به گزارش مسیر اقتصاد به تازگی اندیشکده اقتصاد مقاومتی گزارشی تحت عنوان «بنگاههای با رشد بالا (HGEs)؛ شاخصهها و چالشهای تأمین مالی» را با هدف تبیین جایگاه «بنگاههای با رشد بالا» در پویایی اقتصادی، شناسایی ویژگیهای متمایزکننده آنها و تحلیل چالشهای تأمین مالی پیشروی این دسته از بنگاهها تدوین و منتشر کرده است. بر اساس این گزارش شواهد تجربی نشان میدهد که اگرچه بنگاههای با رشد بالا سهم اندکی از تعداد کل جمعیت بنگاهها را تشکیل میدهند، اما سهمی چشمگیر در خلق شغل خالص، افزایش ارزش افزوده و تقویت پویایی ساختاری اقتصاد دارند.
برای مثال، در سوئیس، حدود ۲ درصد از شرکتهای با رشد بالا با رشد متوسط ۱۰۸ درصدی اشتغال، ۳۱.۴ درصد از مشاغل ایجادشده توسط بنگاههای در حال گسترش را به خود اختصاص دادند. از این رو، شناخت دقیق ماهیت رشد بالا و الزامات نهادی و مالی آن برای طراحی سیاستهای توسعهای کارآمد ضروری است.
بر اساس تعریف مرجع سازمان توسعه و همکاری اقتصادی و اداره آمار اروپا، بنگاه با رشد بالا شرکتی است که در ابتدای یک دوره سهساله حداقل ۱۰ نفر کارکن داشته و در این دوره متوسط رشد سالانه اشتغال آن بیش از ۲۰ درصد باشد. افزون بر رشد اشتغال، شاخصهایی مانند رشد فروش، رشد ارزش افزوده، سودآوری و داراییهای نامشهود، از جمله حقوق مالکیت فکری، برای ارزیابی کیفیت و پایداری رشد مورد توجه قرار میگیرند.
جوانی بنگاه مهمتر از اندازه آن است
برخلاف برداشتهای رایج، اندازه کوچک بهتنهایی توضیحدهنده رشد بالا نیست. شواهد نشان میدهد که «جوانی» بنگاه شاخص بسیار قویتری نسبت به «کوچکی» برای پیشبینی خلق شغل و رشد سریع است. بسیاری از بنگاههایی که در یک دوره به عنوان «بنگاه با رشد بالا» شناسایی میشوند، در پایان همان دوره به بنگاههای بزرگ تبدیل شدهاند.
همچنین این بنگاهها محدود به صنایع با فناوری پیشرفته نیستند و در طیف گستردهای از بخشهای اقتصادی، از صنایع سنتی تا خدمات، مشاهده میشوند؛ بنابراین، ظرفیت رشد بالا بیشتر به قابلیتهای درونبنگاهی و موقعیت رقابتی مربوط است تا صرفاً به بخش فعالیت بنگاه. در مطالعهای در کشور فنلاند، برخلاف برخی تصورات، تفاوت معناداری میان بنگاههای با رشد بالا و سایر شرکتها در شاخصهای نوآوری مشاهده نشده که نشان میدهد رشد بالا لزوماً مترادف نوآوری پیشرفته نیست.
مدیریت، نیروی انسانی و بازار از عوامل رشد بنگاهها
ویژگیهای کیفی بنگاههای با رشد بالا نیز حائز اهمیت است. کیفیت مدیریت، تجربه و توان رهبری مدیران، قابلیت جذب و نگهداشت نیروی کار ماهر و وجود راهبردهای روشن توسعه بازار از عوامل کلیدی به شمار میروند. نوآوری و بهرهگیری از داراییهای نامشهود مانند پتنت و علائم تجاری، بهویژه در محیطهای رقابتی مبتنی بر دانش، از پیشرانهای مهم رشد هستند.
جهتگیری بینالمللی و حضور در بازارهای خارجی امکان مقیاسپذیری سریعتر را فراهم میکند و محدودیتهای تقاضای داخلی را کاهش میدهد. در نهایت، «جاهطلبی رشد» و ریسکپذیری مدیران تمایز اساسی میان بنگاههای با رشد بالا و اکثریت بنگاههایی است که تمایلی به توسعه سریع ندارند.
از منظر کلان، نقش این بنگاهها در اقتصاد فراتر از سهم عددی آنهاست. در بسیاری از کشورها، درصد کوچکی از شرکتها مسئول بخش قابل توجهی از خلق شغل خالص هستند. علاوه بر ایجاد اشتغال، این بنگاهها معمولاً مشاغلی با مهارت و دستمزد بالاتر ایجاد میکنند، به شکلگیری خوشههای نوآوری از طریق سرریز دانش کمک میکنند و از طریق تقویت تقاضا برای نهادهها، زنجیرههای تأمین را پایدارتر میسازند.
رشد سریع با تأمین مالی بانکی سازگاری محدودی دارد
با این حال، یکی از چالشهای اصلی بنگاههای با رشد بالا در حوزه تأمین مالی است. ماهیت نوآورانه و اتکای آنها به داراییهای نامشهود موجب میشود که با نظامهای بانکی مبتنی بر وثیقههای عینی سازگاری محدودی داشته باشند.
مطابق نظریه ترجیح مالی، بنگاهها ابتدا از منابع داخلی، سپس از بدهی و در نهایت از تأمین مالی از طریق فروش سهام استفاده میکنند؛ اما رشد سریع موجب میشود که بنگاههای با رشد بالا بهسرعت از ظرفیت وامگیری عبور کرده و به منابع سرمایهای بیرونی، بهویژه سرمایه خطرپذیر، نیازمند شوند.
ساختار نهادی نظام مالی نیز تعیینکننده است؛ در نظامهای بازارمحور، بازار سرمایه و سرمایهگذاری خطرپذیر نقش پررنگتری دارند. در نظامهای بانکمحور، روابط بلندمدت و شناخت عمیق بانکها میتواند بخشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد، اما همچنان پاسخگوی همه نیازهای رشد سریع نیست. شکاف تأمین مالی در مراحل اولیه رشد، جایی که ریسک بالا و عدم قطعیت شدید است، یکی از نقاط آسیبپذیر اصلی به شمار میرود.
رشد بالا یک دوره موقت در عمر بنگاه است
یافته محوری این گزارش آن است که «رشد بالا» بیش از آنکه یک ویژگی پایدار و هویتی برای یک بنگاه باشد، یک دوره گذرا در چرخه عمر بنگاه است. اغلب شرکتها قادر به حفظ نرخهای رشد بسیار بالا در افقهای زمانی بلندمدت نیستند و رشد جهشوار آنها در بستر شرایط خاص بازار، فرصتهای فناورانه یا تصمیمات راهبردی رخ میدهد.
به عنوان مثال، در کشور ایالات متحده آمریکا تنها حدود ۱.۲ درصد از بنگاهها موفق شدند دورههای رشد بالا را تکرار کنند که نشاندهنده «موقتی بودن» ماهیت رشد سریع است. این واقعیت، رویکردهای سنتی سیاستگذاری مبتنی بر «انتخاب برندگان» را با محدودیت جدی مواجه میسازد؛ زیرا پیشبینی اینکه کدام بنگاه در آینده وارد دوره رشد بالا خواهد شد، بر اساس عملکرد گذشته، با عدم قطعیت بالا همراه است.
تقویت اکوسیستم به جای انتخاب «برندگان آینده»
برآیند تحلیلها نشان میدهد که اثربخشترین رویکرد سیاستی، گذار از حمایتهای موردی و بنگاهمحور به سمت تقویت اکوسیستم رشد است. با توجه به ماهیت موقت و پیشبینیناپذیر رشد بالا، تلاش برای شناسایی و حمایت مستقیم از «برندگان آینده» با ریسک خطا و تخصیص ناکارآمد منابع همراه است.
در مقابل، بهبود محیط کسبوکار، تسهیل جریان سرمایه و نیروی کار به سمت فعالیتهای مولدتر، تقویت مهارتهای مدیریتی، توسعه شبکههای انتقال دانش و تنوعبخشی به ابزارهای مالی میتواند احتمال شکلگیری و تداوم دورههای رشد را در سطح اقتصاد افزایش دهد.
رشد بالا بهتنهایی معیار هدایت اعتبار نیست
یکی از پرسشهای مهم در بحث تأمین مالی بنگاههای با رشد بالا این است که آیا میتوان از سیاست هدایت اعتبار برای حمایت از این بنگاهها استفاده کرد یا نه. دشواری دسترسی این بنگاهها به منابع مالی ممکن است حمایت اعتباری از آنها را ضروری نشان دهد؛ اما پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره تخصیص اعتبار به این بنگاهها، باید نسبت میان این دو رویکرد به دقت بررسی شود.
تحلیل نهایی گزارش نشان میدهد که «هدایت اعتبار» و دستور کار «بنگاههای با رشد بالا» در دو بستر تاریخی، نظری و نهادی متفاوت شکل گرفتهاند و پاسخ به دو مسئله متمایز بودهاند. از این رو، «رشد بالا» به خودی خود یک قاعده سیاستی برای تخصیص ترجیحی اعتبار محسوب نمیشود.
هرگونه اتصال میان هدایت اعتبار و حمایت از بنگاههای با رشد بالا در اقتصاد ایران مستلزم تعریف روشن مسئله توسعهای کشور، تعیین افق تحول ساختاری و توجه به محدودیتهای نهادی نظام مالی است. بدون چنین چارچوبی، تبدیل «بنگاه با رشد بالا» به معیار هدایت اعتبار، بیش از آنکه یک راهبرد توسعهای باشد، به یک برچسب سیاستی تقلیل خواهد یافت.
در جمعبندی، بنگاههای با رشد بالا پیشرانان اصلی پویایی، نوآوری و تحول ساختاری اقتصاد هستند، اما رشد آنها محصول شرایط سیستمی و نهادی مساعد است، نه نتیجه حمایتهای گلخانهای از تعداد محدودی شرکت. تمرکز بر اصلاحات ساختاری و تقویت زیرساختهای مالی و نهادی، راهبردی سازگارتر با واقعیتهای تجربی تقویتکننده بنگاههای با رشد بالا و تضمینکننده پایداری بلندمدت اقتصاد خواهد بود.
خلاصه مدیریتی این گزارش از اینجا قابل دریافت و مطالعه است.
انتهای پیام/ پول و بانک

