مسیر اقتصاد/ برنامه پنجساله پانزدهم چین تنها فهرستی از اهداف رشد، صنعت و فناوری نیست؛ سیاستهای آن بر یک تحلیل مشخص از تحولات جهان استوار شده است. پکن معتقد است رقابت قدرتهای بزرگ، حمایتگرایی، محدودیتهای فناورانه و اختلال در زنجیرههای تأمین افزایش خواهد یافت. پاسخ چین به این شرایط، تقویت توان داخلی در کنار حفظ ارتباط گسترده و هدفمند با اقتصاد جهانی است.
بازار داخلی؛ تکیهگاه رشد در جهان بیثبات
یکی از مهمترین نتایج ارزیابی چین از محیط جهانی، تأکید بر ایجاد یک بازار داخلی قدرتمند است. برنامه پنجساله پانزدهم، گسترش تقاضای داخلی را «نقطه اتکای راهبردی» اقتصاد معرفی کرده و افزایش مصرف، توسعه سرمایهگذاری مؤثر و تکمیل بازار یکپارچه ملی را در اولویت قرار داده است. بازار داخلی بزرگ به چین امکان میدهد شرکتهای خود را به مقیاس اقتصادی برساند، پذیرش فناوریهای جدید را تسریع کند و وابستگی رشد اقتصادی به نوسان تقاضای خارجی را کاهش دهد.
برنامه همچنین افزایش درآمد، تثبیت اشتغال و بهبود انتظارات خانوارها را بخشی از سیاست تقویت مصرف میداند. بر این اساس، توسعه بازار داخلی علاوه بر تشویق مردم به خرید بیشتر، به تقویت قدرت خرید و گسترش عرضه کالاها و خدمات باکیفیت وابسته است.
حفظ اقتصاد واقعی در مرکز راهبرد توسعه
دومین محور، حفظ و تقویت پایه صنعتی است. برنامه چین تصریح میکند که کانون توسعه اقتصادی باید بر اقتصاد واقعی باقی بماند و سهم معقول تولید صنعتی حفظ شود. صنایع سنتی نیز کنار گذاشته نمیشوند؛ بلکه قرار است با استفاده از فناوریهای دیجیتال، کاهش مصرف انرژی و ارتقای کیفیت، بازسازی و رقابتپذیر شوند. وجود یک ساختار صنعتی کامل، توان کشور را برای تأمین نیازهای حیاتی، تولید تجهیزات پیشرفته و واکنش به بحرانهای خارجی افزایش میدهد.
در کنار ارتقای صنایع موجود، برنامه بر توسعه فناوری اطلاعات نسل جدید، انرژیهای نو، مواد پیشرفته، خودروهای هوشمند، رباتیک، زیستفناوری، تجهیزات پیشرفته و صنایع هوافضا تأکید دارد. صنایع نوظهور قرار است به ستونهای جدید اقتصاد تبدیل شوند و جایگاه چین در تقسیم کار جهانی ارتقا یابد.
مقاومسازی زنجیرههای صنعتی
برنامه پنجساله پانزدهم افزایش قابلیت کنترل چین بر زنجیرههای صنعتی و تأمین را یک هدف مستقل میداند. در این چارچوب، قرار است فناوریها، تجهیزات و مواد پایهای که در آنها گلوگاه وجود دارد شناسایی شوند و برای تولید داخلی یا ایجاد ظرفیت جایگزین آنها سرمایهگذاری شود.
سند همچنین از ایجاد سازِکار ارزیابی و مقابله با مخاطرات زنجیره تأمین، تقویت ذخایر مواد راهبردی، توسعه مناطق پشتیبان صنعتی و ایجاد ظرفیت جایگزین برای صنایع کلیدی سخن میگوید. هدف اصلی، کاهش وابستگی در حلقههایی است که توقف دسترسی به آنها میتواند بخش بزرگی از اقتصاد یا زیرساختهای حیاتی را مختل کند. چین میان واردات عادی و وابستگی راهبردی تمایز قائل شده است و منابع خود را بر نقاطی متمرکز میکند که بیشترین اثر را بر امنیت اقتصادی دارند.
خوداتکایی فناورانه، همراه با همکاری خارجی
سومین ستون راهبرد چین، افزایش خوداتکایی علمی و فناورانه است. برنامه هدفگذاری کرده است که هزینههای تحقیق و توسعه در دوره پنجساله بهطور متوسط سالانه بیش از ۷ درصد افزایش یابد و در حوزههایی مانند نیمهرساناها، ماشینابزارهای صنعتی، تجهیزات پیشرفته، نرمافزارهای پایه و مواد نوین، پیشرفتهای تعیینکننده حاصل شود.
سند همزمان خواستار گسترش همکاری با پژوهشگران خارجی، مشارکت در پروژههای بزرگ علمی و بازکردن برخی زیرساختهای پژوهشی به روی دانشمندان سایر کشورها شده است. چین باید بتواند فناوریهای حیاتی را حتی در صورت اعمال محدودیت خارجی توسعه دهد، اما برای پیشرفت علمی و دسترسی به دانش جهانی، همکاری بینالمللی را نیز حفظ کند.
گشایش خارجی بدون وابستگی یکجانبه
برخلاف تصور رایج، تقویت بازار داخلی و فناوری بومی با کاهش گشایش اقتصادی همراه نشده است. برنامه پنجساله پانزدهم بر توسعه گشایش نهادی، کاهش فهرست محدودیتهای سرمایهگذاری خارجی، بازکردن تدریجی بخش خدمات و گسترش تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی تأکید دارد.
چین در پی آن است که از سرمایه، بازار، فناوری و همکاری خارجی بهره ببرد، اما روابط اقتصادی خود را بهگونهای تنظیم کند که قطع یا محدودشدن یک مسیر، کل اقتصاد را با بحران مواجه نکند. ادامه ابتکار کمربند و راه، گسترش توافقهای تجاری و افزایش ارتباط با کشورهای درحالتوسعه نیز بخشی از تلاش برای متنوعکردن پیوندهای خارجی است.
بنابراین راهبرد چین را میتوان «گشایش همراه با مقاومسازی» توصیف کرد: حفظ حضور در اقتصاد جهان، در کنار افزایش توان داخلی و کاهش وابستگی در نقاط حساس.
پیوند سیاست داخلی با ارزیابی جهان در برنامه پنجساله چین
ارزش اصلی برنامه چین در آن است که میان تحلیل محیط بینالمللی و سیاستهای داخلی پیوند برقرار کرده است. حمایتگرایی با تقویت بازار داخلی پاسخ داده میشود؛ محدودیت فناوری به خوداتکایی علمی منتهی میشود؛ اختلال زنجیره تأمین، سیاست صنعتی و ذخایر راهبردی را تقویت میکند؛ و تضعیف رشد جهانی، ضرورت ایجاد موتورهای داخلی رشد را افزایش میدهد.
این الگو به معنای قابلانتقالبودن نسخه چین به دیگر کشورها نیست. چین از بازار داخلی بسیار بزرگ، پایه صنعتی گسترده و جایگاه محوری در تجارت جهانی برخوردار است. بااینحال، روش برنامهریزی آن قابل توجه است: ابتدا تغییرات جهان و آثار آن بر منافع ملی شناسایی میشود و سپس سیاست اقتصادی برای افزایش قدرت انتخاب کشور در برابر این تحولات طراحی میشود.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

