۱۲ مرداد ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۷۵۶۸ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: سیدعلی موسوی
۰

گسترش تجارت جهانی به جای پراکنده‌کردن قدرت اقتصادی، بخش‌هایی از آن را در چند شبکه و گلوگاه محدود متمرکز کرده است. بر اساس گزارش فایننشال تایمز، آمریکا با کنترل دلار و شبکه مالی، چین با تسلط بر فرآوری مواد معدنی و ایران با کنترل تنگه هرمز می‌توانند دسترسی رقبا به منابع حیاتی را محدود کنند. برخی گلوگاه‌ها مانند تنگه هرمز جغرافیایی هستند و برخی دیگر مانند دلار، تراشه‌های پیشرفته و مواد معدنی حیاتی در شبکه‌های مالی و صنعتی شکل گرفته‌اند. کنترل‌کننده این نقاط بدون نیاز به توقف کامل تجارت می‌تواند هزینه مبادله را افزایش دهد، دسترسی رقبا را محدود کند و شرایط مذاکرات سیاسی را تغییر دهد. روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی LNG از تنگه هرمز عبور می‌کرد و محدودشدن این مسیر نشان داد ایران نیز از اهرمی برخوردار است که می‌تواند هزینه فشار اقتصادی آمریکا را به بازار جهانی منتقل کند.

به گزارش مسیر اقتصاد جهانی‌شدن اقتصاد با این تصور همراه بود که وابستگی متقابل کشورها، امکان استفاده سیاسی از تجارت و سرمایه را کاهش می‌دهد. نتیجه عملی در بسیاری از حوزه‌ها متفاوت بود. افزایش تجارت فرامرزی، تولید کالاهای پیشرفته و جابه‌جایی سرمایه در شبکه‌هایی متمرکز شد که کنترل بخش کوچکی از آنها می‌تواند فعالیت اقتصادی تعداد زیادی از کشورها را مختل کند.

ادوارد فیشمن، مدیر مرکز ژئواکونومیک شورای آتلانتیک، این نقاط را «گلوگاه‌های اقتصاد جهانی» می‌نامد. برخی گلوگاه‌ها مانند تنگه هرمز جغرافیایی هستند و برخی دیگر مانند دلار، تراشه‌های پیشرفته و مواد معدنی حیاتی در شبکه‌های مالی و صنعتی شکل گرفته‌اند. کنترل‌کننده این نقاط بدون نیاز به توقف کامل تجارت می‌تواند هزینه مبادله را افزایش دهد، دسترسی رقبا را محدود کند و شرایط مذاکرات سیاسی را تغییر دهد.

دلار؛ مهم‌ترین گلوگاه مالی آمریکا

مهم‌ترین اهرم اقتصادی آمریکا از جایگاه دلار، بانک‌های کارگزار و دسترسی مؤسسات مالی به بازار این کشور ناشی می‌شود. برای قطع دسترسی یک شرکت یا کشور به این شبکه، آمریکا نیازی به تصرف مسیر تجاری یا اقدام نظامی ندارد و می‌تواند با یک تصمیم اداری بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و فعالان حمل‌ونقل را از همکاری با طرف هدف بازدارد.

بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول، در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۵۷.۱ درصد ذخایر ارزی اعلام‌شده جهان به دلار نگهداری می‌شد؛ در حالی که سهم یورو حدود ۲۰ درصد و سهم یوان کمتر از ۲ درصد بود. جایگاه دلار در پرداخت‌های بین‌المللی و تأمین مالی تجارت نیز بسیار بزرگ‌تر از سهم آمریکا در تولید و صادرات جهانی است.

همین تمرکز به آمریکا اجازه داده است تحریم را از محدودیتی میان خود و کشور هدف به محدودیتی جهانی تبدیل کند. بانک یا شرکتی که با ایران همکاری می‌کند، ممکن است در نقطه دیگری از فعالیت خود به تسویه دلاری، بانک آمریکایی، بیمه غربی یا فناوری تحت کنترل آمریکا نیاز داشته باشد. به همین دلیل فشار آمریکا از مرزهای این کشور فراتر می‌رود و بازیگران غیرآمریکایی را نیز درگیر می‌کند.

ایران طی حدود دو دهه یکی از اصلی‌ترین اهداف استفاده آمریکا از این گلوگاه بوده است. محدودکردن فروش نفت، دسترسی به درآمدهای صادراتی و ارتباط بانک‌های ایرانی با نظام مالی بین‌المللی بر این فرض استوار بوده که آمریکا می‌تواند نیاز ایران به شبکه دلاری را به اهرم سیاسی تبدیل کند.

چین چگونه زنجیره صنعتی را به اهرم تبدیل کرد؟

چین در حوزه‌ای متفاوت به موقعیت مشابهی دست یافته است. این کشور حدود ۶۰ درصد استخراج و بیش از ۹۰ درصد فرآوری عناصر نادر مورد استفاده در آهن‌رباهای پیشرفته را در اختیار دارد. سهم چین از تولید آهن‌رباهای دائمی زینترشده نیز در سال ۲۰۲۴ به ۹۴ درصد رسیده بود. این محصولات در خودروهای برقی، توربین‌های بادی، تجهیزات الکترونیکی، صنایع هوافضا و تجهیزات دفاعی استفاده می‌شوند.

ارزش مستقیم صادرات این مواد در مقایسه با اقتصاد جهانی محدود است، اما صنایعی که به آن‌ها وابسته‌اند ارزش بسیار بزرگ‌تری دارند. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد کرده اجرای کامل محدودیت‌های صادراتی در این حوزه می‌تواند سالانه تا ۶.۵ هزار میلیارد دلار تولید صنعتی در خارج از چین را در معرض اختلال قرار دهد.

قدرت چین از مالکیت ذخایر معدنی به‌تنهایی ناشی نمی‌شود. فرآوری، فناوری تولید، نیروی متخصص، تجهیزات و شبکه شرکت‌های پایین‌دستی نیز در این کشور متمرکز شده است. بنابراین ایجاد ظرفیت جایگزین به سرمایه‌گذاری و زمان طولانی نیاز دارد و واردکنندگان نمی‌توانند با تغییر یک فروشنده از این وابستگی خارج شوند.

تنگه هرمز؛ گلوگاه متقابل در اختیار ایران

ایران در برابر شبکه‌های مالی و صنعتی تحت کنترل قدرت‌های بزرگ، از یک گلوگاه جغرافیایی برخوردار است. پیش از جنگ، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کرد. این آبراه همچنین مسیر انتقال بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG بود که بخش اصلی آن از قطر صادر می‌شد.

تحولات سال ۲۰۲۶ نشان داد ایران برای اثرگذاری بر این جریان به مسدودکردن کامل آبراه نیاز ندارد. کاهش تردد، افزایش خطر عبور، هدایت کشتی‌ها به مسیرهای مشخص و بالا رفتن هزینه بیمه می‌تواند جریان انرژی را محدود کند و قیمت‌ها را افزایش دهد.

این قدرت با اهرم مالی آمریکا تفاوت دارد. استفاده از دلار علیه ایران هزینه مستقیم محدودی برای واشنگتن دارد و از طریق مقررات و شبکه بانکی اجرا می‌شود. اعمال کنترل بر هرمز به حضور نظامی، مدیریت امنیتی و پذیرش احتمال درگیری نیاز دارد. در مقابل، آثار آن به سرعت به قیمت نفت و گاز، امنیت انرژی آسیا و اروپا و درآمد کشورهای صادرکننده حاشیه خلیج فارس منتقل می‌شود.

محدودشدن تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ موجب توقف بخشی از تولید و صادرات کشورهای منطقه شد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا برآورد کرد در ماه مارس حدود ۷.۵ میلیون بشکه در روز از تولید نفت شش کشور منطقه از مدار خارج شده بود و قیمت متوسط نفت برنت در همان ماه به ۱۰۳ دلار در هر بشکه رسید. اختلال در جریان LNG نیز بیش از ۱۰ میلیارد فوت مکعب در روز، معادل حدود یک‌پنجم عرضه جهانی این محصول، را تحت تأثیر قرار داد.

به این ترتیب ایران توانسته بخشی از هزینه فشار اقتصادی و نظامی را به بازار جهانی منتقل کند. کشورهایی که از تحریم آمریکا علیه ایران هزینه محدودی می‌پذیرفتند، در برابر اختلال هرمز با افزایش قیمت انرژی، کاهش عرضه و توقف فعالیت صنایع روبه‌رو می‌شوند.

استفاده مکرر از گلوگاه چه پیامدی دارد؟

هیچ گلوگاهی قدرتی نامحدود و همیشگی ایجاد نمی‌کند. استفاده مکرر آمریکا از تحریم‌های دلاری، کشورها را به توسعه تجارت با ارزهای ملی، ایجاد پیام‌رسان‌های مالی جایگزین و کاهش وابستگی به بانک‌های آمریکایی ترغیب کرده است. با وجود این تلاش‌ها، آثار شبکه‌ای دلار و گستردگی بازارهای مالی آمریکا سبب شده جایگزینی کامل آن دشوار باشد.

محدودیت‌های صادراتی چین نیز آمریکا، اروپا و ژاپن را به سرمایه‌گذاری در معادن، فرآوری و تولید آهن‌ربا در خارج از چین سوق داده است. آژانس بین‌المللی انرژی هزینه لازم برای تنوع‌بخشی به زنجیره آهن‌رباهای عناصر نادر را در دهه آینده حدود ۶۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم نشان می‌دهد ایجاد مسیر جایگزین ممکن است، اما سریع و کم‌هزینه نیست.

در مورد هرمز نیز عربستان و امارات می‌توانند ظرفیت خطوط لوله‌ای را که این تنگه را دور می‌زند افزایش دهند. با این حال انتقال LNG قطر به مسیر زمینی یا پایانه‌ای در خارج از خلیج فارس به سرمایه‌گذاری بسیار بزرگ‌تر و زمان طولانی‌تری نیاز دارد. فیشمن نیز معتقد است ساخت ظرفیت بیشتر خطوط لوله برای نفت امکان‌پذیر است، اما ایجاد راه جایگزین برای صادرات LNG قطر بسیار دشوارتر خواهد بود.

بنابراین تلاش کشورها برای سازگاری با فشار هرمز به معنای بی‌اثرشدن این اهرم نیست. سرمایه‌گذاری در خطوط لوله، پایانه‌ها، ذخیره‌سازی و منابع جایگزین خود هزینه‌ای است که در نتیجه توان ایران برای اثرگذاری بر این آبراه ایجاد می‌شود.

درس گلوگاه‌ها برای ایران

مقایسه دلار، مواد معدنی چین و تنگه هرمز نشان می‌دهد قدرت اقتصادی زمانی ایجاد می‌شود که یک کشور بر نقطه‌ای مسلط باشد که جایگزینی آن برای دیگران دشوار و پرهزینه است. آمریکا توانسته سلطه مالی خود را به اهرم تحریم تبدیل کند، چین از تمرکز صنعتی برای افزایش قدرت چانه‌زنی استفاده کرده و ایران نیز نشان داده کنترل هرمز می‌تواند بخشی از فشار خارجی را به طرف‌های دیگر منتقل کند.

ماندگاری این قدرت به استفاده همزمان از دو مسیر نیاز دارد. ایران باید ارزش گلوگاه هرمز را حفظ کند و در کنار آن وابستگی خود به گلوگاه‌های تحت کنترل آمریکا را کاهش دهد. گسترش تجارت با ارزهای ملی، تسویه دوجانبه، شبکه‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای، بیمه و تأمین مالی مستقل، امکان استفاده طرف مقابل از دلار و خدمات غربی علیه ایران را محدود می‌کند.

اگر ایران تنها بر موقعیت هرمز تکیه کند، دیگر کشورها برای کاهش وابستگی به این مسیر سرمایه‌گذاری خواهند کرد. اگر اهرم جغرافیایی هرمز با روابط تجاری پایدار، زیرساخت مالی مستقل و پیوندهای اقتصادی منطقه‌ای همراه شود، قدرت ایران از توان ایجاد اختلال فراتر می‌رود و به جایگاهی ماندگارتر در شبکه تجارت و انرژی تبدیل خواهد شد.

تحولات اخیر نشان داده اقتصاد جهانی از رقابت بر سر کالاها به رقابت بر سر شبکه‌ها و گلوگاه‌ها رسیده است. در چنین ساختاری، کشوری قدرت بیشتری دارد که هم نقطه وابستگی دیگران را در اختیار داشته باشد و هم وابستگی خود به شبکه‌های رقیب را کاهش دهد.

منابع:

فایننشال تایمز

صندوق بین‌المللی پول

آژانس بین‌المللی انرژی

اداره اطلاعات انرژی آمریکا

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.