۱۷ مرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۷۷۳۷ ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰ دسته: سایر کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

اختلال شدید در تنگه هرمز و باب‌المندب عرضه نفت را به شکل کم‌سابقه‌ای محدود کرده، اما قیمت جهانی نفت پس از جهش اولیه دوباره کاهش یافته است. بخش مهمی از این اتفاق به کاهش شدید خرید چین، استفاده از ذخایر و نفت‌های انباشته‌شده، کاهش مصرف در واکنش به افزایش قیمت و اثر انتظارات در بازارهای مالی مربوط می‌شود. تحولات مربوط به ایران و احتمال کاهش تنش نیز در افت اخیر قیمت مؤثر بوده، اما داده‌ها نشان می‌دهد نمی‌توان بخش اصلی مهار شوک نفتی را به تصمیمات تهران نسبت داد. کنترل یک گلوگاه انرژی اهرم قدرتمندی ایجاد می‌کند، اما به معنای کنترل قیمت جهانی نفت نیست. قیمت حاصل برآیند عرضه، تقاضا، ذخایر و انتظارات بازار است. فشار بر تنگه هرمز می‌تواند هزینه سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند، اما واکنش چین و دیگر مصرف‌کنندگان و عملکرد بازارهای مالی تعیین می‌کند این فشار تا چه اندازه و برای چه مدتی در قیمت نفت باقی بماند.

مسیر اقتصاد/ محدود شدن همزمان دو مسیر مهم انتقال انرژی در تنگه هرمز و باب‌المندب در شرایط عادی باید یکی از شدیدترین شوک‌های عرضه نفت در چند دهه اخیر را رقم می‌زد. آژانس بین‌المللی انرژی اختلال ایجادشده پس از کاهش شدید تردد در تنگه هرمز را بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت توصیف کرده است. با این حال قیمت نفت که در مقاطعی از جنگ تا سطوح بسیار بالاتر صعود کرده بود، در هفته‌های اخیر دوباره تا محدوده ۸۰ دلار کاهش یافته است.

این اتفاق به معنای بی‌اثر بودن فشار بر مسیرهای انتقال نفت نیست. در واقع فاصله میان «کاهش عرضه» و «افزایش قیمت» را باید در واکنش سایر اجزای بازار جست‌وجو کرد؛ از کاهش تقاضای بزرگ‌ترین واردکننده جهان تا استفاده از ذخایر و تغییر رفتار مصرف‌کنندگان.

چین بخش بزرگی از شوک را از سمت تقاضا جذب کرد

مهم‌ترین عامل را باید در چین جست‌وجو کرد. این کشور در شرایط عادی بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است و بخش قابل توجهی از نفت وارداتی آن از خلیج فارس تأمین می‌شود. اما با افزایش قیمت و اختلال در تنگه هرمز، پالایشگاه‌های چینی به جای رقابت برای خرید نفت گران‌تر، واردات و فعالیت خود را کاهش دادند.

برآورد رویترز نشان می‌دهد واردات نفت چین که پیش از جنگ حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز بود، در ژوئن به حدود ۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. بخشی از این افت ناشی از کاهش فعالیت پالایشگاه‌ها و تقاضای داخلی برای سوخت بوده است. آژانس بین‌المللی انرژی نیز پیش‌تر گزارش کرده بود واردات دریایی چین تنها بین فوریه و آوریل ۳.۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.

این کاهش بسیار مهم است. اگر بزرگ‌ترین خریدار جهان می‌کوشید حجم معمول واردات خود را در شرایط کاهش شدید عرضه حفظ کند، رقابت خریداران برای بشکه‌های موجود می‌توانست قیمت را بسیار بالاتر ببرد. در عمل چین بخشی از کمبود نفت را با کاهش خرید جذب کرد و فشار تقاضا بر بازار جهانی پایین آمد.

ذخایر و نفت روی دریا زمان خریدند

دومین سپر بازار، ذخایری بود که پیش از بحران ایجاد شده بود. چین ذخایر عظیم نفتی دارد و فارن‌پالیسی پیش‌تر حجم ذخایر این کشور را حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیارد بشکه برآورد کرده بود. کاهش واردات به چین امکان داد بخشی از نیاز خود را از ذخایر تجاری و راهبردی تأمین کند و فوراً برای جایگزینی همه نفت ازدست‌رفته وارد بازار نشود.

سپر ذخایر تنها به چین محدود نبود. در جریان وقفه موقت در درگیری‌ها در ماه ژوئن، نفت انباشته‌شده در منطقه وارد بازار شد. آژانس بین‌المللی انرژی گزارش کرده است حجم نفت موجود روی آب در همان ماه ۱۱۷ میلیون بشکه افزایش یافت و همزمان حدود ۹۶ میلیون بشکه از ذخایر زمینی برداشت شد که ۴۴ میلیون بشکه آن مربوط به ذخایر دولتی کشورهای عضو OECD بود.

بنابراین بخشی از نفتی که مصرف‌کنندگان دریافت کردند الزاماً نتیجه تولید روزانه جدید نبود؛ ذخایر گذشته و محموله‌های انباشته‌شده مانند یک ضربه‌گیر عمل کردند.

افزایش قیمت خودش تقاضا را پایین آورد

سومین عامل، همان سازکار کلاسیک بازار است: وقتی قیمت انرژی به‌شدت بالا می‌رود، مصرف‌کنندگان و بنگاه‌ها رفتار خود را تغییر می‌دهند.

آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده بود در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ مصرف نهایی نفت جهان نسبت به سال قبل حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. در ماه مه نیز تقاضای جهانی به ۹۷.۹ میلیون بشکه در روز رسید که ۵.۳ میلیون بشکه کمتر از یک سال قبل بود. افزایش قیمت، کاهش فعالیت پالایشگاهی، افت مصرف سوخت و مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ همگی در این روند نقش داشته‌اند.

این همان بخشی است که در نگاه صرفاً عرضه‌محور نادیده گرفته می‌شود. بستن یک مسیر صادراتی قیمت را بالا می‌برد، اما افزایش قیمت به نوبه خود بخشی از تقاضا را از بازار خارج می‌کند و از ادامه افزایش قیمت جلوگیری می‌کند.

قیمت روی تابلو همیشه وضعیت بازار فیزیکی را نشان نمی‌دهد

عامل چهارم به ساختار تعیین قیمت نفت مربوط می‌شود. قیمت‌هایی مانند برنت که هر روز در رسانه‌ها منتشر می‌شوند عمدتاً از بازار معاملات آتی استخراج می‌شوند؛ بازاری که علاوه بر عرضه و تقاضای امروز، انتظار معامله‌گران از شرایط هفته‌ها و ماه‌های آینده را نیز قیمت‌گذاری می‌کند.

برای نمونه در ۳ آگست، تنها با توقف حمله برنامه‌ریزی‌شده آمریکا و تقویت احتمال توافق، قیمت برنت در یک روز ۷ درصد سقوط کرد و به ۸۳.۷۷ دلار رسید؛ در حالی که ایران همان روز حتی وجود مذاکره با آمریکا را رد می‌کرد. تحلیلگران Ritterbusch این کاهش را واکنشی بیش از اندازه به اظهارات ترامپ توصیف کردند. یک روز بعد نیز امید به پیشرفت دیپلماتیک بیش از ۵ درصد دیگر از قیمت نفت کاست.

در همان حال بازار فیزیکی همچنان بسیار محدود بود. طبق تازه‌ترین داده‌های کپلر که رویترز منتشر کرده، از دوشنبه تا پنجشنبه هفته گذشته فقط ۳۳ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند؛ در مدت مشابه هفته قبل این رقم ۵۰ کشتی و پیش از جنگ به طور معمول ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی در هفته بود. تنها شش نفتکش حامل نفت خام نیز در این هفته از تنگه خارج شده‌اند.

فاصله میان بازار مالی و بازار فیزیکی حتی در مقطعی بسیار آشکارتر بود. آژانس بین‌المللی انرژی گزارش کرده است در میانه آوریل، قیمت فیزیکی نفت دریای شمال تا ۳۵ دلار در هر بشکه بالاتر از قرارداد آتی برنت معامله می‌شد. بنابراین قیمت شاخص‌های مالی لزوماً در هر لحظه شدت کمبود بشکه‌های واقعی در بازار را منعکس نمی‌کند.

این نکته با ادعای «کنترل کامل غرب بر قیمت نفت» متفاوت است؛ اما نشان می‌دهد ساختار بازارهای مالی مستقر در لندن و نیویورک و انتظارات معامله‌گران می‌تواند باعث شود کاهش یا افزایش قیمت روی تابلو زودتر و شدیدتر از تغییر واقعی عرضه فیزیکی اتفاق بیفتد.

سهم ایران در افت اخیر قیمت چقدر است؟

عملکرد ایران نیز بی‌اثر نبوده است. کاهش احتمال حملات جدید آمریکا و انتشار اخبار مربوط به مذاکرات ایران و عمان موجب شده معامله‌گران احتمال بهبود عبور نفت از تنگه هرمز را در قیمت‌های آینده لحاظ کنند. بنابراین بخشی از «حق بیمه جنگ» در چند روز اخیر از قیمت نفت خارج شده است.

اما نسبت دادن افت قیمت به باز شدن عملی تنگه هرمز با واقعیت تردد کشتی‌ها سازگار نیست. در حالی که نفت تا محدوده ۸۰ دلار پایین آمده، تردد کشتی‌ها نه تنها به شرایط عادی بازنگشته، بلکه طبق داده‌های هفته اخیر همچنان کسری کوچک از سطح پیش از جنگ است.

از این رو می‌توان درباره نحوه مدیریت اهرم اقتصادی ایران، انسجام پیام‌های سیاسی و اثر برخی تصمیمات بر انتظارات بازار بحث کرد، اما سهم ایران در مهار قیمت را نباید بزرگ‌تر از عوامل بنیادی بازار دید. کاهش چند میلیون بشکه‌ای خرید چین، برداشت از ذخایر، استفاده از نفت انباشته‌شده و کاهش تقاضای جهانی، ظرفیت بازار برای تحمل اختلال عرضه را بسیار بیشتر از چیزی کرده که با نگاه صرف به تنگه‌ها دیده می‌شود.

در نهایت تجربه پنج ماه اخیر یک درس مهم دارد: کنترل یک گلوگاه انرژی اهرم قدرتمندی ایجاد می‌کند، اما به معنای کنترل قیمت جهانی نفت نیست. قیمت حاصل برآیند عرضه، تقاضا، ذخایر و انتظارات بازار است. فشار بر تنگه هرمز می‌تواند هزینه سنگینی به اقتصاد جهانی تحمیل کند، اما واکنش چین و دیگر مصرف‌کنندگان و عملکرد بازارهای مالی تعیین می‌کند این فشار تا چه اندازه و برای چه مدتی در قیمت نفت باقی بماند.

انتهای پیام/ انرژی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.