۲۴ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۶۷۶۳ ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰ دسته: تجارت و دیپلماسی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

توسعه تجارت یکی از پایه‌های امنیت ملی است، اما تنها زمانی امنیت‌ساز خواهد بود که از موضع قدرت و در چارچوب روابط متقابل و متوازن شکل بگیرد. در نظم جدید جهانی، اقتصاد، فناوری، انرژی و زنجیره‌های تأمین به ابزار رقابت و فشار تبدیل شده‌اند و دیگر نمی‌توان با نسخه‌های سه دهه قبل، امنیت را نتیجه طبیعی گسترش روابط اقتصادی دانست. آمریکا طی دهه‌های اخیر بزرگ‌ترین مانع توسعه تجارت خارجی ایران بوده و تلاش‌های تهران برای کاهش تخاصم نیز تغییری پایدار در این سیاست ایجاد نکرده است. توصیه‌هایی که از تصویر یک دوگانه ساده «تخاصم» یا «تعامل» برمی‌آید و تحولات نظم حاکم بر جهان را نادیده می‌گیرد، با واقعیت‌های اقتصاد ایران سازگاری ندارد. خطای ایران بیش از آنکه کم‌کاری در عادی‌سازی روابط با غرب باشد، غفلت از توسعه روابط با کشورهای خواهان تجارت در منطقه، آسیا و قاره آفریقا بوده است. امنیت و اقتصاد رابطه‌ای دوسویه دارند و امنیت اقتصادی ایران به ترکیب قدرت بازدارندگی، انسجام داخلی، تولید قدرتمند، تنوع شرکای تجاری و ایجاد مسیرهای مستقل مالی و حمل‌ونقلی نیاز دارد.

مسیر اقتصاد/ توسعه تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک و اتصال شبکه‌های حمل‌ونقل و انرژی می‌تواند هزینه درگیری میان کشورها را افزایش دهد. کشوری که در زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای و جهانی جایگاه مهمی دارد، در مقایسه با کشوری منزوی از ابزارهای بیشتری برای دفاع از منافع خود برخوردار است. ایران نیز در استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی و جغرافیایی خود برای ایجاد پیوندهای پایدار با دیگر کشورها ضعف‌های جدی داشته است.

اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که هرچه روابط اقتصادی با قدرت‌های بزرگ گسترده‌تر شود، امنیت نیز به‌طور خودکار افزایش می‌یابد. این برداشت بر تجربه‌ای محدود از سه دهه گذشته استوار است و شرایط امروز جهان، سابقه روابط ایران با غرب و ماهیت رقابت قدرت‌ها را نادیده می‌گیرد.

جهان از دهه ۱۹۹۰ عبور کرده است

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، این تصور گسترش یافت که افزایش تجارت و وابستگی متقابل اقتصادی، کشورها را به همکاری وادار می‌کند و به‌تدریج رقابت‌های سیاسی و امنیتی را به حاشیه می‌راند. بر اساس این نگاه، کشورها باید تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری خود را عمدتاً بر پایه مزیت اقتصادی سامان دهند و امنیت را نتیجه طبیعی گسترش روابط اقتصادی بدانند.

جهان امروز فاصله زیادی با آن دوره گرفته است. امنیت اقتصادی، کنترل زنجیره‌های تأمین، دسترسی به فناوری، انرژی، مواد اولیه، شبکه‌های مالی و مسیرهای حمل‌ونقل به بخش اصلی رقابت قدرت‌ها تبدیل شده است. کشورها در انتخاب شرکای تجاری فقط قیمت و بازده اقتصادی را معیار قرار نمی‌دهند؛ میزان اعتماد سیاسی، همسویی راهبردی و خطر تبدیل وابستگی به ابزار فشار نیز اهمیت دارد.

آمریکا که محور اصلی نظم تجاری پیشین بود، اکنون خود یکی از مهم‌ترین برهم‌زنندگان قواعد آن محسوب می‌شود. تحریم، محدودیت صادرات فناوری، توقیف دارایی‌ها، فشار بر شرکت‌ها و قطع دسترسی کشورها به شبکه‌های مالی به ابزارهای عادی سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شده است. در چنین شرایطی نمی‌توان با نسخه‌های سه دهه قبل برای امنیت اقتصادی ایران تصمیم گرفت. روابط اقتصادی در جهان جدید همچنان اهمیت دارد، اما این روابط دیگر از سیاست، امنیت و مسئله دوست و دشمن جدا نیست.

امنیت و اقتصاد رابطه‌ای دوسویه دارند

اقتصاد می‌تواند امنیت ایجاد کند، اما امنیت نیز پیش‌شرط شکل‌گیری اقتصاد قدرتمند است. سرمایه‌گذاری، تولید، تجارت و توسعه زیرساخت‌ها در کشوری گسترش می‌یابد که از ثبات داخلی، قدرت دفاعی و توان مقابله با تهدیدهای خارجی برخوردار باشد.

کشوری که توان دفاع از مسیرهای تجاری، منابع انرژی، بنادر، زیرساخت‌های حیاتی و شبکه‌های مالی خود را ندارد، نمی‌تواند فقط با ایجاد منافع اقتصادی برای دیگران امنیت خود را تضمین کند. شریک خارجی ممکن است تا زمانی به همکاری ادامه دهد که هزینه سیاسی و امنیتی آن پایین باشد. با افزایش فشار، همان رابطه اقتصادی می‌تواند متوقف شود یا به ابزاری علیه کشور ضعیف‌تر تبدیل شود.

تجربه ایران در سال‌های تحریم نشان داده است که روابط اقتصادی بدون پشتوانه قدرت، تضمین سیاسی و سازِکارهای مستقل مالی تا چه اندازه شکننده است. شرکت‌ها و دولت‌هایی که از تجارت با ایران منفعت می‌بردند، با افزایش فشار آمریکا بخش بزرگی از روابط خود را متوقف کردند.

بنابراین امنیت نتیجه جایگزینی قدرت نظامی با تجارت نیست. امنیت پایدار از ترکیب قدرت بازدارندگی، انسجام داخلی، توان اقتصادی و روابط خارجی متوازن به دست می‌آید.

منافع اقتصادی همیشه مانع جنگ نمی‌شوند

پیوندهای گسترده اقتصادی می‌توانند هزینه جنگ را افزایش دهند، اما مانع قطعی تصمیم سیاسی برای آغاز جنگ نیستند. تاریخ معاصر نمونه‌های متعددی از کشورهایی دارد که با وجود تجارت و وابستگی اقتصادی گسترده، وارد جنگ یا رقابت شدید امنیتی شده‌اند.

روابط اقتصادی، هزینه جنگ را تغییر می‌دهد؛ اما تصمیم به جنگ تابع محاسبات سیاسی، امنیتی و راهبردی است. اگر یک قدرت تصور کند از طریق جنگ، تحریم یا فشار می‌تواند منافع بزرگ‌تری به دست آورد، وجود تجارت لزوماً مانع اقدام آن نخواهد شد.

تجربه روسیه و بریتانیا در ایران نیز برخلاف این تصور است که تعریف منافع اقتصادی برای قدرت‌های خارجی می‌توانست مانع اشغال کشور شود. این دو قدرت برای دهه‌ها در ایران منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی داشتند. نفت، موقعیت جغرافیایی ایران، مسیر دسترسی به هند و رقابت منطقه‌ای، ایران را برای آن‌ها به کشوری مهم تبدیل کرده بود.

اما این منافع مانع اشغال ایران نشد. ضعف نظامی، مالی و سیاسی ایران به قدرت‌های خارجی اجازه داد برای حفظ و گسترش منافع خود حاکمیت کشور را نقض کنند. مسئله فقدان منفعت مشترک نبود؛ مسئله عدم توازن قدرت بود. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد منافع اقتصادی بدون قدرت بازدارنده حتی می‌تواند انگیزه مداخله را افزایش دهد.

تجربه اروپا نسخه جهانی نیست

کاهش درگیری میان کشورهای اروپایی را نیز نمی‌توان فقط نتیجه گسترش تجارت دانست. همکاری اقتصادی اروپا پس از دو جنگ ویرانگر، در چارچوب یک نظم سیاسی و امنیتی جدید شکل گرفت. حضور نظامی آمریکا، تأسیس ناتو، ایجاد نهادهای مشترک، تثبیت مرزها و شکل‌گیری تهدید مشترک از سوی اتحاد شوروی از عوامل اصلی ایجاد این نظم بود.

تجارت به تحکیم صلح اروپا کمک کرد، اما این تجارت بر پایه یک نظم امنیتی از پیش ایجادشده توسعه یافت. نمی‌توان یکی از عوامل این تجربه را جدا کرد و آن را به نسخه‌ای دائمی برای همه کشورها تبدیل کرد.

حتی اگر این الگو در دهه‌های گذشته برای بخشی از اروپا کارآمد بوده باشد، جهان امروز با رقابت قدرت‌ها، جنگ‌های تجاری، تحریم‌های فراسرزمینی و امنیتی‌شدن زنجیره‌های تأمین روبه‌روست. نسخه‌ای که برای اروپای پس از جنگ سرد نوشته شده، پاسخگوی نیازهای ایران امروز نیست.

چه کسی مانع تجارت ایران شد؟

ایران در ایجاد منافع مشترک اقتصادی با کشورهای دیگر کوتاهی کرده است؛ اما این کوتاهی را نمی‌توان به اصرار بر تخاصم ایران و خودداری از توسعه روابط با آمریکا و اروپا تقلیل داد.

در چند دهه گذشته، ایران مسیرهای مختلفی را برای کاهش تنش و عادی‌سازی روابط با غرب آزموده است. مذاکره، همکاری دیپلماتیک، پذیرش محدودیت‌های گسترده و امتیازدهی اقتصادی نیز نتوانست سیاست فشار آمریکا را متوقف کند. تحریم‌ها باقی ماند، تعهدات اقتصادی طرف مقابل اجرا نشد و حتی پس از دوره‌های کوتاه کاهش تنش، فشارها با شدت بیشتری بازگشت.

مانع اصلی توسعه تجارت خارجی ایران، سیاست تحریم و دشمنی آمریکا بوده است. بخش مهمی از اروپا نیز حاضر یا قادر به پرداخت هزینه استقلال از این سیاست نبوده است.

اشتباه داخلی ایران در جای دیگری قرار دارد. بخش بزرگی از ظرفیت سیاسی و اقتصادی کشور برای سال‌ها صرف انتظار برای عادی‌سازی روابط با غرب شد؛ در حالی که توسعه روابط با کشورهای خواهان تجارت با ایران مورد غفلت قرار گرفت.

چین، روسیه، همسایگان ایران، دیگر کشورهای آسیایی و کشورهای قاره آفریقا ظرفیت‌های گسترده‌ای برای همکاری اقتصادی داشته‌اند. با این حال ضعف دیپلماسی اقتصادی، مشکلات بانکی، بی‌ثباتی مقررات، کمبود زیرساخت و تصور موقت‌بودن روابط با شرق و منطقه، مانع استفاده کامل از این فرصت‌ها شد.

نقد سیاست خارجی ایران باید بر این کوتاهی متمرکز شود، نه بر این ادعا که ایران برای جلب رضایت غرب اقدامات کافی انجام نداده است.

دشمنی آمریکا اقتصادی نیست

اختلاف ایران و آمریکا نیز از فقدان تجارت ناشی نشده است که با ایجاد چند منفعت اقتصادی برطرف شود. این دشمنی ریشه‌های سیاسی، امنیتی و راهبردی دارد و به استقلال تصمیم‌گیری ایران، حضور آمریکا در منطقه، حمایت واشنگتن از رژیم صهیونیستی و تعارض منافع دو کشور مرتبط است.

آمریکا در چند دهه گذشته نشان داده است که روابط اقتصادی را تابع اهداف سیاسی و امنیتی خود می‌داند. حتی در دوره‌هایی که امکان گسترش تجارت با ایران فراهم شد، واشنگتن حاضر به پذیرش یک رابطه باثبات و متوازن نشد.

تصور اینکه افزایش تجارت به‌تنهایی آمریکا را به کنارگذاشتن دشمنی وادار می‌کند، شناخت دقیقی از ماهیت سیاست قدرت ارائه نمی‌دهد. یک قدرت زمانی فشار را کاهش می‌دهد که ادامه آن را پرهزینه یا بی‌نتیجه بداند.

تا زمانی که ایران از توان اقتصادی، سیاسی و نظامی کافی برخوردار نباشد، طرف مقابل انگیزه بیشتری برای تحمیل خواسته‌های خود خواهد داشت. ضعف، دشمنی را کاهش نمی‌دهد؛ امکان بهره‌برداری از آن را افزایش می‌دهد.

مسیر امنیت اقتصادی ایران

ایران برای افزایش امنیت خود به توسعه گسترده تجارت نیاز دارد، اما این تجارت باید از موضع قدرت و با کشورهایی شکل بگیرد که خواهان روابط متقابل و پایدارند.

گسترش تجارت با همسایگان، چین، روسیه، کشورهای آسیایی و قاره آفریقا، مشارکت در طرح‌های مشترک انرژی و حمل‌ونقل، تکمیل راهگذرهای منطقه‌ای و ایجاد سازِکارهای مستقل مالی باید در اولویت قرار گیرد.

در کنار آن، تقویت تولید داخلی، صنایع راهبردی، امنیت انرژی، توان دفاعی، ثبات اقتصادی و انسجام اجتماعی ضروری است. کشوری که در داخل ضعیف است، حتی با داشتن شرکای تجاری متعدد نیز نمی‌تواند از منافع خود دفاع کند.

گزینه پیش روی ایران، انزوا یا تسلیم اقتصادی در برابر غرب نیست. مسیر درست، توسعه تجارت با جهان از موضع استقلال، بازدارندگی و تشخیص واقع‌بینانه شرکای قابل‌اعتماد است.

برای ایران امروز نمی‌توان نسخه دهه ۱۳۷۰ را پیچید. امنیت اقتصادی با امید بستن به حسن نیت قدرت‌های متخاصم تأمین نمی‌شود. این امنیت به اقتصادی قدرتمند، روابط خارجی متنوع و توان وادارکردن دیگران به احترام‌گذاشتن به منافع ایران نیاز دارد.

انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.