۰۷ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۴۶۸ ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

علی صمدزاده، کارشناس امنیت و روابط بین‌الملل، در افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲»، با بیان اینکه جهان در شرایط گذار از نظم تک‌قطبی قرار دارد، گفت: قدرتی که موقعیت مسلط خود را از دست می‌دهد، الزاماً رفتارهای گذشته را تکرار نمی‌کند و همین مسئله بخشی از رفتارهای جدید آمریکا را توضیح می‌دهد. در دوره گذار، مناطق و قدرت‌های منطقه‌ای اهمیت مضاعفی پیدا می‌کنند و کشورهایی مانند پاکستان، هند، عربستان و امارات نیز بیش از آنکه تنها در واکنش به ایران عمل کنند، در حال تثبیت جایگاه خود در نظم آینده هستند. ایران برای مواجهه با این شرایط به «شکل جدیدی از استقلال»، استفاده پیچیده‌تر از ظرفیت‌هایی مانند تنگه هرمز و به‌ویژه توسعه هدفمند بدنه کارشناسی نیاز دارد؛ زیرا با گذشت زمان، هم دایره انتخاب‌های ایران محدودتر می‌شود و هم بخشی از انتخاب‌ها درباره ایران پیشاپیش از سوی دیگران انجام شده است.

به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد علی صمدزاده، کارشناس امنیت و روابط بین‌الملل، گفت: اگر شرایط امروز را از منظر روابط بین‌الملل بررسی کنیم، با یک نظم تثبیت‌شده مواجه نیستیم و جهان در حال گذار از نظم تک‌قطبی به شرایط جدیدی است. در چنین وضعیتی، یکی از مسائل مهم، رفتار قدرت یا ابرقدرتی است که در حال از دست دادن جایگاه خود است. قدرت‌های بزرگی که جایگاهشان تضعیف می‌شود، لزوماً همان رفتاری را که در دوره ثبات داشته‌اند ادامه نمی‌دهند.

رفتار قدرت در حال افول الزاماً قابل پیش‌بینی نیست

صمدزاده برای توضیح این وضعیت گفت: می‌توان یک قدرت بزرگ در حال افول را به ستاره‌ای در حال خاموش شدن تشبیه کرد؛ بعضی ستاره‌ها منفجر می‌شوند و بعضی به سیاه‌چاله تبدیل می‌شوند و محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

وی افزود: بنابراین بخش قابل توجهی از الگوهایی که در دهه‌های گذشته برای تحلیل رفتار قدرت‌های بزرگ استفاده می‌شد، ممکن است امروز درباره آمریکا به همان شکل قابل استفاده نباشد.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: آمریکا در سال‌های اخیر سویه‌های رفتاری جدیدی نشان داده و این تغییر حتی برای افکار عمومی جهان نیز قابل مشاهده است.

حتی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا باید جایگاه خود را دوباره اثبات کنند

صمدزاده رفتار آمریکا با کانادا را نمونه‌ای از این تغییر دانست و گفت: کانادا از نزدیک‌ترین همسایگان و شرکای آمریکا بوده، اما امروز با رفتارهایی مواجه است که در مواردی «اغراق‌شده» و حتی تحقیرآمیز است.

وی افزود: این تغییر فقط به کانادا محدود نیست و حتی در روابط آمریکا با اسرائیل نیز دیده می‌شود.

صمدزاده ادامه داد: در محافل تحلیلی ایران گاهی اختلافات آمریکا و اسرائیل به اختلاف شخصی ترامپ و نتانیاهو تقلیل داده می‌شود، در حالی که مسئله بزرگ‌تر این است که آمریکا از اسرائیل می‌خواهد نشان دهد آورده راهبردی آن بیشتر از هزینه‌ای است که برایش پرداخت می‌شود.

وی گفت: اسرائیل نیز برای اثبات همین مسئله تلاش کرده دامنه کارکرد خود را فراتر از منطقه نشان دهد.

«پیمان‌های اسحاق» برای اثبات ارزش راهبردی اسرائیل

صمدزاده در ادامه گفت: یکی از نمونه‌های کمتر مورد توجه، چیزی است که از آن با عنوان «پیمان‌های اسحاق» یاد می‌شود و در امتداد پیمان‌های ابراهیم تعریف شده است.

وی افزود: نقطه آغاز این روند در آمریکای لاتین و در روابط اسرائیل و آرژانتین دیده شده و تلاش‌هایی برای گسترش آن به دیگر کشورهای این منطقه در جریان است.

این کارشناس امنیتی گفت: این رفتار نشان می‌دهد حتی اسرائیل، به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا، در دوره گذار ناچار است جایگاه خود را دوباره برای واشنگتن اثبات کند و نشان دهد منافعش برای آمریکا فقط به سطح منطقه محدود نیست.

در دوران گذار، مناطق اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند

صمدزاده ادامه داد: تجربه تاریخی نشان می‌دهد در دوره‌های گذار، مناطق اهمیت مضاعفی پیدا می‌کنند و قدرت‌های صاحب نفوذ منطقه‌ای برای قدرت‌های در حال ظهور یا قدرت‌های در حال افول اهمیت بیشتری می‌یابند.

وی افزود: کشورهایی که موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع و نفوذ منطقه‌ای در اختیار دارند، به بازیگران مهم‌تری در شکل‌گیری موازنه جدید تبدیل می‌شوند.

صمدزاده تاکید کرد: به همین دلیل، یارگیری در مناطق و تلاش برای ایجاد توازن‌های جدید منطقه‌ای، یکی از ویژگی‌های مهم دوره گذار است.

همه تحولات منطقه را نباید از دریچه ایران دید

وی در ادامه گفت: یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از تحولات را فقط از زاویه ایران نگاه می‌کنیم و تصور می‌کنیم همه کنش‌های بازیگران منطقه‌ای مستقیماً ناشی از پرونده ایران است.

صمدزاده افزود: برای نمونه، بیش‌فعالی پاکستان در پرونده‌های مختلف، از توافق مکه تا توافق دفاعی با کویت، الزاماً ارتباطی با ایران ندارد.

وی ادامه داد: پاکستان پس از تجربه جنگ با هند و شرایطی که حتی خطر تشدید هسته‌ای در آن وجود داشت، تلاش بیشتری برای احیای جایگاه خود در شبه‌قاره و حفظ استقلال راهبردی‌اش آغاز کرده است.

پاکستان برای حفظ جایگاه خود در نظم آینده فعال شده است

این کارشناس روابط بین‌الملل گفت: پاکستانی‌ها نگران‌اند که اگر در رقابت با هند به جایگاه دوم رانده شوند و نتوانند استقلال راهبردی خود را حفظ کنند، در نظم آینده ناچار به پذیرش قواعدی شوند که دهه‌ها در برابر آن مقاومت کرده‌اند.

وی تاکید کرد: بنابراین نباید این تحرکات را الزاماً به دوستی با ایران یا همسویی منافع پاکستان با ایران نسبت داد.

هند نیز انتخاب‌های سخت خود را انجام داده است

صمدزاده با اشاره به هند گفت: هندی‌ها نیز در این دوره تصمیمات سختی گرفته‌اند و نمونه آن ادامه خرید نفت روسیه با وجود فشار و تعرفه‌های آمریکا است.

وی افزود: دلیل این رفتار آن است که هند خود را در یک رقابت بلندمدت می‌بیند و هر فرصتی که بتواند جایگاه آن را نسبت به رقیب راهبردی‌اش ارتقا دهد، برایش اهمیت دارد.

ایران از قدرت غالب منطقه‌ای به قدرت صاحب نفوذ بازگشته است

صمدزاده در ادامه گفت: ایران در یک دوره، تقریباً از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹، قدرت غالب منطقه‌ای در غرب آسیا بود؛ چه خودمان این موقعیت را به‌درستی درک کرده باشیم و چه نه.

وی افزود: بعد از ۲۰۱۹ و تحولاتی که رخ داد، ایران بخشی از این موقعیت را از دست داد و دوباره به یک قدرت صاحب نفوذ منطقه‌ای بازگشت.

این کارشناس روابط بین‌الملل تاکید کرد: اکنون، با توجه به دوره گذار نظم بین‌المللی، خود منطقه نیز باید تعیین تکلیف شود.

برخی بازیگران منطقه‌ای برای نظم آینده تصمیم گرفته‌اند

صمدزاده گفت: بسیاری از کشورهای همسایه که ایران همچنان به دلیل تعارفات دوره نظم تثبیت‌شده تلاش می‌کند آنها را دوست خود بداند، انتخاب‌های خود را انجام داده‌اند.

وی افزود: این کشورها تلاش می‌کنند «سد ایران» را کنار بزنند، جایگاه خود را در نظم آینده منطقه تثبیت کنند و نشان دهند که شریک منطقه‌ای مناسب‌تری برای هر قدرت بزرگی هستند که در نظم آینده دست بالا را پیدا کند.

صمدزاده تاکید کرد: این قدرت می‌تواند چین، آمریکا یا مجموعه‌ای از قدرت‌ها در یک نظم چندقطبی باشد؛ اما بازیگران منطقه‌ای از امروز در حال تلاش برای گرفتن دست برتر در شراکت آینده‌اند.

ایران نباید «دشمنی عمیق و هدفمند» را با تعارفات دیپلماتیک نادیده بگیرد

وی افزود: متأسفانه ایران نسبت به این «دشمنی عمیق، منسجم و هدفمند» بی‌توجه است و با وجود پرداخت هزینه دو جنگ، همچنان تلاش می‌کند با تعارفات معمول دیپلماتیک رفتار کند.

صمدزاده گفت: هر روزی که این وضعیت ادامه پیدا می‌کند، به طرف مقابل فرصت می‌دهد برنامه خود را منسجم‌تر و هدفمندتر کند تا در ضربه بعدی مؤثرتر عمل کند.

امارات و عربستان فقط در نسبت با ایران تعریف نمی‌شوند

صمدزاده در ادامه به امارات و عربستان اشاره کرد و گفت: البته همه رفتارهای این کشورها را نیز نباید صرفاً از زاویه رقابت با ایران تحلیل کرد.

وی افزود: در همین دوره تحولات مهمی در روابط خود این بازیگران رخ داده است؛ از جمله منازعه آشکار میان عربستان و امارات در پرونده یمن.

وی گفت: این منازعه جایگاه عربستان را در یمن تقویت کرد و در مقابل، خروج یا کاهش حمایت امارات در برخی حوزه‌ها نیز به افزایش سرعت پیشروی انصارالله کمک کرد.

صمدزاده تاکید کرد: اصل مشترک این تحولات، تلاش بازیگران برای اثبات دست بالا در نظم منطقه‌ای آینده است.

با «تعارفات نظم پیشین» نمی‌توان وارد دوره جدید شد

این کارشناس امنیتی گفت: ایران دیگر نمی‌تواند با ادبیات و تعارفات دوره نظم قبلی در منطقه عمل کند.

وی افزود: حتی در تعامل با چین نیز ایران باید این مسئله را روشن کند که در شرایط جدید نمی‌توان همه بازیگران منطقه را در یک سطح دید.

صمدزاده ادامه داد: ممکن بود در دوره پیش از دو جنگ بتوان از روابط متوازن چین با شمال و جنوب خلیج فارس سخن گفت، اما پس از تجربه جنگ و ورود به دوره گذار، ایران نمی‌تواند همان الگوی قبلی را بدون تغییر بپذیرد.

صمدزاده: بعد از دو جنگ نمی‌توان مانند گذشته کنار یک میز نشست

وی در ادامه با ادبیاتی صریح گفت: پس از تجربه دو جنگ، ایران نمی‌تواند مانند گذشته در کنار امارات و عربستان بنشیند و فرض کند شرایط همان شرایط قبل است.

صمدزاده مدعی شد این کشورها فقط در جایگاه میزبان یا در اختیارگذارنده پایگاه برای آمریکا نبوده‌اند، بلکه به اعتقاد او در تأمین مالی و پشتیبانی از فشار علیه ایران نیز نقش داشته‌اند.

وی تاکید کرد: این گزاره باید در طراحی سیاست منطقه‌ای ایران مورد توجه قرار گیرد و نمی‌توان همه طرف‌ها را با یک الگوی خنثی و برابر دید.

غرب تصمیم خود را درباره ایران گرفته است

صمدزاده در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ایران در شرایطی قرار دارد که باید انتخاب‌های سخت انجام دهد، اما رفتار سیاست خارجی کشور هنوز متناسب با این واقعیت نیست.

وی افزود: برخی همچنان تصور می‌کنند ایران می‌تواند بین غرب و شرق نقش میانجی داشته باشد و توازنی شبیه دوره گذشته برقرار کند.

صمدزاده تاکید کرد: به اعتقاد من، غرب تصمیم خود را درباره ایران گرفته است.

سخنان مرتس نشانه یک «تصمیم» بود

وی به اظهارات فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در جنگ دوازده‌روزه اشاره کرد و گفت: وقتی او گفت اسرائیل «کار کثیف غرب» را انجام می‌دهد، این صرفاً یک اشتباه لفظی یا مصاحبه‌ای نبود.

صمدزاده افزود: این جمله نشان‌دهنده تصمیمی درباره ایران و منطقه بود.

وی ادامه داد: ایران این تصمیم را در میدان متوقف کرد، اما هنوز به‌طور کامل نپذیرفته که اصل تصمیم گرفته شده است.

این کارشناس روابط بین‌الملل گفت: بنابراین بعد از جنگ، زمان آن نیست که تصور کنیم می‌توان با بازگشت سریع به تعارفات و دست دوستی، شرایط قبل را احیا کرد.

اشاره به روته و «پنج هزار پرواز ترابری»

صمدزاده همچنین به اظهارات مارک روته، دبیرکل ناتو، اشاره کرد و گفت: او اخیراً تاکید کرده است که در جنگ چهل‌روزه، اروپا در کنار آمریکا قرار داشته و بیش از پنج هزار پرواز ترابری از اروپا انجام شده است.

وی این اظهارات را نشانه‌ای دانست که کشورهای اروپایی همچنان بر همان تصمیم قبلی ایستاده‌اند و حتی تلاش می‌کنند سهم خود را در جنگ به آمریکا یادآوری کنند.

ایران نمی‌تواند نسخه کاهش تنش را از بیرون بپذیرد

صمدزاده ادامه داد: در چنین شرایطی، ایران نمی‌تواند بپذیرد که یک بازیگر خارج از منطقه، چه چین باشد، چه روسیه یا هر طرف دیگری، نسخه ساده «کاهش تنش» برای ایران تجویز کند.

وی افزود: طراحی سیاست باید در داخل ایران انجام شود و متناسب با واقعیت‌های جدید باشد.

ایران به «استقلال جدید و جهش‌یافته» نیاز دارد

این کارشناس امنیتی گفت: ایران امروز به «استقلال جدید، استقلال جهش‌یافته و شکل جدیدی از استقلال» در شرایط گذار بین‌المللی نیاز دارد.

وی افزود: این استقلال نباید با نسخه‌های ساده‌انگارانه تعریف شود؛ زیرا محیط جدید بسیار پیچیده‌تر از دوره نظم تثبیت‌شده است.

تنگه هرمز را فقط از سمت تولیدکننده نبینیم

صمدزاده در ادامه به تنگه هرمز و کریدورهای انرژی اشاره کرد و گفت: ایران اکنون این کریدورها را عمدتاً از زاویه مبدأ و تولیدکننده مدیریت می‌کند.

وی افزود: نگاه ما به امارات، قطر و کویت است، اما کمتر به سمت مصرف‌کنندگان و مقصد محموله‌ها توجه می‌کنیم.

وی تاکید کرد: در حالی که بسیاری از ابزارهای مؤثر ایران می‌تواند در سمت مصرف‌کننده تعریف شود.

صمدزاده گفت: محموله‌ای که از منطقه عبور می‌کند مقصد مشخصی دارد و ایران می‌تواند در طراحی سیاست خود بعضی مصرف‌کنندگان را هدفمند منتفع یا متضرر کند.

مشکل اصلی، ناتوانی در هضم پیچیدگی است

وی ادامه داد: دلیل اینکه چنین سیاست‌های پیچیده‌ای کمتر طراحی می‌شود، ضعف جدی بدنه کارشناسی است.

صمدزاده گفت: دستگاه اجرایی کشور در بسیاری از حوزه‌های جغرافیایی و منطقه‌ای از نظر کارشناس بسیار «لاغر» است.

وی افزود: در برخی پرونده‌های سیاست خارجی، با یک کارشناس یا یک حلقه بسیار کوچک کارشناسی مواجه هستیم؛ به‌طوری که حتی امکان شکل‌گیری تنوع دیدگاه سیاسی هم وجود ندارد.

«دانش‌آموخته زیاد داریم، اما کارشناس بسیار اندک داریم»

صمدزاده با اشاره به خروجی دانشگاه‌ها گفت: دانشگاه‌ها نیروی زیادی تربیت می‌کنند، اما بسیاری از این افراد در عمل وارد حوزه کارشناسی نمی‌شوند.

وی افزود: کسی که حوزه مورد مطالعه خود را به‌صورت روزانه رصد نمی‌کند، اخبار و تحولات آن را دنبال نمی‌کند و شناخت انباشته ندارد، صرفاً دانش‌آموخته آن رشته است.

وی تاکید کرد: «دانش‌آموخته زیاد داریم، اما کارشناس بسیار اندک داریم.»

پیچیدگی دوره گذار با حلقه‌های کوچک کارشناسی قابل مدیریت نیست

صمدزاده گفت: دوره گذار از نظم بین‌المللی پیچیده‌تر از دوره تثبیت نظم است و ایران باید هم‌زمان روابط و تنش‌های خود با چین، آمریکا، روسیه، اروپا و سایر قدرت‌ها را مدیریت کند.

وی افزود: رفتار روسیه قبل و بعد از جنگ اوکراین یکسان نیست، همان‌طور که چین، آمریکا و اروپا نیز در حال تغییرند.

این کارشناس روابط بین‌الملل تاکید کرد: چنین سطحی از پیچیدگی از توان پردازش یک حلقه کوچک کارشناسی خارج است.

در بعضی حوزه‌ها کارشناس بیش از نیاز داریم و در بعضی حوزه‌ها تقریباً هیچ‌کس

صمدزاده در ادامه گفت: توسعه بدنه کارشناسی باید هدفمند باشد؛ زیرا توزیع کارشناسان در ایران متوازن نیست.

وی افزود: در حوزه‌هایی مانند آمریکای شمالی و اروپا، به دلیل جهت‌گیری تاریخی و فرهنگی نهادها، تعداد کارشناسان حتی بیشتر از نیاز است.

صمدزاده با بیان مثالی گفت: ممکن است برای یک موضوع مربوط به آمریکا دو کارشناس لازم باشد، اما صد نفر در این حوزه حضور داشته باشند؛ در حالی که برای بعضی کشورهای چین، آسیای مرکزی یا حوزه شانگهای عملاً کارشناس کافی نداریم.

وی افزود: حتی در بعضی موارد، فردی که مدتی در یک کشور مأموریت اداری داشته، بعداً به‌عنوان «کارشناس» آن کشور معرفی می‌شود، در حالی که صرف تجربه حضور در یک محیط به معنای داشتن شأن کارشناسی نیست.

زمان به زیان دایره انتخاب‌های ایران حرکت می‌کند

صمدزاده در جمع‌بندی گفت: پیچیدگی صحنه ایجاب می‌کند ایران انتخاب‌های خود را با سرعت بیشتری انجام دهد.

وی تاکید کرد: «هرچقدر زمان می‌گذرد، دایره انتخاب‌ها محدودتر می‌شود.»

این کارشناس امنیت و روابط بین‌الملل افزود: مسئله دوم این است که باید بپذیریم بسیاری از بازیگران، انتخاب‌های خود را درباره ایران از قبل انجام داده‌اند.

صمدزاده در پایان تاکید کرد: با تعارف، خوش‌بینی یا تلاش برای راضی نگه داشتن همزمان همه طرف‌ها نمی‌توان منافع ملی و امنیت ملی ایران را تأمین کرد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.