مسیر اقتصاد/ در مدیریت بازار ارز معمولاً تمرکز اصلی بر میزان عرضه ارز، نرخهای رسمی و عملکرد بانک مرکزی قرار دارد، اما بخشی از تقاضای بازار غیررسمی پیش از رسیدن پرونده واردکننده به مرحله تأمین ارز شکل میگیرد. نقطه آغاز این فرایند را باید در ثبت سفارش، تعیین اولویت واردات و انتظاری جستوجو کرد که برای دریافت ارز در آینده ایجاد میشود.
ثبت سفارش، انتظار دریافت ارز ایجاد میکند
فرایند واردات از ثبت سفارش در سامانه جامع تجارت آغاز میشود. پس از بررسی و تعیین اولویت، پرونده واردکننده وارد صف تخصیص ارز میشود و در مرحله بعد، در صورت فراهمشدن شرایط، ارز مورد نیاز تأمین خواهد شد. در شرایط فعلی بازار ارز کشور، از زمان تایید ثبت سفارش تا تامین نهایی ارز، بیش از چند ماه زمان میبرد و این مسئله به یکی از چالشهای اساسی پیش روی واردات تبدیل شده است.
تأیید ثبت سفارش و ورود پرونده به این مسیر، پیش از آنکه ارزی پرداخت شده باشد، یک علامت اقتصادی برای واردکننده ایجاد میکند. فعال اقتصادی انتظار دارد پس از طی مراحل اداری در نهایت به ارز دسترسی پیدا کند و بر همین اساس خرید خارجی خود را برنامهریزی میکند.
مشکل زمانی تشدید میشود که حجم ثبت سفارشهای پذیرفتهشده با منابع ارزی قابل تأمین تناسب نداشته باشد. در این وضعیت، تعداد زیادی واردکننده وارد صفی میشوند که زمان رسیدن آنها به ارز مشخص نیست، اما همچنان انتظار دریافت ارز در آینده را دارند.
چرا واردکننده منتظر تأمین ارز نمیماند؟
در بسیاری از معاملات خارجی، فروشنده حاضر نیست تا پایان فرایند تخصیص و تأمین ارز در ایران منتظر بماند. محدودیت دسترسی فعالان ایرانی به اعتبار بانکی و ابزارهایی مانند السی نیز باعث شده است فروشندگان خارجی در موارد زیادی بخشی از مبلغ یا کل آن را پیش از ارسال کالا مطالبه کنند.
بنابراین واردکنندهای که ثبت سفارش او تأیید شده است، ممکن است برای از دست ندادن قرارداد یا بازار خود منتظر تأمین ارز رسمی نماند. او ارز مورد نیاز را از بازار غیررسمی یا شبکههای انتقال ارز تهیه میکند، مبلغ فروشنده را میپردازد و کالا را خریداری میکند؛ در حالی که پرونده او همچنان در صف تخصیص یا تأمین ارز قرار دارد.
به این ترتیب، تقاضایی که در ظاهر هنوز از منابع رسمی ارزی کشور استفاده نکرده است، پیشتر خود را در بازار غیررسمی نشان میدهد.
طولانیشدن صف، فشار را بیشتر میکند
هرچه فاصله میان تأیید ثبت سفارش و تأمین ارز طولانیتر شود، احتمال مراجعه واردکننده به منابع غیررسمی نیز افزایش مییابد. اگر تعداد پروندههای منتظر زیاد باشد، گروه بزرگی از واردکنندگان میتوانند همزمان برای تأمین هزینه خرید خارجی وارد بازار غیررسمی شوند.
دریافت ارز رسمی در ماههای بعد نیز الزاماً تمام این فشار را به شکل معکوس خنثی نمیکند. ارز دریافتی ممکن است برای بازپرداخت بدهی، جبران هزینه تأمین مالی یا تأمین سرمایه در گردش مورد استفاده قرار گیرد و به همان میزان و در همان زمان به بازار غیررسمی بازنگردد.
از این منظر، طولانیشدن صف تأمین ارز خود بخشی از مسئله است، اما ریشه آن را باید یک مرحله عقبتر جستوجو کرد: پذیرش تقاضا و ایجاد انتظار برای دریافت ارز، بدون تناسب کافی با ظرفیت واقعی تأمین ارز کشور.
بنابراین مدیریت شوکهای کوتاهمدت ارزی تنها به افزایش عرضه ارز محدود نمیشود. هماهنگکردن حجم ثبت سفارش با منابع قابل تأمین، تعیین اولویتهای محدود و اعلام روشن زمان دسترسی گروههای مختلف کالایی به ارز میتواند مانع از آن شود که تقاضای آینده واردات، ماهها زودتر به تقاضای جاری بازار غیررسمی تبدیل شود. وقتی رویه رسمی، نیاز واقعی تجارت را در زمان مورد نیاز پاسخ نمیدهد، عملاً به افزایش اعتبار و کارکرد بازاری کمک میکند که باید نقش آن در قیمتگذاری ارز کاهش یابد.
انتهای پیام/ پول و بانک

