به گزارش مسیر اقتصاد بستهشدن تنگه هرمز و اختلال در صادرات نفت مهمترین اثر اقتصادی جنگ ایران و آمریکا بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده است. بااینحال، جنگ در ماههای اخیر نشان داده است که آسیبپذیری این کشورها بسیار گستردهتر از بنادر نفتی، پالایشگاهها و خطوط انتقال انرژی است.
الگوی اقتصادی این کشورها بر ارائه پایدار آب، برق، اینترنت، خدمات بانکی، حملونقل و ارتباطات بنا شده است. همین زیرساختها نیز بهشدت به یکدیگر وابستهاند. اختلال در شبکه برق میتواند تولید آب شیرین و فعالیت مراکز داده را متوقف کند؛ آسیب به مراکز داده نیز خدمات بانکی، پرداخت، تجارت الکترونیکی و حملونقل شهری را مختل میکند.
در نتیجه، خسارت اقتصادی جنگ را نمیتوان تنها از طریق شمار تأسیسات آسیبدیده یا میزان کاهش صادرات نفت سنجید. اثر اصلی ممکن است از سرایت اختلال میان زیرساختها و کاهش اعتماد سرمایهگذاران، شرکتهای بیمه و نیروی کار خارجی شکل بگیرد.
وابستگی آب به شبکه برق
تولید آب شیرین یکی از حساسترین اجزای زیرساخت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۶ درصد آب آشامیدنی شهری این کشورها از طریق شیرینسازی تأمین شده است. این سهم در بحرین، کویت و قطر بین ۹۰ تا ۹۹ درصد برآورد میشود و در عربستان و عمان نیز بخش بزرگی از آب مصرفی به تأسیسات آبشیرینکن وابسته است.
آبشیرینکنها مصرفکنندگان بزرگ انرژی هستند و در بسیاری از موارد در کنار نیروگاههای برق ساخته شدهاند. این همجواری امکان استفاده مشترک از انرژی و گرما را فراهم میکند، اما همزمان موجب تمرکز آسیبپذیری میشود. اختلال در یک نیروگاه میتواند تولید برق و آب را بهطور همزمان کاهش دهد.
در جریان جنگ، گزارشهایی از اصابت یا نزدیکشدن حملات به تأسیسات آب و برق در بحرین، کویت و امارات منتشر شده است. ایران برخی از این اتهامها را رد کرده و تا این مرحله نیز اختلال گسترده و پایداری در آبرسانی ثبت نشده است. بااینحال، وابستگی بالا به شیرینسازی نشان میدهد ادامه فشار بر شبکه برق، بنادر یا آبهای ساحلی میتواند بهسرعت مسئلهای اقتصادی را به بحران خدمات عمومی تبدیل کند.
آلودگی آبهای ساحلی نیز یکی دیگر از خطرهاست. آسیبدیدن نفتکشها یا تأسیسات نفتی ممکن است ورودی آبشیرینکنها را آلوده کند و فعالیت واحدهای تصفیه را حتی بدون حمله مستقیم متوقف سازد. بنابراین امنیت آب این کشورها به امنیت برق، سواحل، بنادر و کشتیرانی وابسته است.
سرایت اختلال از مراکز داده به بانکها
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای برای تبدیلشدن به مراکز خدمات ابری، هوش مصنوعی، مالی و تجارت دیجیتال انجام دادهاند. اما تمرکز خدمات در تعداد محدودی مرکز داده، ریسک تازهای ایجاد کرده است.
در ماه مارس، همزمان با آتشسوزی در یکی از مراکز داده خدمات ابری آمازون و بروز یک اختلال منطقهای در خدمات فناوری، دسترسی به نرمافزارها و خدمات تلفنی چند بانک بزرگ امارات برای مدتی با مشکل مواجه شد. ارتباط مستقیم میان آتشسوزی و اختلال بانکی بهطور قطعی تأیید نشد، اما این اتفاق نشان داد وابستگی بانکها و خدمات روزمره به زیرساخت ابری تا چه اندازه افزایش یافته است.
همزمان، رئیس امنیت سایبری دولت امارات اعلام کرد شمار حملات روزانه سایبری علیه زیرساختهای این کشور پس از آغاز جنگ از حدود ۲۰۰ هزار به ۶۰۰ هزار مورد افزایش یافته است. خدمات دولتی، تجارت الکترونیکی، فناوری اطلاعات، ساختوساز و صنایع نفت و گاز از جمله بخشهای هدف بودهاند.
کشورهای منطقه در سالهای اخیر نگهداری دادهها در داخل مرزهای خود را بهعنوان بخشی از حاکمیت دیجیتال دنبال کردهاند. این سیاست وابستگی به زیرساخت خارجی را کاهش میدهد، اما تمرکز اطلاعات بانکی، دولتی و تجاری در چند مرکز داخلی میتواند آسیبپذیری فیزیکی را افزایش دهد. در چنین الگویی، اختلال در یک مرکز داده ممکن است بهطور همزمان چندین خدمت عمومی و اقتصادی را از دسترس خارج کند.
کابلهایی که اقتصاد دیجیتال را به جهان متصل میکنند
اقتصاد دیجیتال کشورهای حاشیه خلیج فارس علاوه بر برق و مراکز داده، به کابلهای زیردریایی وابسته است. جنگ نشان داده است که تنگه هرمز فقط مسیر عبور نفت و گاز نیست و بخشی از زیرساخت ارتباطی میان آسیا، کشورهای منطقه و اروپا نیز از این محدوده عبور میکند.
عملیات تکمیل «۲ آفریقا پرلز»، شاخهای از یکی از بزرگترین شبکههای کابل زیردریایی جهان، پس از گسترش جنگ متوقف شد. این شبکه قرار بود عمان، امارات، قطر، عربستان، بحرین، کویت و عراق را به پاکستان و هند متصل کند. شرکت مجری بهدلیل ناامنشدن آبهای خلیج فارس وضعیت فورسماژور اعلام کرد و بخشهایی از کابل که در بستر دریا قرار گرفتهاند، هنوز به ایستگاههای ساحلی متصل نشدهاند.
تهدید کابلها تنها به قطع مستقیم آنها مربوط نیست. ناامنشدن مسیر میتواند فعالیت کشتیهای کابلگذار و تعمیراتی را متوقف کند. در این شرایط، حتی خرابی فنی معمولی نیز ممکن است برای مدتی طولانیتر باقی بماند و ظرفیت ارتباطی منطقه را کاهش دهد.
تهدیدی برای راهبرد تنوعبخشی اقتصادی
عربستان، امارات و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طی سالهای اخیر تلاش کردهاند تصویر خود را از صادرکنندگان نفت به مراکز سرمایهگذاری، گردشگری، فناوری، خدمات مالی و حملونقل تغییر دهند. تحقق این راهبرد به امنیت فیزیکی، دسترسی دائمی به خدمات و اطمینان سرمایهگذاران وابسته است.
یک مرکز مالی یا فناوری ممکن است بدون تخریب کامل نیز جذابیت خود را از دست بدهد. افزایش حق بیمه، اختلال مکرر اینترنت، قطعی خدمات بانکی یا نگرانی از کمبود آب و برق میتواند هزینه سرمایهگذاری را بالا ببرد و اجرای طرحهای بزرگ را به تأخیر بیندازد.
این مسئله در کشورهایی مانند امارات و قطر که بخش بسیار بزرگی از جمعیت و نیروی کار آنها را اتباع خارجی تشکیل میدهند، اهمیت بیشتری دارد. برآوردهای سال ۲۰۲۲ نشان میدهد اتباع خارجی حدود ۸۷ درصد جمعیت امارات و ۸۸ درصد جمعیت قطر را تشکیل میدادند. تداوم احساس ناامنی میتواند ماندگاری نیروی کار متخصص خارجی را تحت تأثیر قرار دهد؛ نیرویی که اقتصاد غیرنفتی این کشورها به آن وابسته است.
تابآوری جزیرهای کافی نیست
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای مقابله با اختلالها، ذخایر آب، تولید برق پشتیبان، شبکه مشترک برق و منابع مالی بزرگی در اختیار دارند. اما این ظرفیتها عمدتاً برای حوادث محدود و کوتاهمدت طراحی شدهاند، نه فشار نظامی و سایبری مستمر.
تقویت جداگانه هر زیرساخت نیز کفایت نمیکند. افزایش ذخیره آب بدون برق پشتیبان، توسعه مرکز داده بدون مسیر ارتباطی جایگزین و تقویت سامانه بانکی بدون دسترسی پایدار به خدمات ابری، آسیبپذیری شبکه را برطرف نمیکند.
تابآوری اقتصادی در این کشورها نیازمند طراحی یکپارچه شبکه برق، آب، ارتباطات، مراکز داده، بانکها و خدمات حملونقل است. مسیرهای جایگزین انتقال داده، ظرفیت تعمیر کابلها، مراکز پشتیبان پردازش اطلاعات و هماهنگی میان نهادهای آب، برق و مالی باید بهعنوان اجزای یک سامانه مشترک در نظر گرفته شوند.
جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که نقطه ضعف کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تنها وابستگی به صادرات نفت یا تنگه هرمز نیست. مدلی که ثبات، خدمات پایدار و جذب سرمایه را مزیت اصلی خود معرفی کرده، در برابر اختلال همزمان در آب، برق، داده و ارتباطات آسیبپذیر است.
ادامه جنگ ممکن است این کشورها را از نظر مالی فرو نپاشد، اما هزینه حفظ آن تصویری را که راهبردهای توسعهای و اقتصاد غیرنفتی آنها بر آن بنا شده است، بهطور محسوسی افزایش خواهد داد.
منبع: آتلانتیک کانسیل
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

