مسیر اقتصاد/ امارات ۱۸ آگست اعلام کرد تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. ابوظبی این تصمیم را پس از ادعای شلیک دو موشک از ایران اتخاذ کرد؛ تهران این ادعا را رد کرده است. این تحول همزمان با آغاز مرحله تازه فشار اقتصادی آمریکا رخ داده که واشنگتن در آن شرکای تجاری ایران را نیز به تحریم ثانویه و محرومیت از نظام مالی دلاری تهدید کرده است.
در میان شرکای ایران، امارات جایگاه متفاوتی دارد. بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی که رویترز منتشر کرده است، این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱ میلیارد دلار کالا، معادل ۳۰ درصد کل واردات ایران را تأمین کرده و مقصد حدود ۱۳ درصد صادرات ایران نیز بوده است. بخش مهمی از این روابط نه تجارت مستقیم با تولیدکنندگان اماراتی، بلکه صادرات مجدد کالاهای کشورهای دیگر از مسیر دبی است.
دبی؛ فراتر از یک شریک تجاری
نقش دبی در اقتصاد ایران طی سالهای تحریم فراتر از صادرات و واردات معمولی گسترش یافته است. نزدیکی جغرافیایی، زیرساخت بندری و هوایی گسترده، حضور تجار ایرانی و امکان دسترسی به شرکتها و بانکهای بینالمللی باعث شده است بخشی از کالاهایی که ایران از کشورهای مختلف خریداری میکند ابتدا وارد امارات و سپس مجدداً به ایران صادر شود.
تأثیر توقف روابط امارات همین حالا در کشورهای ثالث نیز قابل مشاهده است. رویترز گزارش داده صادرکنندگان هندی برنج، چای و دارو که بخشی از محمولههای خود را از مسیر دبی به ایران منتقل میکردند، اکنون با اختلال در حمل و پرداخت مواجه شده و در حال بررسی مسیرهایی مانند ترکیه هستند. این مسئله نشان میدهد محدودشدن دبی فقط تجارت ایران و امارات را تحت تأثیر قرار نمیدهد و میتواند هزینه تجارت ایران با کشورهای دیگر را نیز افزایش دهد.
چرا آمریکا روی شبکه مالی دبی تمرکز کرده است؟
دبی علاوه بر تجارت کالا، یکی از مراکز مهم تسویه مالی تجارت ایران در خارج از کشور بوده است. رویترز میگوید بانکهای دبی در گذشته حجم قابل توجهی از منابع مرتبط با ایران را نگهداری کردهاند و شرکتهای واسطه نیز برای انتقال پول و دسترسی به ارزهای خارجی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
والاستریتژورنال گزارش داده است که دولت آمریکا طی هفتههای اخیر امارات را برای محدودکردن این شبکه تحت فشار قرار داده و برخی مقامهای آمریکایی معتقدند قطع جریان مالی ایران از دبی میتواند حتی از محاصره دریایی بنادر ایران مؤثرتر باشد. واشنگتن پیش از این نیز شرکتها، صرافیها و مجموعههای مستقر در امارات را به اتهام تسهیل مبادلات ایران تحریم کرده است.
اهمیت این شبکه در آن است که تحریم بانکی فقط زمانی تجارت را متوقف میکند که امکان تسویه معامله نیز از بین برود. وجود شرکتها و واسطههای مالی در دبی به تجار ایرانی اجازه داده است بخشی از معاملات خارجی را حتی در شرایط محدودیت دسترسی مستقیم به شبکه بانکی بینالمللی انجام دهند. از این رو فشار جدید آمریکا بیش از آنکه بر حجم تجارت رسمی ایران و امارات متمرکز باشد، کارکرد واسطهای دبی در اتصال ایران به اقتصاد جهانی را هدف گرفته است.
آیا دبی قابل جایگزینی است؟
قطع این مسیر میتواند هزینه حمل، بیمه، تبدیل ارز و تسویه تجارت ایران را افزایش دهد، اما به معنای توقف کامل تجارت خارجی نیست. تجربه تحریمهای گذشته نشان داده است مسیرهای تجاری و مالی ایران در واکنش به محدودیتها به کشورهای دیگر منتقل میشوند. ترکیه، عمان و شبکههای مالی مرتبط با چین از گزینههای احتمالی هستند و صادرکنندگان هندی نیز همین حالا انتقال بخشی از تجارت از دبی به ترکیه را بررسی میکنند.
با این حال ایجاد شبکهای با ظرفیت دبی در کوتاهمدت ساده نیست. حجم تجارت، زیرساخت لجستیکی، تنوع شرکتهای واسطه و سابقه چنددهساله فعالیت تجار ایرانی در امارات باعث شده است این کشور جایگاهی داشته باشد که انتقال کامل آن به یک مسیر جایگزین زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
از سوی دیگر این وابستگی یکطرفه نیست. بخش قابل توجهی از تجارت دبی با ایران مبتنی بر صادرات مجدد است و محدودشدن آن به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد شرکتهای تجاری، حملونقل و خدمات مالی امارات نیز خواهد بود. همین مسئله توضیح میدهد چرا با وجود فشار آمریکا، نحوه اجرای محدودیتها و مدت ادامه آنها برای ابوظبی نیز یک تصمیم اقتصادی پرهزینه است.
مرحله جدید جنگ اقتصادی آمریکا بیش از گذشته بر قطع حلقههای واسطهای تجارت ایران تمرکز دارد. در این میان دبی به دلیل نقش همزمان در واردات، صادرات مجدد و تسویه مالی، یکی از مهمترین نقاط فشار است؛ اما میزان موفقیت این سیاست به این بستگی دارد که ایران با چه سرعت و هزینهای بتواند راهکارهای جایگزین برای بیاثر کردن تحریمها ایجاد کند یا دست کم بخشی از این شبکه را به مسیرهای جایگزین منتقل کند.
منابع:
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

