۰۳ مرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۷۳۵۵ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰ دسته: تولید کارشناس: سمیه رمضانی
۰

استارتاپ‌های دفاعی آمریکا برای افزایش سرعت و کاهش هزینه تولید تسلیحات، استفاده از قطعات صنعت خودرو، لوله‌های پرفشار نفتی، فناوری چاپ سه‌بعدی و روش‌های تولید دارویی را گسترش داده‌اند. هم‌زمان دولت آمریکا با اختصاص ده‌ها میلیارد دلار، تسهیل مقررات خرید و فعال‌کردن قانون تولید دفاعی می‌کوشد ظرفیت تولید موشک و مهمات را افزایش دهد. این روند مرز میان صنایع تجاری و نظامی را کمرنگ کرده و سرمایه، فناوری و نیروی انسانی بیشتری را به زنجیره تأمین پنتاگون می‌کشاند.

به گزارش مسیر اقتصاد نشانه اصلی مسابقه تولید تسلیحات جدید آمریکا یک موشک یا پهپاد نیست؛ بلکه یک تراشه خودرو، لوله شکافت هیدرولیکی یا روشی از صنعت داروسازی است. شرکت‌های نوپای فناوری دفاعی در حال تغییر کاربری این اقلام عادی برای تحویل سلاح به پنتاگون با سرعت بیشتر و هزینه کمتر هستند. این رویکرد در ظاهر نوآوری و کارایی به نظر می‌رسد، اما در باطن نشان می‌دهد که اقتصاد غیرنظامی در حال آموزش دیدن برای خدمت روان‌تر به جنگ است. این مدل جدید، برخلاف مجتمع نظامی-صنعتی قدیمی، سبک‌تر، سریع‌تر و انعطاف‌پذیرتر است و همیشه خود را به عنوان نظامی‌گری اعلام نمی‌کند؛ گاهی به شکل قطعه‌ای ارزان‌تر، زمان تحویل کوتاه‌تر یا خط تولید منعطف‌تر ظاهر می‌شود.

استفاده از قطعات و روش‌های تولید تجاری، لزوماً به افزایش فوری ظرفیت تولید تسلیحات منجر نمی‌شود. شرکت‌های تازه‌وارد همچنان با الزامات سخت‌گیرانه کنترل کیفیت، آزمون‌های فنی، کمبود تجهیزات تخصصی و نبود تقاضای قراردادی باثبات مواجه‌اند و هنوز در مقیاسی فعالیت نمی‌کنند که جای پیمانکاران بزرگ و قدیمی را بگیرند

زنجیره‌های تأمین غیرنظامی در خدمت تقاضای نظامی

فشار پشت این تغییر واقعی است. آمریکا از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ تاکنون، بیش از ۵۰ هزار راکت، موشک و پرتابه مجهز به موتور راکتی را در عملیات‌های خود یا از طریق ارسال به متحدان مصرف کرده و اکنون ۵۳ میلیارد دلار بودجه اضافی برای افزایش تولید اختصاص داده است. کمبود موتور راکت جامد، پیمانکاران را نگران کرده و ترامپ قانون تولید دفاعی را برای رفع این محدودیت به کار گرفته است. دولت دیگر فقط سلاح نمی‌خرد، بلکه بازار را حول سرعت تولید سلاح بازسازی می‌کند.

نمونه‌ها گویا هستند. شرکت Castelion از قطعات الکترونیکی خودرو برای هدایت موشک و از لوله‌های صنعت نفت برای ساخت موتور راکت استفاده می‌کند؛ زیرا این قطعات شرایط مشابه را تحمل می‌کنند. منطق ساده است: چرا منتظر تأمین‌کنندگان گران‌قیمت باشیم، وقتی صنعت غیرنظامی مشابه آن را سریع‌تر و ارزان‌تر تولید می‌کند؟ این نبوغ آمریکایی است، اما خطری نیز دارد.

خطر در جدا نگه داشتن فناوری غیرنظامی از دفاع نیست، زیرا اقتصاد مدرن مملو از فناوری‌های دوکاربرده است. مشکل جهت حرکت است؛ وقتی بخش‌های غیرنظامی بیشتری به عنوان تأمین‌کننده آماده‌باش جنگ در نظر گرفته می‌شوند، اقتصاد تقاضای نظامی را درونی می‌کند. مرز بین تولید تجاری و تولید جنگ نازک‌تر می‌شود و کارخانه‌ای که دیروز قطعه خودرو می‌ساخت، فردا بخشی از زنجیره تأمین موشک می‌شود. این نظامی‌گری بدون رژه است.

شکل جدید اقتصاد جنگی؛ تاب‌آوری یا آماده‌باش دائمی؟

واشنگتن این را «تاب‌آوری» می‌نامد و وزارت دفاع آن را ستون اکوسیستم دفاعی مدرن معرفی کرده است. اما آنچه تاب‌آور می‌شود، مراقبت بهداشتی یا مسکن نیست، بلکه ظرفیت تولید سریع‌تر سلاح است. سیستم‌های صنعتی هرگز خنثی نیستند؛ کشوری که راه‌های ارزان‌تر و سریع‌تر برای تولید سلاح می‌سازد، مشوق استفاده، جایگزینی ذخایر و فروش آن‌ها را نیز ایجاد می‌کند. اگر قطعات تجاری به ورودی موشک تبدیل شوند، آستانه حفظ جنگ‌های طولانی کاهش می‌یابد و تغذیه جنگ آسان‌تر می‌شود.

دیدار اخیر ترامپ با تولیدکنندگان مهمات نشان داد که مقامات خواستار تولید سریع‌تر و وضعیت «پایگاه جنگی» هستند؛ عبارتی که زمانی برای وضعیت‌های اضطراری موقت استفاده می‌شد، اکنون به زبان عادی برنامه‌ریزی صنعتی راه یافته است. بخش خصوصی نیز فرصت را درک کرده؛ قراردادهای پنتاگون علاوه بر درآمد، مشروعیت نیز به همراه دارند و سرمایه‌گذاری و مهندسی را به سمت خود جذب می‌کنند. به‌زودی اقتصاد نه تنها به جنگ پاسخ می‌دهد، بلکه آن را پیش‌بینی می‌کند.

چرا سرعت را نباید با استراتژی اشتباه گرفت

نکته اینجاست که سرعت نباید با استراتژی اشتباه شود. تولید سریع‌تر موشک لزوماً دستاورد عمومی نیست و زنجیره‌ای که از خودرو به موشک حرکت می‌کند، باید شهروندان را نگران کند. هزینه اخلاقی این تغییر به‌راحتی نادیده گرفته می‌شود؛ هیچکس یک‌باره اعلام نمی‌کند که اقتصاد نظامی شده، بلکه به‌تدریج، با وام‌گیری از صنایع مختلف و ساده‌سازی قوانین، بخش بزرگی از زندگی صنعتی به منطق درگیری نزدیک‌تر می‌شود.

یک مشکل دموکراتیک نیز وجود دارد: شهروندان به ندرت درباره بازطراحی معماری اقتصاد حول توان عملیاتی سلاح نظرخواهی می‌شوند؛ این تصمیم از طریق قراردادها، اصلاحات و سرمایه‌گذاری خصوصی اتخاذ می‌شود. حامیان می‌گویند مخالفان منتظر نیستند و آمریکا باید بازدارندگی و دفاع کند، اما یک جامعه جدی باید بپرسد: امنیت برای چه کسی؟ با چه هزینه‌ای؟ و با چه تأثیری بر اشتهای کشور برای جنگ‌های آینده؟

هزینه دموکراتیک تولید دوکاربرده

خطر نهایی این است که آمریکا سرعت را با استراتژی اشتباه بگیرد. تولید سریع‌تر ممکن است مشکل ذخایر را حل کند، اما تقاضا را دائمی‌تر کرده و زندگی غیرنظامی را از استقلال خود تهی می‌سازد. سیاستی متفاوت باید از نظامی‌سازی هر بخش جدید خودداری کند، ابزارهای دیپلماتیک را با همان فوریت تقویت نماید و تشخیص دهد که فناوری دوکاربرده به نظارت دموکراتیک نیاز دارد.

آمریکا همیشه در تبدیل تولید به قدرت خوب بوده؛ این استعداد به ساخت خودرو، هواپیما و پزشکی کمک کرد، اما بمب نیز ساخت. سوال اکنون این نیست که آیا آمریکا می‌تواند سلاح را سریع‌تر بسازد، بلکه این است که آیا هنوز تفاوت بین اقتصاد صنعتی سالم و اقتصادی را که بی‌صدا حول میدان نبرد بعدی سازماندهی شده، تشخیص می‌دهد. وقتی قطعات خودرو و روش‌های داروسازی به ورودی تولید سلاح تبدیل شوند، اقتصاد جنگی در زنجیره‌های تأمین آمریکای روزمره گسترش می‌یابد و پایان دادن به جنگ‌ها دشوارتر از پایان دادن به اعزام نیرو خواهد شد؛ زیرا باید اقتصادی را از هم گسست که از آماده‌بودن دائمی برای جنگ سود می‌برد.

منبع: مدرن دیپلماسی

انتهای پیام/ اقتصاد بین الملل

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.