مسیر اقتصاد/ شی جینپینگ در دیدار ۲ سپتامبر با عبدالفتاح السیسی در قاهره، چهار محور برای آنچه چین «معماری جدید امنیتی» در غرب آسیا مینامد مطرح کرد. هفته گذشته نیز دیدار شی و ترامپ در واشنگتن حدود این نگاه را درباره ایران روشنتر کرد.
کنار هم قرار دادن این دو موضع نشان میدهد چین تنها به دنبال پایان جنگ جاری نیست؛ پکن تصویری از نظم منطقهای دارد که در برخی نقاط با معماری امنیتی چند دهه اخیر آمریکا فاصله جدی دارد، اما این نظم لزوماً همان نظمی نیست که ایران بدون ابتکار تازه بتواند در مرکز آن قرار گیرد.
امنیت منطقه بدون اتکا به قدرتهای بیرونی
مهمترین بخش طرح قاهره به منشأ تأمین امنیت مربوط است. شی جینپینگ گفت مردم منطقه باید «صاحب امور خود» باشند، با مداخله نیروهای خارجی مخالفت شود و کشورهای منطقه از طریق گفتوگو درباره صلح و امنیت، معماری امنیتی خود را بازطراحی کنند و آینده را در دست خود بگیرند.
این نگاه با الگویی که امنیت غرب آسیا را بر حضور گسترده نظامی آمریکا، پایگاههای این کشور و تضمین امنیت متحدان واشنگتن استوار کرده، تفاوت بنیادی دارد.
چین البته در بیانیه قاهره از خروج مشخص نیروهای آمریکایی یا حذف کامل حضور قدرتهای فرامنطقهای سخن نگفته است؛ اما اگر امنیت منطقه قرار باشد اساساً از تعامل میان خود کشورهای منطقه حاصل شود، نقش قدرتهای بیرونی از «تأمینکننده امنیت» به بازیگری حاشیهایتر تغییر خواهد کرد.
این همان نقطهای است که نگاه پکن با ساختار سنتی حضور آمریکا در منطقه اصطکاک پیدا میکند.
فلسطین در مرکز، نه در حاشیه نظم جدید
قطعه دوم طرح چین نیز اهمیت زیادی دارد. شی در قاهره صریحاً گفت «مسئله فلسطین همچنان در مرکز مسائل منطقه قرار دارد» و نباید در هیچ شرایطی به حاشیه رانده شود.
بنابراین در تصور چین، نمیتوان از یک نظم پایدار منطقهای سخن گفت و همزمان مسئله فلسطین را به موضوعی فرعی تبدیل کرد.
این نگاه از پروژههایی که طی سالهای گذشته تلاش کردهاند روابط اقتصادی و سیاسی کشورهای عربی با اسرائیل را مستقل از حل مسئله فلسطین توسعه دهند، فاصله دارد. در چارچوب چینی، حل بحران فلسطین یکی از اجزای معماری امنیتی جدید است، نه پروندهای که پس از تثبیت سایر ترتیبات منطقهای بتوان به آن پرداخت.
از این منظر، چین دو پایه مهم وضع موجود را همزمان زیر سؤال میبرد: وابستگی امنیت منطقه به قدرتهای خارجی و امکان ساخت نظم منطقهای پایدار بدون حل مسئله فلسطین.
ایران باید حذف شود یا به رسمیت شناخته شود؟
موضع چین درباره ایران نیز در دیدار شی و ترامپ روشنتر شد.
طبق روایت رسمی پکن، شی جینپینگ در گفتوگو با رئیسجمهور آمریکا تأکید کرده است که «حاکمیت و امنیت همه کشورها باید محترم شمرده شود» و آمریکا و ایران باید به مسیر حل اختلافات از طریق مذاکره بازگردند.
در شرایطی که ایران و آمریکا ماههاست درگیر جنگ و محاصرهاند، این موضع معنای مشخصی دارد: چین از ترتیبی حمایت نمیکند که امنیت ایران بر اساس اراده یک قدرت خارجی قابل نقض یا نادیده گرفتن باشد.
این بخش از نگاه چین با طرح قاهره نیز سازگار است. اگر امنیت منطقه باید جمعی باشد و کشورهای منطقه خود درباره آینده آن تصمیم بگیرند، ایران نه مسئلهای برای حذف از نظم منطقه، بلکه یکی از بازیگرانی است که امنیت و حاکمیتش باید بخشی از همان نظم باشد.
اما این تمام داستان نیست.
چین امنیت ایران را میپذیرد؛ اهرم ایران را الزاماً نه
همزمان با تأکید بر امنیت و حاکمیت ایران، چین در موضوع تنگه هرمز موضع متفاوتی دارد.
پکن بارها بر امنیت آبراههای بینالمللی و جریان آزاد انرژی تأکید کرده است. در طرح قاهره نیز چین اعلام کرده آماده همکاری با کشورهای منطقه برای حفظ امنیت مسیرهای بینالمللی کشتیرانی است.
در روایت رسمی آمریکا از دیدار ترامپ و شی نیز آمده است که دو طرف درباره جلوگیری از وضع عوارض بر آبراههای بینالمللی توافق داشتهاند. روایت رسمی چین این عبارت را تکرار نکرده است، اما موضع عمومی پکن درباره باز بودن مسیرهای تجارت و انرژی با اصل آن فاصله زیادی ندارد.
اینجا یک تمایز مهم آشکار میشود: چین به رسمیت شناخته شدن امنیت ایران را بخشی از نظم مطلوب خود میداند، اما از این گزاره نتیجه نمیگیرد که هر اهرم قدرت ایران نیز باید به همان شکل وارد قواعد نظم آینده شود.
موقعیت جغرافیایی ایران، نفوذ منطقهای یا توان اثرگذاری بر تنگه هرمز به خودی خود برای چین مبنای اعطای جایگاه سیاسی نیست. پکن بیش از هر چیز به دنبال ثبات، امنیت انرژی، تجارت و نظمی است که هیچ بازیگر واحدی نتواند آن را به تنهایی مختل کند.
فاصله میان «حضور در نظم» و «ساختن نظم»
این نقطه برای ایران اهمیت بیشتری از مواضع لفظی چین دارد.
طرح قاهره از بسیاری جهات برای ایران فرصت ایجاد میکند: کاهش نقش مداخله خارجی، تأمین امنیت از طریق کشورهای منطقه، قرار گرفتن فلسطین در مرکز مسائل منطقه و احترام به امنیت و حاکمیت همه کشورها، با بخش مهمی از دغدغههای ایران همپوشانی دارد.
اما چنین همپوشانیای به معنی تضمین جایگاه ایران در نظم آینده نیست.
اگر ایران خواهان نقشی فراتر از یکی از چند کشور حاضر در این معماری باشد، نیازمند طرح ایجابی خود برای نظم منطقهای است؛ طرحی که نشان دهد قدرت جغرافیایی، اقتصادی و امنیتی ایران چگونه میتواند به امنیت جمعی، تجارت و توسعه منطقه متصل شود.
در این چارچوب، تنگه هرمز فقط زمانی میتواند به یک منبع پایدار قدرت سیاسی تبدیل شود که از یک اهرم مقطعی فشار فراتر برود و جایگاه ایران در ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقه را تثبیت کند.
همین منطق درباره دیگر اهرمهای ایران نیز صدق میکند. موقعیت جغرافیایی، شبکههای تجاری، مسیرهای ترانزیتی و ظرفیتهای سیاسی تا زمانی که به سازکارهای پایدار منطقهای متصل نشوند، میتوانند در طول یک تقابل فرسایشی تضعیف شوند.
چین جایگاه ایران را تعیین نخواهد کرد
از قاهره تا واشنگتن، چین خطوط کلی نظمی را ترسیم کرده که در آن مداخله بیرونی کمتر، نقش کشورهای منطقه بیشتر، مسئله فلسطین مرکزی و امنیت ایران نیز به رسمیت شناخته شده است.
اما پکن در همان حال روشن کرده که اولویتهای خودش، بهویژه امنیت انرژی و کشتیرانی، الزاماً با همه ابزارهای قدرت ایران همسو نیست.
بنابراین مسئله برای ایران این نیست که آیا چین از ایران «حمایت میکند» یا نه. چنین سؤالی بیش از حد ساده است.
سؤال مهمتر این است که ایران با چه طرحی وارد شکلگیری نظم جدید خواهد شد و چگونه ظرفیتهای موجود خود را به جایگاهی تبدیل میکند که دیگر بازیگران منطقه و قدرتهایی مانند چین ناچار باشند آن را در معماری آینده به رسمیت بشناسند.
چین طرح خود را روی میز گذاشته است. جایگاه ایران در آن، بیش از آنکه در پکن تعیین شود، به توان ایران برای تبدیل اهرمهای موجود به یک طرح منطقهای پایدار بستگی خواهد داشت.
منابع:
وزارت خارجه چین؛ پیشنهاد چهارمادهای شی جینپینگ در قاهره
دولت چین؛ مواضع شی جینپینگ درباره ایران در دیدار با ترامپ
کاخ سفید؛ روایت رسمی آمریکا از دیدار ترامپ و شی
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

