مسیر اقتصاد/ انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر، برابر با ۱۲ آبان ۱۴۰۵، برگزار میشود. تا آن زمان، دولت ترامپ ناچار است آثار جنگ ایران بر قیمت سوخت، هزینه زندگی و آرای نامزدهای جمهوریخواه را در محاسبات خود وارد کند. پس از پایان انتخابات این قید فوری کاهش مییابد، اما این به معنای قطعیشدن حمله مجدد نیست. متغیر تعیینکنندهتر، وضعیتی است که طی سه ماه آینده در بازار انرژی و تنگه هرمز شکل میگیرد.
سخنان ونس از تصمیمی مشروط حکایت دارد
اظهارات جیدی ونس معاون اول ترامپ بعد از انعقاد توافق بین ایران و آمریکا، نشان داد آمریکا تفاهم با ایران را پایان قطعی جنگ نمیدانست. دولت ترامپ بهدنبال بازگشایی هرمز در یک دوره موقت بود و تعیین تکلیف موضوعات اصلی، از جمله نظم آینده تنگه را به مذاکرات بعدی موکول میکرد. ونس همچنین بر خواسته آمریکا برای عبور بدون عوارض از هرمز تأکید داشت.
این مواضع ثابت میکند واشنگتن میخواست ابتدا با افزایش عبور و مرور از تنگه هرمز، فشار بازار انرژی را کاهش دهد و امکان تصمیمگیری بعدی خود را حفظ کند؛ اما سخنان وی اثبات نمیکند که زمان حمله تازه از پیش برای بعد از انتخابات تعیین شده بود. رفتار دولت آمریکا نیز تاکنون تابع شرایط بوده است. ترامپ در ماه مه یک حمله برنامهریزیشده را همزمان با پیشرفت مذاکرات متوقف کرد، اما گزینه بازگشت به حملات را باز نگه داشت. بنابراین حمله پس از انتخابات را باید یک گزینه حفظشده و مشروط دانست، نه برنامهای محتوم و مستقل از تحولات پیش رو.
بازشدن تنگه هرمز، آزادی عمل آمریکا را بازمیگرداند
سناریوی نخست زمانی شکل میگیرد که ایران پیش از دریافت امتیازهای اجراشده و بازگشتناپذیر، تنگه هرمز را باز کند. افزایش صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، کاهش هزینه حملونقل و بیمه و فراهمشدن امکان ترمیم ذخایر میتواند قیمت انرژی را پایین بیاورد و فشار اقتصادی واردشده بر آمریکا را کاهش دهد.
در چنین وضعیتی، دولت ترامپ پس از انتخابات با دو محدودیت کمتر روبهرو خواهد بود: دیگر نگران اثر فوری جنگ بر صندوق رأی نیست و بازار نفت نیز برای مدتی توان تحمل اختلال تازه را پیدا کرده است. در این زمان اگر همزمان وضعیت «نه جنگ گسترده و نه صلح» نیز ادامه داشته باشد، واشنگتن ممکن است حملهای تازه را برای تغییر موازنه و ساختن یک دستاورد سیاسی در ادامه دوره ریاستجمهوری ترامپ دنبال کند.
خطر اصلی برای ایران آن است که بازگشایی تنگه هرمز، امتیاز خود را همان لحظه به آمریکا میدهد، اما وعدههای طرف مقابل درباره رفع محاصره، آزادسازی داراییها، پرداخت غرامت یا خودداری از حمله ممکن است دوباره نقض شود. در این سناریو، ایران فشار اصلی خود را از دست میدهد و آمریکا فرصت اقتصادی و نظامی لازم برای آغاز دور دیگری از تقابل را به دست میآورد.
فشار انرژی پس از انتخابات هم باقی میماند
سناریوی دوم زمانی است که هرمز تا پس از انتخابات همچنان به وضعیت عادی بازنگردد و اثر ذخایر و مسیرهای جایگزین نیز کاهش یابد. در این صورت، پایان انتخابات یکی از محدودیتهای دولت آمریکا را برمیدارد، اما محدودیت اصلی اقتصادی را از میان نمیبرد.
در هفتههای اخیر قیمت نفت برنت بار دیگر به محدوده ۱۰۰ دلار رسیده، متوسط قیمت بنزین آمریکا از چهار دلار در هر گالن عبور کرده و نگرانی از تورم، افزایش نرخ بهره و رکود تورمی دوباره در بازارهای مالی جدی شده است. نظرسنجی رویترز از تحلیلگران نیز نشان میدهد جنگ، برآورد بازار نفت در سال ۲۰۲۶ را از مازاد پیشبینیشده پیش از جنگ به کمبود متوسط روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه تغییر داده است.
این فشار فقط انتخاباتی نیست. افزایش قیمت انرژی هزینه تولید، حملونقل و مصرف خانوادهها را بالا میبرد، سیاست پولی را دشوارتر میکند و رشد اقتصادی آمریکا را تحت فشار قرار میدهد. دولت ترامپ پس از ۱۲ آبان نیز مسئول پیامدهای اقتصادی جنگ خواهد بود و نمیتواند از اثر نفت گران بر اقتصاد داخلی چشمپوشی کند.
اگر حمله تازه به بستهماندن بیشتر تنگه هرمز، تشدید بحران بابالمندب و افزایش قیمت نفت منجر شود، رهایی از فشار انتخاباتی بهتنهایی نمیتواند آن را به گزینهای منطقی تبدیل کند.
نتیجه حمله باید مسئله انرژی را حل کند
محاسبه اصلی واشنگتن پس از انتخابات این خواهد بود که آیا اقدام نظامی میتواند ایران را به عقبنشینی وادار کند و تردد پایدار نفتکشها را افزایش دهد یا نه.
اگر پاسخ مثبت ارزیابی شود، احتمال حمله بالا میرود؛ بهویژه در شرایطی که بازار پیش از آن با بازشدن تنگه هرمز آرام شده باشد. اما اگر تجربه سه ماه آینده نشان دهد حملات بیشتر نهتنها تنگه هرمز را باز نمیکند، بلکه اعتماد کشتیرانی را کاهش و فشار بازار انرژی را افزایش میدهد، انگیزه آمریکا برای تشدید جنگ کمتر خواهد شد.
تنگه هرمز محل عبور حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است و مسیرهای جایگزین توان جبران کامل این حجم را ندارند. تداوم اختلال میتواند تولیدکنندگان منطقه را وادار به کاهش تولید کند و مصرفکنندگان را به برداشت بیشتر از ذخایر سوق دهد. بنابراین توان ایران در حفظ اختلال، فقط یک اهرم سیاسی نیست و مستقیماً امکان اقتصادی جنگ تازه را محدود میکند.
نتیجه انتخابات متغیر درجه دوم است
پیروزی جمهوریخواهان میتواند از نظر سیاسی به ترامپ اعتماد بیشتری برای ادامه سیاست کنونی بدهد و پیروزی دموکراتها نظارت و فشار کنگره را افزایش دهد. بااینحال، هیچیک حمله را قطعی یا منتفی نمیکند.
دولت آمریکا حتی در برابر مخالفت بخشی از کنگره ابزارهای گستردهای برای آغاز و ادامه عملیات محدود در اختیار دارد. از سوی دیگر، پیروزی جمهوریخواهان نیز نفت گران، تورم و هزینه جنگ را از بین نمیبرد. بنابراین نتیجه انتخابات بر فضای تصمیمگیری اثر میگذارد، اما عامل اصلی تصمیم درباره حمله تازه نیست.
هرمز باید پس از دریافت امتیاز بازگشت ناپذیر باز شود
سه ماه آینده تعیین میکند دولت آمریکا پس از انتخابات با چه موازنهای روبهرو باشد. اگر ایران هرمز را بدون دریافت اقدامات عینی باز کند، بازار انرژی آرام و آزادی عمل واشنگتن بیشتر میشود. در این شرایط، حمله مجدد احتمال بالاتری خواهد داشت.
اما اگر ایران با حفظ انسجام داخلی اجازه ندهد بازار انرژی پیش از اجرای شروطش آرام شود، دولت آمریکا پس از انتخابات نیز با همان پرسش اساسی مواجه خواهد بود: چرا باید حملهای انجام دهد که مشکل نفت را حل نمیکند و ممکن است آن را شدیدتر سازد؟
از این رو، بازگشایی تنگه باید تنها پس از رفع عملی محاصره، آزادسازی داراییهای مسدودشده، پرداخت بخشی از غرامت، تعیین مسیر ادامه جبران خسارت و کاهش محسوس آرایش تهاجمی آمریکا آغاز شود. این اقدامات باید پیش از بهرهمندشدن واشنگتن از آرامش بازار انجام شده باشند.
انتخابات، قید سیاسی دولت ترامپ را کاهش میدهد؛ اما این وضعیت بازار انرژی است که حمله پس از انتخابات را ممکن یا ناممکن میکند. بازکردن زودهنگام هرمز میتواند همان شرایطی را بسازد که آمریکا برای آغاز دور تازه جنگ به آن نیاز دارد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

