به گزارش مسیر اقتصاد صادرات نفت خام عربستان در ماه مه به روزانه ۳ میلیون و ۴۳۴ هزار بشکه کاهش یافت؛ درحالیکه این رقم در آوریل نزدیک به ۳ میلیون و ۹۸۶ هزار بشکه بود. این سومین ماه متوالی کاهش صادرات و پایینترین رقم در مجموعه آماری جودی از سال ۲۰۰۲ محسوب میشود. همزمان تولید نفت عربستان با مقداری افزایش به ۶ میلیون و ۵۶۰ هزار بشکه در روز رسید، اما این افزایش به رشد صادرات منجر نشد.
بخشی از این تفاوت به مصرف داخلی بازمیگردد. خوراک پالایشگاههای عربستان در ماه مه به ۲ میلیون و ۳۸۶ هزار بشکه در روز رسید و مصرف مستقیم نفت خام برای تولید برق نیز به ۶۴۷ هزار بشکه افزایش یافت. بااینحال، عامل مهمتر محدودیت مسیرهای صادراتی پس از کاهش شدید تردد در تنگه هرمز است.
ظرفیت تولید با ظرفیت صادرات برابر نیست
عربستان معمولاً بهعنوان مهمترین دارنده ظرفیت مازاد تولید نفت و تنظیمکننده بازار جهانی شناخته میشود. اما بحران اخیر نشان داده است که توان تولید، بدون زیرساخت انتقال و مسیر دریایی امن، الزاماً به عرضه بیشتر در بازار جهانی تبدیل نمیشود.
پیش از جنگ، عربستان روزانه حدود ۶ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز صادر میکرد. پس از اختلال این مسیر، ریاض صادرات را به خط لوله شرق به غرب و بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرد. ظرفیت اسمی این خط لوله روزانه حدود ۷ میلیون بشکه است، اما نزدیک به ۲ میلیون بشکه آن برای تغذیه پالایشگاههای ساحل غربی استفاده میشود و تنها حدود ۵ میلیون بشکه میتواند به صادرات اختصاص یابد. بنابراین حتی استفاده کامل از این مسیر نیز جایگزین کامل صادرات پیشین از هرمز نیست.
وجود ظرفیت مازاد در میادین نفتی عربستان زمانی بر بازار اثر میگذارد که نفت تولیدشده امکان خروج از کشور را داشته باشد. بستهماندن یا فعالیت محدود هرمز، سقفی زیر توان صادراتی عربستان قرار داده و اجازه نمیدهد ریاض نقش سنتی خود را در جبران کمبود عرضه ایفا کند.
ذخایر نفتی، صادرات ابتدای جنگ را بالا نگه داشت
در هفتههای نخست جنگ، عربستان توانست صادرات از ینبع را بهشدت افزایش دهد. بارگیری نفت از این بندر در ماه مارس به حدود ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید؛ درحالیکه تولید عربستان بهدلیل اختلال در برخی میادین کاهش یافته بود. این همزمانی نشان میدهد احتمالاً بخشی از صادرات اولیه با استفاده از نفت ذخیرهشده و موجودیهای عملیاتی پشتیبانی شده است.
بااینحال، داده مستقیمی وجود ندارد که پایانیافتن ذخایر عربستان را اثبات کند. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که امکان استفاده گسترده و مستمر از ذخایر برای حفظ صادرات در سطح ماههای نخست محدود شده است. ارقام ماه مه نشان میدهد تقریباً تمام تولید جاری عربستان میان پالایشگاهها، مصرف داخلی و صادرات تقسیم شده و فضای محدودی برای ادامه برداشت سنگین از ذخایر باقی مانده است.
در نتیجه، صادرات عربستان بیش از گذشته به تولید روزانه و سقف انتقال خط لوله شرق به غرب وابسته شده است؛ سقفی که پایینتر از نیاز بازار برای جبران کامل عرضه ازدسترفته هرمز قرار دارد.
تهدید یمن علیه مسیر جایگزین هرمز
اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی نیروهای یمنی، فشار تازهای بر مسیر دریای سرخ ایجاد کرده است. سه نفتکش حامل نفت عربستان برای چین و هند پس از این هشدار در دریای سرخ تغییر مسیر دادند و بهجای عبور از بابالمندب، بهسوی کانال سوئز حرکت کردند.
استفاده از کانال سوئز، خط لوله سومد و سپس حرکت از مدیترانه به دور آفریقا میتواند تا چهار هفته به زمان انتقال نفت عربستان به مشتریان آسیایی اضافه کند. این مسیر هزینه سوخت، کرایه نفتکش و بیمه را افزایش میدهد و با طولانیترکردن سفر کشتیها، ظرفیت مؤثر ناوگان حمل نفت را نیز کاهش میدهد.
حتی اگر محاصره کامل عملی نشود، تغییر مسیر کشتیها و افزایش هزینه بیمه کافی است تا مزیت بندر ینبع بهعنوان جایگزین هرمز کاهش یابد. عربستان اکنون با دو محدودیت همزمان روبهروست: مسیر شرقی آن از هرمز عبور میکند و مسیر غربی نیز در معرض تهدید بابالمندب قرار گرفته است.
اهرم تنظیم بازار در دست ایران
کاهش صادرات عربستان نشان میدهد بازار نفت نمیتواند تنها با اتکا به ظرفیت تولید این کشور از بحران عبور کند. عربستان برای تبدیل ظرفیت تولید به عرضه واقعی، همچنان به تردد گسترده از تنگه هرمز نیاز دارد. حتی پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی از افزایش عرضه جهانی در سال آینده نیز مشروط به افزایش عبور نفتکشها از این تنگه است.
این وضعیت به معنای کنترل کامل ایران بر بازار جهانی نفت نیست؛ کشورهای مصرفکننده همچنان میتوانند از ذخایر، کاهش تقاضا و مسیرهای جایگزین استفاده کنند. بااینحال، توان ایران در محدودکردن یا تسهیل عبور از هرمز، تعیین میکند چه مقدار از ظرفیت تولید عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس عملاً به بازار جهانی برسد.
تا زمانی که هرمز به وضعیت عادی بازنگردد، عربستان نمیتواند بهتنهایی کمبود نفت جهان را جبران کند. تشدید ناامنی در دریای سرخ نیز مسیر جایگزین را محدودتر میکند و فشار کمبود فیزیکی نفت را افزایش میدهد. در نتیجه، اهرم اصلی تنظیم کوتاهمدت عرضه جهانی نفت، بیش از ریاض، در اختیار کشوری قرار گرفته است که بر شرایط عبور از تنگه هرمز اثر تعیینکننده دارد: ایران.
منابع:
رویترز؛ پیوند اول، پیوند دوم، پیوند سوم، پیوند چهارم، پیوند پنجم
انتهای پیام/ انرژی

