مسیر اقتصاد/ دونالد ترامپ هفته گذشته تفاهم موقت ایران و آمریکا را پایانیافته اعلام کرد؛ تفاهمی که قرار بود جنگ را متوقف کند، صادرات نفت ایران را تسهیل نماید و عبور تجاری از تنگه هرمز را از سر بگیرد. آمریکا پیش از آن مجوز فروش نفت ایران را لغو کرده بود و سپس محاصره دریایی همه بنادر و پایانههای نفتی کشور را دوباره برقرار کرد. همزمان، حملات هوایی از اهداف نظامی به پلها، راهها و زیرساختهای ارتباطی جنوب ایران گسترش یافت.
هدف دور تازه عملیات روشنتر از مراحل قبلی است: کاهش توان ایران برای مختلکردن کشتیرانی و بازکردن تنگه هرمز بدون پذیرش نقش تهران در تعیین مسیر و شرایط عبور کشتیها. فرماندهی مرکزی آمریکا نیز پس از هشتمین شب حملات، هدف عملیات را تضعیف توان ایران برای تهدید کشتیرانی تجاری اعلام کرد.
آمریکا باید نتیجه بگیرد؛ ایران باید دوام بیاورد
معیار موفقیت آمریکا تعداد اهداف منهدمشده نیست. واشنگتن زمانی میتواند از تحقق هدف خود سخن بگوید که نفتکشها و کشتیهای تجاری بدون رعایت ترتیبات مورد نظر ایران، بار دیگر بهطور عادی از تنگه عبور کنند.
آخرین دادههای تجمیعی منتشرشده تا صبح یکشنبه ۱۹ ژوئیه نشان میدهد حملات آمریکا هنوز چنین نتیجهای نداشته است. روز یکشنبه ۱۲ ژوئیه فقط ۶ شناور از تنگه هرمز عبور کردند. شمار عبورها در روز سهشنبه به ۱۱ فروند رسید که ۹ مورد آن از مسیر نزدیک ایران بود. چهارشنبه نیز حدود ۱۱ شناور عبور کردند، اما این رقم در پنجشنبه به ۳ شناور سقوط کرد؛ کمترین میزان روزانه از ماه مه. در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه نیز هیچ نفتکش غولپیکر یا کشتی حامل گاز طبیعی مایع در حال عبور مشاهده نشد. دادههای رهگیری بهدلیل خاموشکردن فرستندههای برخی کشتیها کامل نیست، اما نشانهای از بازگشت تردد عادی دیده نمیشود.
آمریکا باید وضع موجود را تغییر دهد، اما ایران برای حفظ اهرم خود کافی است مانع عادیشدن تردد شود. حتی اگر بخشی از توان پدافندی، ساحلی و موشکی ایران آسیب ببیند، باقیماندن قابلیت هدفگرفتن، متوقفکردن یا منصرفکردن کشتیها برای شکست هدف اصلی واشنگتن کفایت میکند.
زمان سریعتر علیه آمریکا عمل میکند
ایران در وضعیت فعلی بدون هزینه نیست. ادامه حملات میتواند توان نظامی، شبکه پشتیبانی و زیرساختهای کشور را فرسوده کند و محاصره نیز درآمدهای صادراتی را کاهش میدهد. بااینحال، زمان برای آمریکا محدودتر است؛ زیرا واشنگتن علاوه بر هزینه عملیات باید پیامدهای اختلال تنگه هرمز را در بازار جهانی انرژی و اقتصاد متحدان خود مهار کند.
قیمت برنت در پایان هفته گذشته به ۸۸.۱۰ دلار رسید و طی یک هفته حدود ۱۶ درصد افزایش یافت. بازار هنوز وارد بحران مهارنشدنی نشده، اما افزایش سریع قیمتها نشان میدهد ظرفیت آن برای جذب دور تازه اختلال محدود است. رئیس آژانس بینالمللی انرژی نیز هشدار داده است که اگر جریان نفت از تنگه هرمز طی چند هفته آینده بهبود نیابد، امنیت انرژی جهانی با خطر جدی روبهرو خواهد شد.
بنابراین فشار اقتصادی با مقیاس روز سنجیده نمیشود. چند روز کاهش عبور را میتوان با ذخایر، خطوط لوله جایگزین و کاهش مصرف جبران کرد؛ اما ادامه وضع موجود برای چند هفته، کمبود فرآوردهها، افزایش هزینه حملونقل و بیمه، تورم و فشار بر اقتصادهای واردکننده را تشدید میکند.
آمریکا باید همزمان حملات را ادامه دهد، از پایگاهها و کشتیها حفاظت کند، محاصره ایران را اجرا نماید و کشورهای حاشیه خلیج فارس را در برابر اختلال صادرات و حملات متقابل همراه نگه دارد. ایران برای افزایش هزینه واشنگتن نیاز ندارد در همه این حوزهها برتری پیدا کند؛ حفظ نااطمینانی در تنگه هرمز کافی است.
حمله زمینی آمریکا ابزار بازکردن پایدار تنگه هرمز نیست
ورود به عملیات زمینی گسترده با هدف فعلی آمریکا تناسب ندارد. تصرف یک جزیره، بندر یا تأسیسات ساحلی نمیتواند همه توان موشکی، پهپادی، مینریزی و دریایی ایران را از میان ببرد. نیروهای مستقرشده نیز به اهداف ثابت تازهای تبدیل میشوند و جنگی که قرار است در زمانی محدود نتیجه بدهد، وارد دورهای چندماهه خواهد شد.
جنگ زمینی همچنین به خودی خود اعتماد مالکان کشتی، شرکتهای بیمه و خدمه را بازنمیگرداند. امنیت پایدار کشتیرانی زمانی ایجاد میشود که ایران دیگر اراده یا توان مختلکردن عبور را نداشته باشد؛ نتیجهای که اشغال محدود سواحل یا جزایر آن را تضمین نمیکند.
به همین دلیل، آمریکا در حال آزمودن ترکیب حملات هوایی و فشار اقتصادی است. هدف این است که هزینه حفظ انسداد برای ایران پیش از تبدیل بحران انرژی به مشکل اقتصادی بزرگتر، از منافع آن بیشتر شود. ورود زمینی به معنای تمدید جنگ و ازبینرفتن همین مزیت زمانی خواهد بود.
پنجره یک تا دو هفتهای واشنگتن
آمریکا احتمالاً طی یک تا دو هفته آینده حملات به سامانههای مراقبت ساحلی، پدافند، زیرساختهای لجستیکی و مسیرهای ارتباطی جنوب ایران را ادامه میدهد. ممکن است دامنه اهداف زیرساختی نیز افزایش یابد، اما هدف همچنان ایجاد فشار سریع برای بازشدن تنگه خواهد بود، نه اشغال بخشی از ایران.
اگر در پایان این دوره، عبور کشتیها همچنان محدود باشد و ایران توان ایجاد اختلال را حفظ کرده باشد، ادامه حملات هوایی بازده کمتری خواهد داشت؛ درحالیکه فشار بازار انرژی و کشورهای منطقه افزایش مییابد. در این نقطه، مذاکره برای آمریکا از یک گزینه سیاسی به راه اصلی خروج از بحران تبدیل میشود.
اختلاف اصلی در مذاکرات نیز بر سر خود تنگه هرمز خواهد بود. تهران تفاهم قبلی را به معنای پذیرش نقش ایران در مدیریت عبور از کل تنگه تفسیر میکرد اما آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان عبور آزادانه، بدون مجوز و بدون محدودیت ایران بودند. واشنگتن همچنین بر فعالبودن مسیر جنوبی نزدیک عمان تأکید داشت.
اگر ایران بتواند تا دو هفته آینده توان اخلال خود را حفظ کند، بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ بعید خواهد بود. آمریکا ممکن است بازشدن تنگه و توقف حملات را بهعنوان دستاورد خود معرفی کند، اما برای رسیدن به این نتیجه ناچار میشود ترتیباتی را بپذیرد که نقش عملی ایران در تعیین امنیت و شرایط عبور را نادیده نگیرد.
تصویر محتمل پایان این دور از درگیری، حمله زمینی آمریکا نیست. واشنگتن برای بازکردن هرمز فرصت محدودی دارد و جنگ زمینی، فارغ از تلفات گسترده نظامی و انسانی، این فرصت را با تمدید چند ماهه تنش از بین میبرد. اگر فشار هوایی و محاصره طی یک تا دو هفته آینده ایران را وادار به عقبنشینی نکند، مسیر محتمل بعدی مذاکره و امتیازدادن خواهد بود. دوام ایران در این بازه میتواند کنترل عملی تهران بر این آبراه راهبردی را برای مدتی طولانیتر تثبیت کند.
منابع:
هدف حملات آمریکا؛ تضعیف توان ایران برای مختلکردن کشتیرانی در هرمز
کاهش تردد کشتیها در تنگه هرمز و آمار روزهای اخیر
خودداری برخی شرکتهای کشتیرانی از استفاده از مسیر تحت هدایت نظامی آمریکا
افزایش قیمت نفت در پی تشدید حملات ایران و آمریکا
هشدار آژانس بینالمللی انرژی درباره محدودبودن فرصت بازگشایی هرمز
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

