مسیر اقتصاد/ تأمین مالی توسعه در اقتصادهایی که با محدودیت منابع داخلی و فشار تراز پرداخت مواجه هستند، تنها از مسیر تسهیلات بانکی و بودجه عمومی ممکن نیست. در چنین شرایطی، بانک توسعه باید به گونهای طراحی شود که نقش فعالتری در تجهیز منابع خارجی، معرفی طرحهای جذاب و اتصال اقتصاد ملی به سرمایهگذاران غیرمقیم ایفا کند. بانک توسعه نباید فقط ارائهدهنده وام باشد؛ بلکه باید طرحهای کشور را به زبان مالی قابل فهم برای سرمایهگذاران خارجی تبدیل کند.
جذب سرمایه خارجی نیازمند طرحهای شفاف و قابل عرضه است
در کشورهایی مانند چین و برزیل، بانکهای توسعهای فقط منابع داخلی را میان طرحها توزیع نکردهاند بلکه در معرفی طرحها به سرمایهگذاران خارجی نیز نقش جدی داشتهاند. این بانکها طرحها را ارزیابی، بستهبندی مالی و برای طرف خارجی قابل ارائه میکنند و از این مسیر بخشی از شکاف تراز پرداخت را پوشش میدهند.
سرمایهگذار خارجی با دعوت عمومی وارد کشور نمیشود. او باید طرح مشخص، جریان درآمدی روشن، ریسک قابل ارزیابی، سازِکار خروج و ضمانتهای مالی قابل قبول ببیند. بنابراین اگر بانک توسعه بخواهد در جذب سرمایه خارجی نقش ایفا کند، باید طرحهای کشور را از حالت اداری خارج کند و به بستههای سرمایهگذاری قابل مذاکره تبدیل کند.
ضعف رایزنان مالی مانع فعال شدن ظرفیت شرکای خارجی ایران
یکی از ضعفهای مهم ایران نبود شبکه حرفهای رایزنان مالی و اقتصادی است. ایران با کشورهایی مانند چین، روسیه و برخی شرکای منطقهای روابط تجاری و سیاسی دارد، اما این روابط بهطور خودکار به جذب منابع مالی منجر نمیشود. برای تبدیل رابطه تجاری به سرمایهگذاری، کشور به افرادی نیاز دارد که زبان مالی بینالمللی، مدیریت پروژه، مذاکره سرمایهگذاری و نیازهای طرف خارجی را بشناسند.
رایزن مالی با رایزن عمومی یا بازرگانی تفاوت دارد. او باید بتواند طرحهای داخل کشور را معرفی کند، ساختار مالی طرح را توضیح دهد، موانع حقوقی و ارزی را شناسایی کند و میان بانک توسعه، دستگاه اجرایی و سرمایهگذار خارجی ارتباط عملیاتی برقرار کند. نبود چنین شبکهای باعث شده بسیاری از فرصتهای همکاری خارجی در حد تفاهمنامه باقی بماند.
ظرفیت بانکهای بینالمللی نباید فقط در حد عضویت باقی بماند
ایران در برخی بانکها و نهادهای مالی بینالمللی سهام یا ظرفیت همکاری دارد؛ از جمله بانک توسعه اسلامی یا سازِکارهای مالی مرتبط با بریکس. مسئله این است که این ظرفیتها نباید فقط در حد عضویت سیاسی یا نمادین باقی بماند، بلکه باید به پشتوانه عملیاتی بانک توسعه برای تأمین مالی طرحها تبدیل شود. بانک توسعه میتواند از این ظرفیتها برای مشارکت در طرحهای مشترک، تأمین مالی خارجی، کاهش اثر محدودیتهای تحریمی و ایجاد جریان ارزی پایدارتر استفاده کند.
توسعه بازار اوراق؛ مکمل جذب سرمایه خارجی
ضعف بازار اوراق یکی دیگر از موانع تأمین مالی توسعه است. در بسیاری از کشورها، طرحهای مشخص از طریق انتشار اوراق و ابزارهای اوراقسازی تأمین مالی میشوند. اما در ایران حتی انتشار اوراق ریالی برای طرحهای شفاف و درآمدزا نیز با دشواریهای جدی روبهرو است.
طرحهایی مانند بیمارستان، طرحهای حوزه تولید انرژی یا برخی کسبوکارهای کوچک اگر جریان درآمدی قابل اتکا داشته باشند، میتوانند از طریق اوراق تأمین مالی شوند. ولی چون زیرساخت ارزیابی، رتبهبندی و تضمین به اندازه کافی شکل نگرفته، بار تأمین مالی همچنان بر دوش بانکها باقی مانده است.
سرمایه غیرمقیم و تقویت تراز پرداخت ایران
در کشورهای منطقه نیز در عربستان پس از سال ۲۰۱۵، ورود و خروج سرمایه در مقیاس بزرگ انجام شده است. ممکن است درباره کیفیت و بازدهی برخی سرمایهگذاریهای خارجی این کشور نقدهای جدی وجود داشته باشد، اما نفس شکلگیری چرخه ورود و خروج سرمایه، به تقویت ساختار مالی و تراز پرداخت آن کمک کرده است.
ایران در نقطه مقابل، نه ورود سرمایه خارجی قابل توجه دارد و نه سازِکار مناسبی برای بازگرداندن سرمایه ایرانیان غیرمقیم طراحی کرده است. در حالی که در حوزههایی مانند نفت و گاز، معدن، انرژی و زیرساخت، طرحهای پربازدهی وجود دارد که میتواند برای سرمایهگذاران غیرمقیم جذاب باشد.
بانک توسعه باید مأموریت فعالسازی منابع خارجی را جدی دنبال کند. این مأموریت با اتکا به بودجه و تسهیلات داخلی محقق نمیشود، بلکه نیازمند تعریف طرحهای جذاب ایجاد شبکه رایزنان مالی حرفهای، استفاده عملیاتی از ظرفیت بانکهای بینالمللی، توسعه بازار اوراق و طراحی سازِکارهای مطمئن برای سرمایهگذاران غیرمقیم است. در چنین چارچوبی بانک توسعه میتواند از یک نهاد صرفاً وامدهنده به بازوی تقویت تراز پرداخت و جذب منابع پایدار برای اقتصاد ایران تبدیل شود.
انتهای پیام/ پول و بانک

