانهزنی ایران در این حوزه میتواند امکان دستیابی به ترتیباتی را فراهم کند که هزینه ادامه فشار اقتصادی علیه ایران را برای طرفهای مقابل افزایش دهد.
در کنار بیاثرکردن تحریم، اصل اقدام متقابل نیز میتواند بخشی از راهبرد ایران باشد. آمریکا زمانی انگیزه بیشتری برای گسترش محدودیتها دارد که اعمال تحریم برای خود آن کشور هزینه محدودی داشته باشد. ایجاد سازِکارهای اقتصادی و حقوقی متقابل، با استفاده از اهرمهای تجاری و منطقهای ایران، میتواند محاسبه هزینه و فایده فشار اقتصادی را تغییر دهد. طراحی چنین اقداماتی باید بهگونهای باشد که فشار متوجه عامل تحریم شود و به روابط اقتصادی ایران با کشورهای ثالث آسیب نزند.
منابع:
رویترز؛ پیوند اول، پیوند دوم، پیوند سوم
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

