مسیر اقتصاد/ تفاهم ایران و آمریکا قرار بود به جنگ پایان دهد، محاصره دریایی ایران را رفع کند و تردد کشتیها در تنگه هرمز را بهتدریج به وضعیت پیش از جنگ بازگرداند. متن پیشنویس منتشرشده حتی از «پایان فوری و دائمی جنگ»، خودداری از تهدید و استفاده از زور، آزادسازی داراییهای ایران و اجرای یک برنامه بازسازی و توسعه اقتصادی سخن میگفت.
اما نتیجه عملی چیز دیگری بود. آمریکا پس از آنکه بخشی از فشار بازار نفت کاهش یافت و تردد در هرمز برای مدتی افزایش پیدا کرد، بار دیگر به حملات نظامی بازگشت. کاخ سفید نیز همزمان با معرفی توافق بهعنوان دستاوردی برای صلح، بر بازشدن تنگه هرمز و حفظ امکان «مجازات نظامی و اقتصادی» ایران تأکید داشت.
اظهارات جیدی ونس ابهام باقیمانده را نیز برطرف کرد. معاون رئیسجمهور آمریکا توضیح داد که دولت ترامپ میخواهد از دوره تفاهم برای پرکردن دوباره بازار جهانی نفت و ذخایر استفاده کند و سپس موقعیت خود را دوباره بسنجد. رسانههای آمریکایی نیز این سخنان را به معنای استفاده تاکتیکی از تفاهم برای کاهش فشار قیمت سوخت و تضعیف دست ایران در ادامه تقابل تفسیر کردند.
از این منظر تفاهم برای واشنگتن پایان جنگ نبود؛ یک فرصت تنفس بود. آمریکا میخواست ابتدا مهمترین امتیاز مورد نیاز خود، یعنی عبور دوباره نفت و گاز از تنگه هرمز را دریافت کند و پس از کاهش فشار اقتصادی و سیاسی درباره ادامه مسیر تصمیم بگیرد.
آمریکا به توافقهای خود با ایران پایبند نمیماند
تجربه روابط چند دهه اخیر نشان داده است آمریکا به توافقهای خود با ایران، هنگامی که این توافقها قدرت عمل واشنگتن را محدود میکند، پایبند نمیماند. خروج یکجانبه از برجام، ادامه فشارهای اقتصادی باوجود اجرای تعهدات ایران و سرنوشت تفاهم اخیر، حلقههای متفاوت یک الگوی مشترکاند.
در این الگو، آمریکا ابتدا با وعده کاهش فشار، ایران را به محدودکردن اهرمهای خود ترغیب میکند اما پس از دریافت امتیاز فوری، تعهدات خود را تفسیر مجدد یا نقض میکند. واشنگتن توافق را رابطهای الزامآور میان دو طرف برابر نمیداند، بلکه آن را یکی از ابزارهای اعمال قدرت تلقی میکند.
تفاهم اخیر نیز همین واقعیت را آشکار کرد. بازگشایی هرمز برای آمریکا دستاوردی فوری و عینی بود، اما توقف جنگ، آزادسازی داراییهای ایران، عقبنشینی نظامی و جبران خسارتها، به وعدهها و مراحل بعدی واگذار شد. ایران امتیازی را تحویل داد که اثر آن در همان روز در بازار نفت دیده شد، درحالیکه بخش مهم تعهدات طرف مقابل یا اجرا نشد یا امکان بازگشت سریع داشت.
بنابراین آمریکا برای چندین بار در آزمون توافق رد شده است و نباید برای بار دیگر واگذاری مهمترین اهرم ایران به امضای یک متن یا وعدههای آینده واشنگتن وابسته شود.
مذاکره پیش از اجرای شروط، دست برتر ایران را از بین میبرد
عبور عادی کشتیها از تنگه هرمز امروز مهمترین خواسته آمریکا از ایران است. ایران اهرمی در اختیار دارد که بر قیمت نفت، ذخایر انرژی، محاسبات انتخاباتی آمریکا و توان اقتصادی متحدان آن اثر مستقیم میگذارد. واگذاری این اهرم پیش از دریافت مطالبات ایران، نه مقدمه مذاکره موفق، بلکه اقدامی برای تقویت طرف مقابل در مذاکره و بعد از آن است. با بازشدن تنگه هرمز، قیمت انرژی کاهش مییابد، ذخایر نفتی ترمیم میشود، فشار سیاسی بر کاخ سفید کم میشود و آمریکا فرصت بیشتری برای بازسازی توان نظامی و آغاز دور تازه فشار به دست میآورد.
در چنین شرایطی، هرگونه مذاکره سیاسی یا توافق تازه پیش از اجرای شروط ایران، منطقی نیست. ایران نیازی ندارد درباره حقوق خود با دولتی مذاکره کند که آغازگر جنگ بوده و توافق قبلی را نیز فرصتی برای کاهش قدرت عمل ایران دانسته است.
ابتدا اجرای شروط، سپس بررسی بازگشایی
شروط ایران باید بهصورت علنی، یکجانبه و روشن اعلام شود. آمریکا باید ابتدا اقدامات لازم را انجام دهد و بعد منتظر تصمیم ایران درباره تنگه بماند. نخستین شرط باید رفع کامل و عملی محاصره دریایی و اقتصادی ایران باشد. همزمان، تمام داراییهای مسدودشده ایران باید آزاد و بدون محدودیت در اختیار کشور قرار گیرد. تعیین محل مصرف این داراییها حق ایران است و آمریکا نباید آزادسازی پول ایران را به خرید کالا از شرکتهای آمریکایی یا سازِکارهای تحت کنترل خود مشروط کند.
آمریکا و اسرائیل همچنین باید بخشی معنادار از غرامت جنگ را پیش از آغاز بازگشایی تنگه پرداخت کنند. با توجه به گستردگی خسارتها، پرداخت کامل غرامت ممکن است به زمان نیاز داشته باشد؛ اما دریافت نخستین بخش باید همراه با ترسیم برنامهای روشن و دارای تضمین برای ادامه پرداخت باشد. بخشی از باقی غرامت نیز میتواند در قالب تأمین مالی طرحهای عمرانی، صنعتی، انرژی و بازسازی زیرساختهای ایران پرداخت شود.
توقف حملات و تهدید به حمله نیز بخشی از شروط ایران خواهد بود. آمریکا باید بخش معناداری از نیروها، ناوها، هواپیماها و تجهیزات تهاجمی افزودهشده برای جنگ را از منطقه خارج کند تا توان آغاز سریع حمله یا برقراری مجدد محاصره کاهش یابد. دولت آمریکا باید بهصورت علنی نیز تعهد کند که از حمله مجدد، تهدید نظامی و تلاش برای تغییر نظم تنگه هرمز با زور خودداری خواهد کرد.
در نهایت، آمریکا باید نقش تعیینکننده ایران در نظم امنیتی و مدیریت تردد تنگه هرمز را بپذیرد. تنگه هرمز نمیتواند پس از این جنگ به وضعیتی بازگردد که کشورهای خارجی از منافع آن بهرهمند شوند، اما نقش ایران در تأمین امنیت و تعیین ترتیبات عبور را نادیده بگیرند.
بازگشایی یکباره منتفی است
حتی پس از اجرای کامل این پیششرطها، بازگشایی تنگه نباید یکباره انجام شود. تردد باید زیر نظر ایران، بهصورت آهسته و مرحلهای افزایش یابد تا رفتار آمریکا و دیگر طرفها در یک دوره قابلاعتنا سنجیده شود. کشورهایی که تعهد میدهند در حمله، محاصره، تأمین تجهیزات و استفاده از خاک، بنادر و فضای خود علیه ایران مشارکت نکنند، باید در اولویت دریافت مجوز عبور قرار گیرند.
در مقابل، هرگونه حمله یا حتی تهدید به حمله، افزایش نیروهای تهاجمی، بازگشت محاصره یا مشارکت در عملیات علیه ایران باید روند بازگشایی را متوقف کند. چنین اقداماتی باید زمان افزایش تردد را عقب بیندازد و در صورت آغاز دوباره جنگ، تنگه بار دیگر بهطور کامل بسته شود. اصل حاکم بر این سیاست روشن است: آمریکا نباید بتواند ابتدا از بازشدن تنگه هرمز بهرهمند شود و سپس بدون پرداخت هزینه، به تهدید و اعمال زور بازگردد.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

