به گزارش مسیر اقتصاد تبدیل درآمد نفت و گاز به منابع تازه ثروت، محور برنامههای توسعه در کشورهای عربی خلیج فارس بوده است. عربستان، امارات و قطر با ترکیب سرمایه دولتی، زیرساخت، انرژی و مشوقهای سرمایهگذاری، برای گسترش فعالیتهای غیرنفتی تلاش کردهاند. فرودگاههای بینالمللی، بنادر، مراکز مالی، هتلها و پروژههای فناوری، اجزای اصلی این مسیر هستند. جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، یکی از پایههای این مدل را تهدید کرده است: قابلیت اتکای ارتباط با اقتصاد جهانی. فعالیت این مراکز به رفتوآمد مستمر مسافر، کالا، سرمایه، نیروی متخصص و داده وابسته است. اختلال در این جریانها میتواند حتی بدون تخریب گسترده ساختمانها، درآمد و جذابیت اقتصادی آنها را کاهش دهد.
خدمات بینالمللی به اطمینان از تداوم فعالیت نیاز دارند
موقعیت جغرافیایی، کشورهای خلیج فارس را به محل اتصال بازارهای آسیا، اروپا و آفریقا تبدیل کرده است. ارزش اقتصادی این موقعیت زمانی تحقق مییابد که شرکت هواپیمایی، صاحب کالا و مسافر بتوانند بر زمانبندی و امنیت خدمات حساب کنند.
تعلیق پرواز، تأخیر در تحویل کالا یا افزایش هزینه بیمه، مزیت یک مرکز حملونقل را تضعیف میکند. شرکتها ممکن است برای کاهش ریسک، بخشی از عملیات خود را به مسیرها و مراکز دیگر منتقل کنند. اگر این تغییر ادامه پیدا کند، بازگشت فعالیت پس از کاهش تنش نیز الزاماً فوری نخواهد بود؛ قراردادها، شبکه تأمین و عادت مشتریان ممکن است تغییر کرده باشند.
گردشگری و اقامت نیروی متخصص نیز به همین اطمینان وابستهاند. امکان جابهجایی این گروهها، حساسیت اقتصاد خدماتی به احساس ناامنی را افزایش میدهد؛ حتی زمانی که بخش بزرگی از زیرساخت فیزیکی سالم مانده باشد.
تنوع فعالیتها، وابستگی مشترک به امنیت را از بین نمیبرد
گسترش گردشگری، خدمات مالی و فناوری، منابع درآمد را متنوع میکند؛ اما این بخشها ممکن است همزمان از یک شوک امنیتی آسیب ببینند. هتل، شرکت هواپیمایی، بندر و دفتر منطقهای یک بنگاه، همگی به دسترسی پایدار و اعتماد مشتری نیاز دارند.
از این منظر، کاهش سهم نفت بهتنهایی نشاندهنده کاهش همه ریسکهای اقتصادی نیست. نوع وابستگی تغییر میکند: بخشی از درآمد آینده به توان حفظ جریان تجارت و حضور شرکتها و متخصصان خارجی وابسته میشود.
کشورهای منطقه نیز در موقعیت یکسانی قرار ندارند. گستره جغرافیایی، دسترسی به سواحل جایگزین، اندازه بازار داخلی و ترکیب فعالیتها متفاوت است. بنابراین نمیتوان شدت آسیب یا امکان سازگاری را برای همه آنها یکسان فرض کرد.
مراکز داده؛ مزیت انرژی در کنار نیاز به خدمات پایدار
مراکز داده از حوزههای تازه رقابت اقتصادی منطقهاند. دسترسی به انرژی، زمین و سرمایه، امکان جذب پروژههای پردازش ابری و هوش مصنوعی را فراهم کرده است. بااینحال، مشتری این خدمات به تداوم برق، ارتباطات و دسترسی به داده نیاز دارد.
حفاظت از ساختمان، تنها یکی از الزامات است. اختلال در شبکه برق یا ارتباطات میتواند فعالیت مرکز را محدود کند و نیاز به تجهیزات پشتیبان، ذخیرهسازی جایگزین و توزیع عملیات میان چند محل را افزایش دهد. این الزامات، هزینه سرمایهگذاری و بهرهبرداری را بالا میبرند.
با وجود این فشارها، شواهد از توقف کامل سرمایهگذاری حکایت نمیکند. رویترز در سپتامبر از برنامه مایکروسافت برای سرمایهگذاری بیش از ۱۰ میلیارد دلار در امارات، عربستان، قطر و کویت تا سال ۲۰۳۰ خبر داد؛ برنامهای که تابآوری دیجیتال در آن اهمیت ویژه دارد. این رقم، سرمایهگذاری برنامهریزیشده است و نباید با هزینه انجامشده برابر گرفته شود.
مسیرهای جایگزین، هزینه سازگاری با ناامنی
گزارش مؤسسه آلمانی SWP نشان میدهد کشورهای منطقه در پی تقویت مسیرهای جایگزین بندری و زمینی هستند. هدف، حفظ دسترسی به بازارها هنگام اختلال در مسیر اصلی است؛ موضوعی که علاوه بر صادرات انرژی، واردات کالاهای صنعتی و مصرفی را نیز دربر میگیرد.
این مسیرها میتوانند آسیبپذیری را کاهش دهند، اما ایجاد ظرفیت اضافی به سرمایه و زمان نیاز دارد. همچنین جایگزینی کامل مزیت اقتصادی مسیرهای موجود، از جمله تنگه هرمز، ساده نیست.
پیامد اقتصادی جنگ برای برنامههای توسعه، در همین افزایش هزینه و نااطمینانی آشکار میشود. کشورها باید منابع بیشتری برای حفظ تداوم فعالیت اختصاص دهند، در حالی که سرمایهگذاران درباره زمان اجرا و بازده پروژهها محتاطتر میشوند. ادامه سرمایهگذاری ممکن است، اما شرایط تأمین مالی و بهرهبرداری آن با فرض امنیت پایدار تفاوت خواهد داشت.
منابع:
اکونومیست ـ جنگ و آسیبپذیری مدل توسعه کشورهای خلیج فارس، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶
مؤسسه SWP ـ پروژههای ارتباطی و مسیرهای جایگزین در خلیج فارس و غرب آسیا، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

