به گزارش مسیر اقتصاد افتتاحیه سیزدهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵ با موضوع «نظم نوین جهانی؛ بازآفرینی قدرت ایران ۲» برگزار شد. در این رویداد مهدی خراتیان، کارشناس سیاست خارجی و روابط بینالملل، با بیان اینکه ایران اکنون در یک «نقطه عطف» از جنگ قرار گرفته است، گفت: از زمانی که تقابل ایران و آمریکا وارد چیزی شده که از آن بهعنوان «رقابت تابآوری» یاد میشود، در داخل کشور این پرسش مطرح شده که اساساً اقتصاد ایران چه نسبتی با اقتصاد آمریکا دارد؛ آمریکا تورم سهدرصدی دارد و ایران با تورم بسیار بالا مواجه است، پس این دو چگونه قابل مقایسهاند؟ این نوع مقایسه، بخش مهمی از صحنه را نادیده میگیرد. برای نمونه، در ماه نخست جنگ حدود ۱۱ تریلیون دلار از ارزش بازارهای مالی از بین رفت؛ هرچند بعداً بخش مهمی از آن برگشت.
«توافق اسلامآباد» نتیجه شوک بازارهای مالی بود
خراتیان ادامه داد: به اعتقاد من، توافق اسلامآباد نیز بیارتباط با همان شوک نبود. ترامپ «عاشق چشم و ابروی ما نبود» که چنین توافقی را بپذیرد؛ ابتدا لازم بود شوک واردشده به بازارهای مالی هضم شود و سپس شرایط آرامتر شود.
وی افزود: بعد از ماه جولای و تصمیم ایران برای هدف قرار دادن کشتیها، ذخایر نفتی جهان کاهش پیدا کرد و حساسیت بازار نفت بالاتر رفت.
این کارشناس روابط بینالملل گفت: در ادامه، روایت فدرال رزرو نیز تغییر کرد و نگرانی درباره بازگشت دوباره ریزش در بازارهای مالی افزایش یافت. این اتفاق از نظر من بسیار مهم است، اما در رسانههای ایران تقریباً بازتابی نداشته است.
وی تاکید کرد: وقتی درباره مسابقه تابآوری صحبت میکنیم، باید این آثار را نیز در نظر گرفت؛ زیرا طرف مقابل فقط با شاخص تورم یا رشد اقتصادی سنجیده نمیشود و شوک بازارهای مالی میتواند ارقامی چندین برابر کل اندازه اقتصاد ایران ایجاد کند.
بخش مهمی از فشار واردشده به آمریکا برای افکار عمومی ملموس نیست
خراتیان ادامه داد: مشکل اینجاست که چنین اعدادی برای مردم عادی قابل لمس نیست. وقتی از ریزش چندین تریلیون دلاری بازارهای مالی صحبت میکنیم، یک متخصص معنای آن را بهتر درک میکند، اما انتقال آن به افکار عمومی دشوار است.
وی افزود: در همین شرایط، با یک فضاسازی رسانهای سنگین حتی ذهن برخی مسئولان نیز تحت تأثیر قرار گرفته و این گزاره شکل گرفته که چرا تنگه هرمز بسته شد یا چرا اقدامات اخیر انجام شد.
خراتیان گفت: به اعتقاد من، نقطه عطف کنونی میتواند به تثبیت یک نظم جدید در منطقه منجر شود و قدرتهایی مانند چین در این روند نقش مهمی دارند.
چین آشکارتر از گذشته از نقش نظمساز سخن میگوید
وی با اشاره به مواضع اخیر چین گفت: شی جینپینگ امروز صریحتر از گذشته درباره چین بهعنوان عنصر نظمساز صحبت میکند و چنین ادبیاتی پیشتر با این وضوح مشاهده نمیشد.
خراتیان افزود: در ابتدای جنگ، اگر کسی میگفت آمریکا ممکن است در آینده حضور خود را در منطقه کاهش دهد، احتمالاً به او میگفتند متوهم است؛ اما اکنون بسیاری از موضوعاتی که در روزهای نخست غیرممکن به نظر میرسید، وارد گفتوگوهای عادی شده است.
وی ادامه داد: این همان نقطه تعیینکنندهای است که متأسفانه بخشهایی از دستگاه سیاستگذاری ما هنوز اهمیت آن را درک نکردهاند؛ در حالی که همین شرایط میتواند با کمک قدرتهایی مانند چین به شکلگیری نظم جدید منطقهای منجر شود.
تغییر روایت فدرال رزرو یکی از آثار جنگ است
خراتیان با اشاره دوباره به بازارهای مالی آمریکا گفت: در اظهارات مقامات فدرال رزرو نیز میتوان دید که از ماه جولای به بعد، نگرانی نسبت به کنترلناپذیری تورم و تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی افزایش پیدا کرده است.
وی افزود: این اتفاق از نظر من یکی از نتایج مهم اقداماتی است که ایران در این دوره انجام داده، اما در رسانههای داخلی تقریباً دیده نشده است.
این کارشناس سیاست خارجی تاکید کرد: این مسئله را باید در کنار فشار بر بازار نفت، بازار اوراق و حساسیت بازارهای مالی دید.
شل کردن فشار در تنگه هرمز میتواند اهرم ایران را تضعیف کند
خراتیان در ادامه گفت: اگر در چنین نقطهای ایران فشار را کاهش دهد، بابالمندب و تنگه هرمز را شل کند و اجازه عبور تدریجی کشتیها را بدهد، بهتدریج شرایط به نقطهای میرسد که مخالفان این سیاست خواهند گفت «دیدید هیچ اتفاقی نیفتاد».
وی این وضعیت را نوعی «پیشگویی خودمحققبخش» دانست و گفت: ابتدا در جلسات تصمیم گرفته میشود کاری انجام نشود، بعد چون اقدامی صورت نگرفته، نتیجه گرفته میشود که اساساً آن ابزار اثرگذار نبوده است.
وی افزود: به اعتقاد من، برخی لابیهای منطقهای نیز در این روند مؤثر بودهاند و برای کاهش فشار ایران بر تجارت و انرژی کشورهای منطقه تلاش کردهاند.
ایده «هلسینکی» برای نظم منطقهای
خراتیان در ادامه به پیشنهاد خود درباره «پیمان هلسینکی» اشاره کرد و گفت: در دوران جنگ سرد و در دوره کیسینجر، دو ابرقدرت حوزههای نفوذ یکدیگر را در اروپا به رسمیت شناختند و این روند زمینه شکلگیری نظمی را فراهم کرد که برای سالها دوام آورد.
وی افزود: امروز نیز شواهد و قرائنی وجود دارد که آمریکا و چین به سمت کاهش برخی تنشها حرکت میکنند. این به معنای یک «معامله بزرگ» کامل نیست، اما نشانههایی از حرکت به سمت شناسایی حوزههای اثرگذاری و نفوذ یکدیگر دیده میشود.
این کارشناس روابط بینالملل گفت: در چنین شرایطی، بهترین فرصت برای ایران این است که پیش از آنکه آمریکا و چین درباره ترتیبات منطقهای بدون حضور ایران به توافق برسند، خود با یک طرح ایجابی وارد میدان شود.
تنگه هرمز و نفت ابزار ایران برای گرفتن امتیاز از قدرتهای بزرگ است
خراتیان تاکید کرد: «تمام این نکاتی که راجع به تنگه هرمز، نفت و مسائل مشابه گفتم، اهرمهای شماست که بتوانی از قدرتهای بزرگ در این معامله بزرگ امتیاز بگیری.»
وی افزود: ایران نباید این ابزارها را فقط بهعنوان ابزار فشار لحظهای ببیند؛ بلکه باید آنها را در چارچوب ترتیبات بزرگتر نظم آینده به کار گیرد.
تقلیل چین به میانجی رابطه ایران و آمریکا خطاست
خراتیان در بخش دیگری از سخنان خود از سیاستگذاران حوزه چین انتقاد کرد و گفت: مسئله برخی سیاستگذاران این شده که چین را به میانجی رابطه ایران و آمریکا تبدیل کنند.
وی افزود: «این فحش به چین است» که ایران از پکن بخواهد فقط نقش واسطه میان تهران و واشنگتن را بازی کند.
وی ادامه داد: مسئله اصلی این است که ایران بفهمد وقتی شی جینپینگ از منطقهای بدون حضور قدرتهای بیگانه سخن میگوید یا وقتی مسئله فلسطین را موضوع مرکزی منطقه معرفی میکند، این پیامها چه معنای راهبردی دارند.
خراتیان گفت: این پیامها در تهران آنطور که باید خوانده و تحلیل نمیشوند و حتی ابتکارات کلان چین نیز بهصورت جدی مورد مطالعه و طراحی سیاست قرار نمیگیرند.
ایران باید روی ابتکارات چین کار کند
این کارشناس سیاست خارجی افزود: صرف اینکه گفته شود یک طرح چینی «طرح صلح» است، اتفاقی ایجاد نمیکند. باید روی این ابتکارات کار کرد، نسبت ایران با آنها را مشخص کرد و پیشنهاد عملی ارائه داد.
وی تاکید کرد: ایران باید بتواند از تحولات روابط چین و آمریکا، ابتکارات نظمساز پکن و موقعیت خودش در جنگ برای ساختن یک طرح مستقل استفاده کند.
خراتیان: «جریان غربگرا» در ذهن برخی مسئولان اثر گذاشته است
خراتیان در ادامه با ادبیاتی انتقادی گفت: به اعتقاد او، «جریان غربگرا» توانسته در ذهن برخی مسئولان امنیتی نیز این گزاره را جا بیندازد که بستن تنگه هرمز اشتباه بوده یا چون قیمت نفت به ۲۰۰ دلار نرسیده، پس این سیاست نتیجهای نداشته است.
وی افزود: این جریان، به گفته او، درباره بازار اوراق، فدرال رزرو و سایر فشارهای واردشده به اقتصاد آمریکا کمتر سخن میگوید و در عوض توصیه میکند ایران امتیاز بدهد و روابط خود را با امارات و عربستان آرام کند.
خراتیان همچنین مدعی شد برخی افراد در فضای رسانهای و کارشناسی، دستورکارهایی را دنبال میکنند که نهایتاً به کاهش استفاده ایران از اهرمهای خود منجر میشود.
پیام مذاکره در لحظه فشار بازار، به طرف مقابل آرامش میدهد
وی با انتقاد از برخی پیامهای سیاسی ایران گفت: در شرایطی که شاخصهای ناپایداری بازار اوراق جهش میکند یا قیمت نفت به محدوده ۱۱۰ دلار نزدیک میشود، اعلام خبر مذاکره یا ارسال پیامهای مربوط به واگذاری امتیاز، میتواند به بازارهای طرف مقابل آرامش بدهد.
خراتیان بهطور مشخص از برخی اظهارات رئیسجمهور ایران در گفتوگو با فاکسنیوز نیز انتقاد کرد و گفت در چنین لحظاتی نباید پیامهایی ارسال شود که فشار واردشده به طرف مقابل را کاهش دهد.
وی افزود: اگر همزمان با افزایش فشار بر بازار مالی آمریکا، ایران اعلام کند آماده امتیازدهی است، بخشی از همان اهرمی که ایجاد شده از بین میرود.
خراتیان نسبت به حمله شدیدتر هشدار داد
این کارشناس سیاست خارجی هشدار داد: اگر این مسیر ادامه پیدا کند، نهتنها اهرمهای ایران تضعیف میشود، بلکه احتمال حملهای شدیدتر نیز وجود دارد.
وی گفت: به اعتقاد او، در صورت ادامه این روند ممکن است بار دیگر تهران با تسلیحات سنگین مورد حمله قرار گیرد.
این ادعا و ارزیابی، بخشی از تحلیل خراتیان از روند جنگ و نحوه تصمیمگیری طرف مقابل بود.
ایران به «تصاعد تنش منطقی» نیاز دارد
خراتیان در جمعبندی گفت: ایران باید «تصاعد تنش منطقی» داشته باشد و در کنار آن، با کمک پکن و مسکو به یک طرح ایجابی برای نظم پساجنگ برسد.
وی افزود: در چنین شرایطی حتی میتوان با آمریکا نیز به یک چارچوب رسید؛ نه به معنای همکاری با آمریکا، بلکه در قالب «تسهیم قدرت» و «بهرسمیت شناختن حوزههای نفوذ».
وی ادامه داد: این همان مدلی است که میتوان آن را شبیه یک «پیمان هلسینکی» در قرن بیستویکم دانست؛ ترتیبی که در آن حوزههای نفوذ و قدرت بازیگران به رسمیت شناخته شود و از این مسیر امکان جمع کردن جنگ فراهم شود.
خراتیان در پایان تاکید کرد: اگر ایران بدون برنامه و بدون طرح ایجابی وارد این دوره شود، به اعتقاد او نتیجه به زیان ایران خواهد بود؛ اما اگر اهرمهای موجود را حفظ کند، فشار را به شکل منطقی مدیریت کند و با چین و روسیه وارد طراحی نظم پساجنگ شود، امکان تغییر مسیر جنگ وجود خواهد داشت.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

