۲۴ شهریور ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۸۸۲۶ ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰ دسته: کشاورزی کارشناس: زهرا محمدزاده
۰

کشاورزی جهان با یک سؤال مهم روبه‌روست که امنیت غذایی را تهدید می‌کند: چه کسی قرار است جای کشاورزان امروز را بگیرد؟ بیش از ۲۵ درصد شاغلان کشاورزی در کشورهای عضو OECD بالای ۵۵ سال سن دارند و در ایران نیز میانگین سن بهره‌برداران کشاورزی حدود ۵۳ سال است و بیش از ۶۰ درصد آن‌ها بالای ۵۰ سال سن دارند. در کنار سالمندی بهره‌برداران، موانعی مانند دسترسی به زمین، سرمایه و فناوری، ورود نسل جدید را دشوار کرده است. فناوری می‌تواند بخشی از کمبود نیروی کار را جبران کند، اما مسئله جانشینی نسل‌ها را به‌تنهایی حل نخواهد کرد. آینده کشاورزی و امنیت غذایی به این بستگی دارد که نسل جدید بتواند وارد این بخش شود، در آن بماند و با فناوری‌های نوین تولید را ادامه دهد.

مسیر اقتصاد/ کشاورزی جهان با مسئله‌ای مواجه است که در نگاه نخست شاید بیشتر یک مسئله جمعیتی و اشتغال به نظر برسد تا موضوعی مرتبط با امنیت غذایی؛ اینکه چه کسی قرار است جای کشاورزان امروز را بگیرد؟ در بسیاری از کشورها، سن جمعیت شاغل در کشاورزی در حال افزایش است و هم‌زمان ورود نسل جدید به این بخش با موانعی مانند دسترسی به زمین و سرمایه، درآمد ناپایدار، ریسک بالای تولید، شرایط کاری دشوار و جذابیت سایر مشاغل روبه‌روست.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارش سال ۲۰۲۵ خود درباره جذب کشاورزان جدید اعلام کرده است که بیش از ۲۵ درصد شاغلان کشاورزی در کشورهای عضو این سازمان بالای ۵۵ سال سن دارند. این سهم در ژاپن و کره جنوبی از ۷۰ درصد نیز بیشتر است. در اتحادیه اروپا نیز در سال ۲۰۲۰ تنها ۱۱.۹ درصد مدیران مزارع کمتر از ۴۰ سال و ۳۳.۲ درصد آنها ۶۵ ساله یا بیشتر بودند.

خروج تدریجی نسل فعلی فقط به معنای کاهش نیروی کار نیست. کشاورزان حامل دانش، تجربه و مهارت‌هایی هستند که طی سال‌ها شکل گرفته و گاه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. از سوی دیگر، تازه‌واردان معمولاً تحصیلات و مهارت‌های کارآفرینانه بیشتری دارند و آمادگی بیشتری برای استفاده از فناوری‌های دیجیتال و روش‌های جدید تولید نشان می‌دهند.

بیش از ۶۰ درصد کشاورزان ایران بالای ۵۰ سال هستند

ایران نیز با این مسئله مواجه است. نتایج سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ نشان می‌دهد حدود ۴.۲۹ میلیون بهره‌بردار دارای پرسشنامه در کشور شناسایی شده‌اند. میانگین سن بهره‌برداران حدود ۵۳ سال است و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند.

وقتی بخش بزرگی از تولید بر دوش بهره‌بردارانی در سنین بالاتر قرار دارد، انتقال تدریجی زمین، سرمایه، دانش و مدیریت مزرعه به نسل بعد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مسئله فقط این نیست که چه تعداد کشاورز در سال‌های آینده از فعالیت خارج می‌شوند، بلکه باید دید چه تعداد نیروی جدید جایگزین آنها خواهند شد.

سطح سواد و تحصیلات نیز اهمیت دارد. حدود ۲۳ درصد بهره‌برداران کشاورزی توانایی خواندن و نوشتن ندارند و تنها ۲ درصد دارای تحصیلات فوق‌دیپلم و بالاتر در رشته‌های مرتبط با کشاورزی هستند. در شرایطی که کشاورزی آینده بیش از گذشته به دانش، مهارت مدیریتی و فناوری وابسته خواهد بود، جانشینی نسل‌ها فقط به ورود افراد جوان‌تر محدود نمی‌شود.

جوانان چرا باید کشاورزی را انتخاب کنند؟

اگر قرار است نسل جدید جایگزین بخشی از کشاورزان فعلی شود، نمی‌توان انتظار داشت افراد صرفاً به دلیل علاقه، سنت خانوادگی یا مسئولیت اجتماعی وارد این بخش شوند. کشاورزی برای نسل جدید باید یک فعالیت اقتصادی قابل اتکا و قابل توسعه باشد.

نسل جوان زمانی کشاورزی را انتخاب می‌کند که برای سرمایه، زمان و ریسکی که می‌پذیرد، چشم‌انداز مناسبی از درآمد داشته باشد. به همین دلیل، مسئله جانشینی را نمی‌توان فقط با پرداخت تسهیلات یا حمایت از قیمت محصول حل کرد. دسترسی به زمین و سرمایه، آموزش، خدمات ترویجی، بازار، بیمه، زیرساخت روستایی و مهم‌تر از همه سودآوری و قابلیت پیش‌بینی فعالیت اقتصادی، در ورود و ماندگاری افراد نقش دارند.

زمین نیز یکی از مهم‌ترین موانع است. قیمت بالا، محدودیت عرضه، قوانین ارث و دشواری انتقال زمین میان نسل‌ها در بسیاری از کشورها ورود افراد جدید را محدود می‌کند. انتقال بین‌نسلی، اجاره‌های باثبات و بلندمدت، تجمیع اراضی و مدل‌های بهره‌برداری مشارکتی می‌توانند بخشی از این مشکل را کاهش دهند. ممکن است یک جوان آموزش‌دیده و حتی دارای سرمایه اولیه وجود داشته باشد، اما اگر به زمین دسترسی نداشته باشد، مسیر ورود او به تولید عملاً بسته خواهد بود.

آیا فناوری جای کشاورزان را می‌گیرد؟

هوش مصنوعی، رباتیک، ماشین‌آلات خودران، پهپادها، حسگرها و کشاورزی دقیق می‌توانند بخشی از فعالیت‌هایی را که در گذشته به نیروی انسانی وابسته بودند خودکار کنند. فناوری‌های نوین همچنین می‌توانند به افزایش بهره‌وری، تاب‌آوری تولید و استفاده کارآمدتر از منابع کمک کنند.

با این حال، هزینه بالای سرمایه‌گذاری، ضعف زیرساخت دیجیتال و کمبود مهارت از موانع توسعه این فناوری‌ها، به‌ویژه برای تولیدکنندگان کوچک، است. بنابراین فناوری الزاماً به معنای حذف کشاورز نیست. احتمالاً نقش انسان در مزرعه از عملیات فیزیکی به سمت مدیریت، تصمیم‌گیری، نظارت بر ماشین‌آلات و تحلیل داده حرکت خواهد کرد؛ کشاورزی آینده ممکن است به کشاورزان کمتری نیاز داشته باشد، اما از کشاورزان باقی‌مانده مهارت بیشتری بخواهد.

در این شرایط، توسعه خدمات اشتراکی ماشین‌آلات و فناوری نیز می‌تواند برای بهره‌برداران کوچک اهمیت داشته باشد؛ مدلی که در آن کشاورز به‌جای خرید تجهیزات گران‌قیمت، هزینه استفاده از خدمات آنها را پرداخت می‌کند.

جانشینی کشاورزان فقط با پرداخت تسهیلات محقق نمی‌شود

تجربه اتحادیه اروپا نشان می‌دهد جانشینی نسل‌ها به یک سیاست منفرد محدود نیست. در سیاست مشترک کشاورزی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۷، کشورهای عضو باید حداقل معادل ۳ درصد بودجه پرداخت‌های مستقیم خود را به حمایت از کشاورزان جوان اختصاص دهند، اما سیاست‌های مربوط به زمین، انتقال و ارث، وام، اجاره و بازنشستگی نیز بخشی از این رویکرد هستند.

در ایران نیز موضوع جوان‌سازی بخش کشاورزی مورد توجه قرار گرفته و وزارت جهاد کشاورزی سند راهبردی جوانان و نخبگان بخش کشاورزی را تدوین کرده است. در حوزه‌هایی مانند مکانیزاسیون، یکپارچه‌سازی اراضی، تأمین مالی و توسعه فناوری نیز برنامه‌هایی وجود دارد. بنابراین مسئله را نمی‌توان فقط به «نبود سیاست» نسبت داد.

پرسش مهم‌تر این است که آیا این سیاست‌ها در کنار هم مسیر روشنی برای ورود و ماندن نسل جدید در کشاورزی ایجاد می‌کنند یا نه.

برای ارزیابی این مسئله باید مشخص باشد چند جوان وارد کشاورزی شده‌اند، چند نفر پس از پنج یا ۱۰ سال همچنان در این بخش فعال هستند، چه میزان زمین و سرمایه به نسل جدید منتقل شده و چه تعداد از فناوری‌های جدید استفاده می‌کنند. در غیر این صورت ممکن است برنامه‌های متعددی اجرا شود، بدون آنکه مشخص باشد آیا واقعاً جانشینی نسل فعلی در حال رخ دادن است یا خیر.

کشاورزی آینده به چه کشاورزی نیاز دارد؟

جانشینی نسل‌ها فقط مسئله نیروی کار یا توسعه روستایی نیست و با امنیت غذایی نیز ارتباط دارد. البته رابطه میان سالمندی کشاورزان و امنیت غذایی مستقیم و قطعی نیست؛ افزایش بهره‌وری، مکانیزاسیون و فناوری می‌تواند بخشی از کاهش نیروی کار را جبران کند، اما همین فناوری‌ها نیز به نیروی انسانی آموزش‌دیده نیاز دارند.

کشاورزی آینده احتمالاً نه کاملاً بدون انسان خواهد بود و نه دقیقاً شبیه امروز باقی خواهد ماند. ممکن است تعداد افرادی که مستقیماً در عملیات فیزیکی مزرعه فعالیت می‌کنند کاهش یابد و در مقابل، نقش فناوری، سرمایه و مهارت افزایش پیدا کند.

بنابراین «کشاورزی بدون کشاورز» را بیش از آنکه پیش‌بینی حذف انسان از مزرعه بدانیم، باید هشداری درباره آینده سرمایه انسانی نظام غذایی در نظر گرفت. آینده تولید غذا فقط به این بستگی ندارد که چه فناوری‌هایی وارد مزرعه می‌شوند؛ به این هم بستگی دارد که چه کسانی قرار است این فناوری‌ها را به کار بگیرند و کشاورزی را ادامه دهند.

منبع: OECD

انتهای پیام/ کشاورزی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.