۱۵ شهریور ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۸۶۵۶ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۰ دسته: انرژی، تعرفه گذاری انرژی کارشناس: محمد حسین احمدی
۰

مصرف بنزین طی دهه ۱۳۹۰ روندی افزایشی داشته، پس از وقفه کرونا دوباره شتاب گرفته و در سال‌های اخیر به سطوحی رسیده که تأمین آن به یکی از مسائل اصلی بخش انرژی تبدیل شده است. در عین حال، الگوی مصرف در استان‌ها یکسان نیست؛ تهران مسئله «حجم بزرگ مصرف» دارد؛ استان‌هایی مانند هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان با «رشد سریع» مواجه‌اند و در مازندران، گیلان و برخی استان‌های دیگر، «گردشگری» و تردد بین‌استانی بر فروش سوخت اثر قابل توجهی دارد. بنابراین نقطه شروع هر سیاست مدیریت مصرف به جای انتخاب شتاب‌زده میان افزایش قیمت یا ادامه وضع موجود باید «شناخت منشأ رشد تقاضا» باشد.

مسیر اقتصاد/ بحث بنزین در ایران معمولاً خیلی زود به قیمت می‌رسد و سئوالاتی مانند بنزین باید گران شود یا نه، سهمیه چقدر باشد و قیمت آزاد چه عددی باشد مطرح می‌شود. اما پیش از پاسخ به این پرسش‌ها، باید این سئوال اساسی پاسخ داد که مصرف بنزین چگونه به وضعیت کنونی رسیده و این مصرف در جغرافیای کشور چگونه توزیع شده است؟

داده‌های بلندمدت نشان می‌دهد مسئله امروز محصول یک جهش مقطعی نیست. براساس گزارش‌ها مصرف بنزین موتور کشور از حدود ۲۱.۹ میلیارد لیتر در سال ۱۳۹۰ با افزایشی نزدیک به ۴۶ درصد در یک دهه و متوسط رشد سالانه حدود ۳.۸ درصد به حدود ۳۱.۹ میلیارد لیتر در سال ۱۴۰۰ رسیده است[۱]. همچنین متوسط مصرف روزانه در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۲۴ میلیون لیتر رسید[۲] و در سال ۱۴۰۵ نیز متوسط مصرف از ابتدای سال حدود ۱۳۲ میلیون لیتر در روز اعلام شده و متوسط مصرف در مرداد به ۱۳۸ میلیون لیتر در روز رسیده است[۳]. بنابراین علاوه بر سطح بالای مصرف، شتاب گرفتن دوباره تقاضا پس از دوره کرونا نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

از ۹۰ میلیون لیتر تا بیش از ۱۳۰ میلیون لیتر در روز

در سال ۱۳۹۸، یعنی آخرین سال کامل پیش از شیوع کرونا، مصرف بنزین کشور حدود ۳۳.۸ میلیارد لیتر بود که معادل تقریباً ۹۲ میلیون لیتر در روز می‌شود. مقایسه این رقم با متوسط ۱۳۲ میلیون لیتری سال ۱۴۰۵ نشان می‌دهد تقاضای روزانه در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه حدود ۴۳ درصد افزایش یافته است.

این رشد را نمی‌توان به یک عامل فروکاست. تعداد و پیمایش خودروها، کیفیت و مصرف سوخت ناوگان، گسترش سفرهای جاده‌ای، توسعه ناکافی حمل‌ونقل عمومی، قیمت واقعی بنزین، استفاده کمتر از CNG و در برخی مناطق خروج سوخت از شبکه رسمی، همگی در شکل‌گیری تقاضا نقش دارند.

در نتیجه، تعبیر «مردم زیاد بنزین مصرف می‌کنند» توضیح مناسبی برای مسئله نیست. سیاست‌گذار باید بداند چه نوع مصرفی، در کدام بخش و در کدام منطقه در حال رشد است؛ زیرا راهکار کاهش سفر شخصی در یک کلان‌شهر لزوماً همان راهکاری نیست که برای یک استان مرزی یا گردشگرپذیر کار می‌کند.

حجم مصرف؛ مسئله اصلی بنزین در تهران

در سال ۱۴۰۰، تهران به‌تنهایی حدود ۱۸.۱ درصد کل بنزین کشور را مصرف یا در واقع در محدوده استان توزیع کرده است. سرانه فروش نیز حدود ۴۱۱ لیتر به ازای هر نفر بوده است. نکته مهم‌تر این است که متوسط رشد سالانه مصرف تهران در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ حدود ۲.۵ درصد بوده که کمتر از متوسط ۳.۸ درصدی کشور است. بنابراین مشکل تهران بیش از آنکه سرعت فوق‌العاده رشد باشد، بزرگی پایه مصرف است.

این تمایز در سیاست‌گذاری اهمیت دارد. کاهش سه یا چهار درصدی مصرف در تهران می‌تواند از نظر حجم بنزین صرفه‌جویی‌شده، اثری بیشتر از کاهش دو رقمی در یک استان کوچک داشته باشد. به همین دلیل، تهران یکی از مهم‌ترین مناطق برای مدیریت مصرف است، حتی اگر تقاضای آن نسبت به قیمت یا سایر سیاست‌ها واکنش درصدی کمتری نشان دهد.

سرعت رشد بالای مصرف بنزین در جنوب و شرق کشور

تصویر در برخی استان‌های جنوبی و شرقی متفاوت است. متوسط رشد سالانه فروش بنزین در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ در هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان حدود ۷ درصد بوده که تقریباً دو برابر متوسط کشور است. این نرخ برای بوشهر حدود ۵.۳ درصد و برای کرمان حدود ۵ درصد بوده است.

هرمزگان از منظر دیگری نیز برجسته است. در سال ۱۴۰۰ سرانه فروش بنزین در این استان حدود ۵۷۳ لیتر به ازای هر نفر بود؛ در حالی که متوسط کشور حدود ۳۷۹ لیتر بود. بوشهر با حدود ۵۰۶ لیتر نیز در سطوح بالای جدول قرار داشت. اما همین‌جا باید یک خطای رایج را کنار گذاشت: این ارقام به این معنا نیست که الزاماً خانوار هرمزگانی یا بوشهری به همین نسبت بیشتر از خانوار سایر استان‌ها رانندگی می‌کند. فروش سوخت در یک استان تحت تأثیر خودروهای عبوری، فعالیت اقتصادی، حمل‌ونقل جاده‌ای و در استان‌های مرزی، احتمال خروج سوخت از شبکه نیز قرار دارد. بنابراین سرانه فروش بنزین یک شاخص هشدار است اما به معنای اندازه‌گیری مستقیم رفتار خانوار ساکن استان نیست.

گردشگری علت مصرف بالای استان‌های شمالی کشور

مازندران نمونه دیگری از ضرورت احتیاط در تفسیر آمار است. سرانه فروش بنزین این استان در ۱۴۰۰ حدود ۵۲۶ لیتر برای هر نفر بوده و سهم آن از مصرف کشور به حدود ۵.۶ درصد رسیده است. گیلان نیز سرانه‌ای حدود ۴۶۸ لیتر داشته است.

بخش قابل توجهی از بنزینی که در این استان‌ها فروخته می‌شود توسط مسافرانی خریداری می‌شود که ساکن استان نیستند. بنابراین تقسیم کل بنزین فروخته‌شده بر جمعیت ساکن می‌تواند تصویری اغراق‌شده از مصرف خانوارهای محلی ایجاد کند.

از منظر مدیریت مصرف، این تمایز اتفاقاً مفید است. اگر بخش مهمی از تقاضا به سفر مربوط باشد، ابزارهایی مانند مدیریت تردد، حمل‌ونقل بین‌شهری، کیفیت ناوگان و هزینه سفر اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. در مقابل، سیاستی که صرفاً خانوار ساکن استان را هدف قرار دهد، منشأ واقعی بخشی از مصرف را نادیده می‌گیرد.

یک مسئله ملی با منشأهای متفاوت

داده‌های استانی حداقل سه نوع مسئله متفاوت را آشکار می‌کنند:

  • در تهران، اصفهان، فارس و خراسان رضوی حجم بالای مصرف مسئله اصلی است. حتی تغییر کوچک رفتار در این استان‌ها می‌تواند اثر بزرگی بر مصرف کل کشور داشته باشد.
  • در هرمزگان، سیستان‌وبلوچستان، کرمان و برخی استان‌های دیگر نرخ رشد بلندمدت تقاضا اهمیت بیشتری دارد. در این مناطق باید علاوه بر مصرف خودرو، ساختار تردد و در مناطق مرزی، انحراف احتمالی سوخت از شبکه نیز بررسی شود.
  • در مازندران، گیلان و سایر استان‌های گردشگرپذیر و ترانزیتی نیز فروش سوخت تا حد قابل توجهی تحت تأثیر جمعیت شناور و سفرهای بین‌استانی قرار دارد.

به همین دلیل، حتی اگر قیمت و سهمیه بنزین در سطح ملی یکسان باشد، سیاست مکمل مدیریت مصرف نباید برای تمام استان‌ها یک نسخه واحد داشته باشد.

پیش از نسخه‌نویسی، باید منشأ رشد مصرف را شناخت

رشد مصرف بنزین در ایران یک روند بلندمدت است که پس از وقفه کرونا دوباره شتاب گرفته است. متوسط مصرف روزانه از حدود ۱۲۴ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۳ به ۱۳۲ میلیون لیتر در سال جاری رسیده و در ماه‌های پرمصرف از این سطح نیز عبور کرده است.

اما مسئله مهم‌تر این است که منشأ این مصرف در سراسر کشور یکسان نیست. یک استان با حجم بزرگ مصرف مواجه است، دیگری با رشد سریع، یک استان مقصد سفر است و دیگری در معرض تردد مرزی قرار دارد. ازاین‌رو، سیاست مدیریت بنزین باید از یک پرسش ساده اما اساسی آغاز شود که «قرار است کدام مصرف کاهش یابد؟» بدون پاسخ به این سؤال، بحث درباره قیمت و سهمیه می‌تواند به نسخه‌ای واحد برای مسائل متفاوت تبدیل شود.

منابع:

[۱] ترازنامه هیدروکربوری کشور سال ۱۴۰۰

[۲] خبرگزاری شانا؛ شناسه خبر: ۶۵۶۰۰۳

[۳] خبرگزاری برنا

انتهای پیام/ انرژی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.