۱۶ آبان ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۳۰۵۴۲ ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰ دسته: تولید نام نویسنده: رضا موسایی
۰

تغییر بنیادین ترکیب صادرات چین در دهه اخیر از کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت به خودروهای برقی، ماشین‌آلات پیچیده و سخت‌افزارهای هوش مصنوعی، محصول مستقیم سیاست صنعتی چین و یک تحول ساختاری هدایت‌شده است. دولت پکن به جای توزیع رانت‌های بی‌ضابطه، حمایت‌های یارانه‌ای و اعتباری را با سازوکار «انضباط دوسویه» به عملکرد صادراتی و ارتقای فناوری مشروط کرد و ظرفیت مازاد داخلی را به سمت تسخیر بازارهای جهانی سوق داد. تجربه این کشور به اقتصادهای در حال توسعه نشان می‌دهد که عبور از رانت‌جویی نامولد نیازمند نهادی فراسازمانی با قدرت نظارت واقعی، شرطی‌سازی سخت حمایت‌ها و ایجاد سازوکار خروج برای بنگاه‌های ناکارآمد است.

به گزارش مسیر اقتصاد گسست میان برچسب «Made in China» روی کالاها به‌مثابه نشانه کالاهای ارزان‌قیمت و کم‌فناوری (پوشاک، اسباب‌بازی، مبلمان) و ترکیب جدید سیاست صنعتی و صادرات چین در بازه ۲۰۱۵–۲۰۲۵، بازتاب مستقیم یک تحول ساختاری هدایت‌شده و نه نتیجه خودبه‌خودی نیروهای بازار است.

تحول ساختاری صادرات چین از کالاهای ارزان‌قیمت به فناوری‌های پیشرفته

داده‌های گرافیکی رویترز نشان می‌دهد که ارزش واقعی ده دسته اصلی صادرات چین در این دهه جابه‌جا شده: کاهش یا رکود در کالاهای سنتی و جهش در خودرو (به‌ویژه برقی)، ماشین‌آلات پیچیده، مواد شیمیایی با ارزش افزوده بالاتر و تجهیزات زیرساختی مراکز داده و هوش مصنوعی.

چین اکنون بیش از مجموع آلمان و ایالات متحده خودرو صادر می‌کند و در چندین لایه سخت‌افزاری مرتبط با هوش مصنوعی (ترانسفورماتور، مدارهای مجتمع بالغ، قطعات سرور، تجهیزات کنترل برق) به صادرکننده اول یا دوم جهان بدل شده است.

هدایت ظرفیت مازاد به بازار جهانی با اهرم «رانت یادگیری» در سیاست صنعتی چین

این جابه‌جایی نه از «مزیت نسبی ایستا» بلکه از آرایش مشخصی از رانت یادگیری (Rents for Learning)، انضباط نسبی و هماهنگی افقی-عمودی ناشی شده است. دولت مرکزی و بوروکراسی صنعتی چین طی بیش از یک دهه، با ابزارهایی چون یارانه مستقیم و غیرمستقیم، اعتبار ترجیحی، خرید دولتی، استانداردگذاری و فشار بر مقیاس تولید، ساختار انگیزشی بنگاه‌ها را از رقابت قیمتی در بازارهای پایین‌دستی به انباشت قابلیت‌های فناورانه و صادراتی تغییر داد.

در بخش خودرو، ظرفیت مازاد داخلی که بازار مصرف‌کننده داخلی به‌دلیل بحران ملک و ضعف تقاضا قادر به جذب آن نبود، به اجبار به بازارهای خارجی هدایت شد؛ نتیجه آن رشد ۱۸۷۱ درصدی ارزش صادرات خودرو از ۲۰۱۵ و تثبیت چین به‌عنوان یکی از دو صادرکننده بزرگ جهان است. در مواد شیمیایی، حرکت از محصولات پایه به پلیمرهای تخصصی، فیبر کربن و مواد مرتبط با پنل خورشیدی و قطعات خودرو، نشان‌دهنده همان منطق است: استفاده از مقیاس و یارانه برای عبور از مرحله مونتاژ به تأمین نهاده‌های میانی و سرمایه‌ای.

عبور از تله تسخیر دولت با سازوکار «انضباط دوسویه» و رانت مشروط

آرایش ذی‌نفعان در این فرآیند متفاوت از الگوی کلاسیک تسخیر دولت (State Capture) در بسیاری از اقتصادهای رانتیر است. ائتلاف حاکم (حزب-دولت) رانت را نه عمدتاً به‌صورت توزیع مستقیم میان گروه‌های سیاسی، بلکه به‌صورت مشروط به عملکرد صادراتی و ارتقای فناوری تخصیص داد.

بنگاه‌های خصوصی و نیمه‌خصوصی در زنجیره‌های هدف (خودرو برقی، باتری، رباتیک، تجهیزات انرژی) از حمایت‌ها بهره بردند، اما با الزام ضمنی و صریح به رقابت بین‌المللی و دستیابی به مقیاس جهانی. این امر نوعی انضباط دوسویه (Reciprocal Control Mechanisms) ناقص اما عملیاتی ایجاد کرد: حمایت در ازای رشد صادرات و کاهش وابستگی به واردات نهاده‌های کلیدی.

بروکراسی صنعتی چین، علی‌رغم فساد و ناکارآمدی‌های محلی، از درجه‌ای از خودمختاری درون‌ماندگار (Embedded Autonomy) برخوردار بود که امکان هماهنگی میان وزارتخانه‌ها، دولت‌های محلی و بنگاه‌های پیشرو را فراهم ساخت. شکست هماهنگی (Coordination Failure) که در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه مانع ارتقای زنجیره ارزش می‌شود، اینجا با مداخله متمرکز و مداوم کاهش یافت.

پیوند اسناد بالادستی و ابزارهای اجرایی در سیاست صنعتی چین

تجربه اسنادی چین (از Made in China 2025 تا برنامه‌های بعدی نیروهای مولد جدید) گسست میان اهداف آرمانی و ابزارهای سیاستی را به حداقل رساند. برخلاف اسنادی که صرفاً فهرست حمایت‌ها را بدون مکانیزم خروج و معیار عملکردی تولید می‌کنند، سیاست صنعتی چین با ایجاد ظرفیت مازاد عمدی در بخش‌های هدف، فشار رقابتی داخلی و سپس هدایت مازاد به صادرات، سازوکار یادگیری و انضباط را درونی کرد.

هزینه این راهبرد روشن است: وابستگی شدید رشد به صادرات، تشدید تنش‌های تجاری با اروپا و آمریکا و تداوم ضعف تقاضای داخلی. اما از منظر اقتصاد سیاسی نهادی، این هزینه در ازای انباشت قابلیت‌هایی پرداخت شد که چین را از تأمین‌کننده کالاهای نهایی ارزان به تأمین‌کننده کلیدی نهاده‌های تولید و زیرساخت‌های فناورانه جهان تبدیل کرده است.

دلالت‌های نهادی تجربه چین برای مهار رانت نامولد در کشورهای در حال توسعه

دلالت نهادی این مسیر برای هر اقتصاد در حال توسعه که با شکست هماهنگی و رانت‌جویی نامولد روبه‌روست، در طراحی سازوکار است نه در تقلید سطحی یارانه‌ها. پیش‌نیاز آن، تجمیع قدرت تصمیم‌گیری در نهادی فراسازمانی با ظرفیت نظارتی واقعی، شرطی‌سازی سخت حمایت‌ها به شاخص‌های عملکردی قابل اندازه‌گیری (صادرات با ارزش افزوده، سهم بازار جهانی، کاهش وابستگی وارداتی)، و ایجاد مکانیزم خروج برای بنگاه‌های ناکارآمد است.

بدون این عناصر، هر مداخله صنعتی صرفاً توزیع رانت نامولد را بازتولید می‌کند و تحول ساختاری رخ نمی‌دهد. تجربه چین نشان می‌دهد که رانت یادگیری تنها زمانی به انباشت قابلیت منجر می‌شود که با انضباط ساختاری و فشار رقابتی بین‌المللی پیوند بخورد.

انتهای پیام/ تولید

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.