به گزارش مسیر اقتصاد اختلال در مسیرهای دریایی انتقال انرژی و افزایش اهمیت امنیت عرضه، کشورهای تولیدکننده نفت را به توسعه مسیرهای زمینی جایگزین سوق داده است. اکونومیست مینویسد خطوط لولهای که طی دهههای گذشته برای دور زدن گلوگاههای دریایی ساخته شدهاند، در بحران اخیر نقش مهمی در حفظ بخشی از صادرات نفت داشتهاند؛ از جمله خط شرق ـ غرب عربستان که نفت را از سواحل خلیج فارس به دریای سرخ منتقل میکند. آرامکو نیز اعلام کرده است این زیرساختها بخشی از اثر اختلال اخیر بر صادرات را جذب کردهاند.
بیش از ۳۲ هزار کیلومتر خط لوله جدید
بر اساس دادههای «گلوبال انرژی مانیتور»، در حال حاضر حدود ۱۲ هزار و ۳۰۰ کیلومتر خط لوله نفت در جهان در دست ساخت و ۲۰ هزار و ۱۰۰ کیلومتر دیگر در مرحله پیشنهاد است. مجموع شبکه موجود خطوط لوله نفت جهان حدود ۳۵۰ هزار کیلومتر برآورد میشود؛ بنابراین در صورت اجرای همه طرحها، شبکه جهانی نزدیک به ۱۰ درصد توسعه خواهد یافت.
بخشی از این طرحها برای دور زدن گلوگاههای انتقال انرژی طراحی شدهاند و بخشی دیگر به توسعه میادین جدید مربوط میشوند. امارات در حال بررسی احداث خطی موازی با خط حبشان ـ فجیره است که ظرفیت مسیر فعلی را دو برابر میکند. آمریکا، عراق و قطر نیز برای ارتقای مسیر انتقال نفت از عراق به سوریه برنامه دارند و شرکت شورون طرحهایی برای اتصال عراق به سوریه و ترکیه بررسی میکند.
در خارج از منطقه نیز آرژانتین در حال احداث خط لولهای ۴۴۰ کیلومتری برای انتقال نفت میدان «واکا موئرتا» به ساحل اقیانوس اطلس است و در شرق آفریقا خط لولهای به طول ۱۴۴۰ کیلومتر برای انتقال نفت اوگاندا به ساحل تانزانیا در دست احداث قرار دارد.
نقشه اکونومیست نیز همین روند را نشان میدهد؛ طرحهای جدید از غرب آسیا و آفریقا تا آمریکای شمالی و جنوبی پراکندهاند و تمرکز سرمایهگذاری فقط به یک منطقه محدود نیست.
خط لوله گران است اما جایگزین زمینی گرانتر است
ساخت خطوط لوله سرمایهگذاری سنگینی میطلبد. یک خط لوله با قطر بزرگ و ظرفیت حدود یک میلیون بشکه در روز به طور متوسط کیلومتری حدود ۵ میلیون دلار هزینه دارد؛ بنابراین ساخت یک مسیر هزار کیلومتری حدود ۵ میلیارد دلار سرمایه میخواهد و عبور از کوهستان یا زمینهای دشوار میتواند این رقم را چند برابر کند.
با این حال نمودار هزینه حمل اکونومیست نشان میدهد انتقال نفت در مسافتهای طولانی با کامیون یا راهآهن معمولاً حدود پنج برابر گرانتر از خط لوله تمام میشود. حمل دریایی همچنان ارزانترین گزینه است، اما در شرایطی که مسیر دریایی بسته یا ناامن شود، این مزیت از دست میرود. اکونومیست برآورد کرده است خارج شدن روزانه یک میلیون بشکه نفت از دسترس بازار برای یک سال میتواند حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه ایجاد کند.
بازده ۶ تا ۸ درصدی سرمایهگذاری در خطوط لوله
جذابیت خطوط لوله برای سرمایهگذاران تنها به اهمیت راهبردی آنها محدود نیست. این طرحها معمولاً بر پایه قراردادهای «بگیر یا بپرداز» فعالیت میکنند؛ مشتری متعهد میشود حداقل حجم مشخصی از ظرفیت خط را استفاده کند یا در هر صورت هزینه آن را بپردازد. این سازکار جریان درآمدی نسبتاً باثبات و بلندمدتی برای مالک خط لوله ایجاد میکند.
بازده سالانه این سرمایهگذاریها برای سرمایهگذاران خارجی حدود ۶ تا ۸ درصد عنوان شده است. دارایی تحت مدیریت صندوقهای خصوصی زیرساختی نیز طی دهه منتهی به سال ۲۰۲۵ چهار برابر شده و به ۱.۶ هزار میلیارد دلار رسیده است.
شرکتهای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس از این تقاضا برای آزاد کردن منابع مالی استفاده کردهاند. آنها بخشی از مالکیت خطوط لوله را به سرمایهگذاران واگذار میکنند، اما کنترل عملیاتی را حفظ میکنند. آرامکو طی پنج سال گذشته با چنین معاملاتی نزدیک به ۴۰ میلیارد دلار منابع مالی آزاد کرده است. همچنین KKR، بلکاستون و بروکفیلد اخیراً قراردادی ۱۶ میلیارد دلاری برای خرید سهمی از شبکه خطوط لوله شرکت نفت کویت امضا کردهاند.
همه طرحها به بهرهبرداری نمیرسند
با وجود افزایش سرمایهگذاری، توسعه خطوط لوله بدون ریسک نیست. متوسط زمان ساخت در نمونه مورد بررسی گلدمن ساکس حدود ۲.۵ سال بوده و طرحهای فرامرزی علاوه بر مجوزهای متعدد، در معرض اختلافات سیاسی و امنیتی قرار دارند. طی هفت سال گذشته حدود ۳۵ هزار کیلومتر طرح خط لوله در جهان کنار گذاشته شده است.
بنابراین رشد سرمایهگذاری در خطوط لوله به معنای تحقق همه طرحهای اعلامشده نیست. با این حال افزایش نااطمینانی در مسیرهای دریایی، هزینه بالای اختلال عرضه و وجود سرمایههای خصوصی مایل به تأمین مالی، موجب شده است خطوط لوله بار دیگر جایگاه پررنگتری در راهبرد امنیت انرژی کشورها پیدا کنند.
منبع: اکونومیست
انتهای پیام/ انرژی

