۰۴ مرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۷۳۱۷ ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

مرداد و شهریور را باید حداکثر فرصت دولت ترامپ برای تغییر روند جنگ، کاهش فشار بازار انرژی و دستیابی به نتیجه‌ای قابل عرضه به رأی‌دهندگان آمریکایی دانست. اگر ایران تا پایان شهریور با حفظ انسجام داخلی در برابر فشار اقتصادی و جنگ محدود دوام بیاورد و تنگه هرمز را در برابر وعده‌های آمریکا باز نکند، از ابتدای مهر افزایش فشار بازار نفت با آغاز رأی‌گیری انتخاباتی در آمریکا هم‌زمان خواهد شد. در این شرایط، انتخاب‌های دولت آمریکا محدودتر می‌شود و ایران تا انتخابات ۱۲ آبان فرصت خواهد داشت فشار موجود را به اقداماتی عینی و بازگشت‌ناپذیر از سوی واشنگتن تبدیل کند.

مسیر اقتصاد/ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا روز ۳ نوامبر، برابر با ۱۲ آبان ۱۴۰۵، برگزار می‌شود؛ اما روند رأی‌گیری بسیار زودتر آغاز خواهد شد. نخستین رأی‌گیری حضوری زودهنگام از ۱۸ سپتامبر، برابر با اواخر شهریور، در چهار ایالت شروع می‌شود و بیشتر ایالت‌ها در نیمه دوم مهر وارد مرحله رأی‌گیری زودهنگام خواهند شد.

هم‌زمان، برخی نظرسنجی‌های رأی عمومی کنگره از برتری دموکرات‌ها حکایت دارد. داده‌های مورنینگ‌کانسالت در ابتدای ژوئیه نشان می‌داد دموکرات‌ها با ۴۵ درصد در برابر ۴۲ درصد از جمهوری‌خواهان جلوترند و در میان مستقل‌ها نیز برتری محسوسی دارند. این فاصله پیروزی دموکرات‌ها را قطعی نمی‌کند، اما نشان می‌دهد اکثریت جمهوری‌خواهان در معرض خطر قرار گرفته است.

جنگ ایران تنها علت این وضعیت نیست، اما به یکی از نقاط ضعف مهم دولت ترامپ تبدیل شده است. افزایش هزینه جنگ، قیمت نفت و بنزین و طولانی‌شدن تقابلی که قرار بود سریع به نتیجه برسد، به دموکرات‌ها امکان داده است سیاست خارجی دولت را به مسئله قدرت خرید و هزینه زندگی پیوند بزنند. منابع انتخاباتی جمهوری‌خواه نیز از آثار این روند بر انتخابات ابراز نگرانی کرده‌اند.

مرداد و شهریور؛ فرصت ترامپ برای تغییر روند جنگ ایران

در دو ماه پیش رو، کاخ سفید هنوز برای آزمودن گزینه‌های مختلف فرصت دارد. ممکن است آمریکا فشار نظامی محدود را افزایش دهد، از میانجی‌ها کمک بگیرد یا با ارائه برخی امتیازها به‌دنبال بازگشایی هرمز باشد. این بازه را نباید به معنای آن دانست که ترامپ حتماً تا پایان شهریور صبر خواهد کرد؛ اگر زودتر به این نتیجه برسد که ادامه جنگ بازار نفت را متشنج‌تر می‌کند، ممکن است در هفته‌های آینده نیز به پذیرش بخشی از شروط ایران نزدیک شود.

بااین‌حال، حداکثر زمان مناسب برای تغییر روند از منظر انتخاباتی، تا پیش از فراگیرشدن رأی‌گیری زودهنگام است. پس از آن، هر هفته بخشی از رأی‌دهندگان رأی خود را ثبت می‌کنند و فرصت دولت برای جبران آثار افزایش قیمت سوخت و نارضایتی از جنگ کاهش می‌یابد.

هدف آمریکا در این دوره روشن است: ایران باید پیش از آشکارشدن کامل هزینه‌های بحران انرژی، اهرم هرمز را واگذار کند. در مقابل، مهم‌ترین وظیفه ایران حفظ انسجام داخلی، تحمل فشار اقتصادی و جلوگیری از بازگشایی تنگه در برابر وعده یا توافقی تازه است.

فشار بازار نفت با گذشت زمان افزایش می‌یابد

بازار نفت در ماه‌های نخست جنگ از چند ضربه‌گیر برخوردار بود: آزادسازی ذخایر، نفت ذخیره‌شده روی آب، مسیرهای جایگزین و کاهش موقت مصرف. دوره توقف درگیری نیز امکان افزایش صادرات از هرمز و کاهش بخشی از فشار قیمت را فراهم کرد.

اما این ظرفیت‌ها نامحدود نیستند. گزارش ژوئیه آژانس بین‌المللی انرژی نشان داد عرضه جهانی نفت در ماه ژوئن، با وجود بهبود جریان هرمز، همچنان روزانه ۹.۴ میلیون بشکه کمتر از سطح پیش از جنگ بود. پیش‌بینی این نهاد برای بهبود بازار نیز به افزایش تدریجی تردد نفتکش‌ها از تنگه وابسته است؛ فرضی که با ادامه جنگ تحقق آن محل تردید است.

در هفته اخیر، قیمت نفت برنت برای مدتی از ۱۰۰ دلار عبور کرد و قیمت برخی محموله‌های فیزیکی به نزدیکی ۱۱۰ دلار رسید. هم‌زمان، عبور روزانه کشتی‌ها از هرمز به حدود سه فروند محدود شده و ناامنی باب‌المندب نیز مسیر جایگزین عربستان را پرهزینه‌تر کرده است. انتقال نفت از مسیرهای دورتر می‌تواند زمان سفر را حدود یک ماه افزایش دهد و چند میلیون دلار هزینه اضافی بر هر محموله تحمیل کند.

بنابراین اثر اختلال هرمز با گذشت زمان بیشتر نمایان می‌شود. کاهش ذخایر، طولانی‌شدن مسیر نفتکش‌ها و افزایش هزینه بیمه به‌تدریج از بازار نفت خام به قیمت فرآورده‌ها، حمل‌ونقل و تورم منتقل خواهد شد.

فشار دو طرف زمان‌بندی متفاوتی دارد

فشار واردشده بر ایران مستقیم و فوری است: حملات نظامی، محاصره، کاهش درآمد و دشواری اداره اقتصاد. اما فشار آمریکا بیشتر حالت انباشته دارد. افزایش هزینه جنگ، کمبود مهمات، بالا رفتن قیمت بنزین و نارضایتی رأی‌دهندگان در طول زمان تشدید می‌شود.

هزینه اعلام‌شده جنگ برای آمریکا تا اواخر تیر به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده و دولت برای ادامه عملیات به بودجه بیشتری نیاز دارد. این هزینه در کنار افزایش قیمت انرژی، وعده اقتصادی ترامپ مبنی بر کاهش هزینه زندگی را تضعیف کرده است.

ایران برای حفظ فشار لازم نیست پیروزی نظامی قاطعی کسب کند؛ کافی است مانع بازگشت وضعیت عادی به هرمز شود. اما دولت آمریکا باید نتیجه‌ای ملموس به رأی‌دهندگان نشان دهد: کاهش قیمت نفت، افزایش عبور کشتی‌ها و امکان اعلام پایان موفق جنگ. هر هفته‌ای که بدون این نتایج می‌گذرد، فشار سیاسی بر جمهوری‌خواهان بیشتر می‌شود.

چرا جنگ تمام‌عیار گزینه منطقی نیست؟

تشدید گسترده جنگ فقط زمانی برای ترامپ توجیه دارد که بتواند در مدت کوتاهی ایران را وادار به عقب‌نشینی کند و هرمز را باز نگه دارد. اگر واکنش ایران تشدید اختلال در هرمز و مسیرهای دیگر انرژی باشد، نتیجه حملات بیشتر، افزایش قیمت نفت و آسیب انتخاباتی بیشتر خواهد بود.

تخریب اهداف نظامی نیز به‌تنهایی اعتماد شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران را بازنمی‌گرداند. بازار زمانی به هرمز بازمی‌گردد که از تداوم امنیت مسیر اطمینان پیدا کند. تا زمانی که ایران توان مختل‌کردن این اطمینان را حفظ کرده است، جنگ گسترده نمی‌تواند مشکل اصلی آمریکا را حل کند.

جنگ زمینی یا ورود به عملیات تمام‌عیار نیز هزینه، زمان و تلفات بسیار بیشتری دارد و حمایت عمومی محدودی برای آن وجود دارد. نظرسنجی‌های منتشرشده از مخالفت بخش بزرگی از جامعه آمریکا با نحوه اداره جنگ و استفاده بیش از اندازه از نیروی نظامی حکایت دارد.

در نتیجه، ممکن است آمریکا همچنان حملات محدود یا نمایش‌های نظامی انجام دهد، اما جنگ تمام‌عیار تا زمانی که چشم‌انداز روشن و سریعی برای بازکردن هرمز ندارد، گزینه‌ای پرهزینه و کم‌نتیجه باقی می‌ماند.

از ابتدای مهر انتخاب‌های ترامپ در جنگ ایران محدودتر می‌شود

با آغاز رأی‌گیری زودهنگام در اواخر شهریور و گسترش آن در مهر، جنگ ایران بیش از گذشته وارد محاسبات انتخاباتی می‌شود. انتخابات اختیار حقوقی رئیس‌جمهور برای ادامه عملیات را از بین نمی‌برد؛ رأی اخیر مجلس نمایندگان برای محدودکردن اختیارات جنگی ترامپ نیز در سنا متوقف شد.

اما دولت آمریکا در پی حفظ اکثریت جمهوری‌خواهان است و نمی‌تواند نسبت به آثار جنگ بر رأی‌دهندگان بی‌تفاوت باشد. اگر در مهر قیمت نفت همچنان بالا باشد، هرمز عادی نشده باشد و نشانه‌ای از پیروزی نظامی دیده نشود، گزینه‌های کاخ سفید به‌شدت محدود خواهد شد.

ادامه وضع موجود هزینه انتخاباتی دارد؛ تشدید نظامی ممکن است بازار نفت را آشفته‌تر کند؛ و بازکردن هرمز بدون همکاری ایران نیز تاکنون ممکن نشده است. در چنین شرایطی، پذیرش بخش اصلی خواسته‌های ایران به واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای آرام‌کردن بازار تبدیل خواهد شد.

فرصت ایران تا ۱۲ آبان

بازه مهر تا انتخابات را باید فرصت ایران برای تبدیل فشار موجود به دستاوردهای واقعی دانست. این فرصت نیز قطعی و تضمین‌شده نیست؛ شرط آن عبور موفق ایران از فشارهای مرداد و شهریور و خودداری از واگذاری زودهنگام اهرم هرمز است.

هدف نباید دستیابی به وعده یا امضای توافقی تازه باشد. ایران باید پیش از بازگشایی تنگه، آمریکا را به اقدامات اجراشده و دشوار برای بازگشت وادار کند: رفع عملی محاصره، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، پرداخت بخش نخست غرامت، تعیین مسیر معتبر برای ادامه جبران خسارت و کاهش آرایش تهاجمی آمریکا در منطقه.

ممکن است واشنگتن پیش از مهر نیز به این مسیر تن دهد؛ اما هرچه فشار تا دوره رأی‌گیری ادامه پیدا کند، هزینه مخالفت با شروط ایران بیشتر خواهد شد. ایران تا ۱۲ آبان فرصت دارد از نیاز ترامپ به آرام‌کردن بازار و کاستن از زیان انتخاباتی جمهوری‌خواهان استفاده کند.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.