به گزارش مسیر اقتصاد برخی سیاستگذاران غربی معتقدند افزایش ارزش یوآن در برابر دلار میتواند کالاهای چینی را گرانتر، واردات چین را ارزانتر و درنهایت مازاد تجاری این کشور و کسری آمریکا را کاهش دهد. این پیشنهاد، نرخ ارز را یکی از ابزارهای اصلی مهار قدرت صادراتی چین در نظر میگیرد؛ اما سه اقتصاددان برجسته در یادداشتی برای اکونومیست استدلال کردهاند که نرخ برابری یوآن و دلار بیشتر نتیجه ناترازیهای داخلی دو کشور است تا عامل شکلگیری آنها.
ریشه مازاد چین در مصرف پایین داخلی است
سهم پایین مصرف خانوادهها، ضعف شبکههای تأمین اجتماعی و افت سرمایهگذاری در بخش املاک موجب شده است بخش بزرگی از درآمد اقتصاد چین پسانداز شود. درنتیجه، ظرفیت تولید این کشور از تقاضای داخلی فراتر میرود و بخش مازاد آن راهی بازارهای صادراتی میشود.
در سوی دیگر، کسری بودجه بالای دولت آمریکا و پسانداز ناکافی بخش خصوصی، این کشور را به جذب منابع مالی خارجی وابسته کرده است. ورود سرمایه نیز تقاضا برای دلار را افزایش میدهد و به تداوم کسری خارجی آمریکا کمک میکند.
از این منظر، یوآن ضعیف و دلار قوی نشانه تفاوت میان الگوی مصرف و پسانداز دو اقتصاد است. حتی کاهش نرخ واقعی یوآن در سالهای اخیر نیز بیش از مداخله مستقیم ارزی، از پایینبودن تورم چین نسبت به شرکای تجاری آن ناشی شده است.
تغییر نرخ یوآن صادرات چین را متوقف نمیکند
افزایش دستوری ارزش یوآن در کوتاهمدت اثر محدودی بر صادرات چین دارد؛ زیرا قیمت بسیاری از کالاهای صادراتی این کشور با دلار تعیین میشود و تعدیل قراردادها و قیمتها زمان میبرد.
یوآن قویتر میتواند واردات را ارزانتر کند، اما همزمان فشار کاهشی بیشتری بر قیمتهای داخلی چین وارد خواهد کرد. تشدید کاهش قیمتها ممکن است تقاضای داخلی و واردات را کاهش دهد و بخشی از اثر اولیه افزایش نرخ ارز را خنثی کند.
در چنین شرایطی، افزایش اسمی ارزش یوآن الزاماً به تقویت پایدار نرخ واقعی آن منجر نمیشود. تا زمانی که مصرف داخلی چین افزایش پیدا نکند، بخش بزرگی از تولید این کشور همچنان باید در بازارهای خارجی جذب شود.
فشار ارزی جای اصلاح اقتصادی را نمیگیرد
کاهش مازاد خارجی چین نیازمند افزایش سهم درآمد خانوادهها، گسترش بیمه و بازنشستگی و کاهش نگرانی مردم از هزینههای آینده است. این سیاستها میتواند مصرف و واردات چین را افزایش دهد و تقویت واقعی یوآن را بهعنوان نتیجه اصلاحات داخلی به همراه آورد.
در مقابل، آمریکا نیز نمیتواند تمام مسئولیت ناترازی را متوجه چین کند. کاهش پایدار کسری خارجی آمریکا به مهار کسری بودجه و افزایش پسانداز داخلی نیاز دارد. تا زمانی که هزینههای دولت و مصرف داخلی از منابع موجود فراتر باشد، تقاضای آمریکا برای سرمایه و کالاهای خارجی ادامه خواهد یافت.
بنابراین فشار برای تقویت یوآن، بهتنهایی نمیتواند اهداف آمریکا در تقابل تجاری با چین را محقق کند. راهحل پایدار، افزایش مصرف و تقاضای داخلی در چین و همزمان اصلاح سیاست مالی و الگوی پسانداز در آمریکاست؛ مسائلی که با یک توافق ارزی یا تغییر دستوری نرخ برابری دو پول حل نخواهند شد.
منبع: اکونومیست
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

