۲۶ شهریور ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۸۸۷۷ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۰ دسته: کشاورزی کارشناس: زهرا محمدزاده
۰

تغییر اقلیم علاوه بر اثرگذاری بر تولید محصولات کشاورزی، می‌تواند الگوی کشت و مناطق مناسب تولید را نیز تغییر دهد. کاهش تولید ذرت اتحادیه اروپا به حدود ۵۰.۱ میلیون تن در سال ۲۰۲۶، نمونه‌ای از فشار تغییرات اقلیمی بر تولید و الگوی کشت است. تجربه و مطالعات کشورهای مختلف نشان می‌دهد سازگاری با این شرایط می‌تواند از اصلاح ارقام و روش‌های تولید تا تغییر محصول و جابه‌جایی مناطق کشت متفاوت باشد. در ایران نیز توجه هم‌زمان به شرایط اقلیمی، منابع آب و امنیت غذایی در برنامه تولید بهینه یا الگوی کشت، می‌تواند زمینه اصلاح الگوی تولید و افزایش بهره‌وری را فراهم کند.

به گزارش مسیر اقتصاد آنچه تغییر اقلیم را به مسئله‌ای مهم برای آینده کشاورزی تبدیل می‌کند، فقط اثر آن بر میزان تولید نیست؛ بلکه تغییر تدریجی شرایطی است که تعیین می‌کند یک محصول در کجا و با چه هزینه‌ای قابل تولید باشد.

نمونه آن را می‌توان در مزارع ذرت مجارستان و رومانی دید؛ جایی که خشکسالی‌های مکرر، گرمای شدید و کمبود مزمن آب، تولید ذرت را به‌شدت تحت فشار قرار داده و برخی کشاورزان را به سمت کنار گذاشتن ذرت و کشت محصولاتی مانند آفتابگردان سوق داده است.

برخی دیگر نیز برای مقابله با خشکی به سراغ آبیاری رفته‌اند، اما مشکل اینجاست که وقتی آب کافی وجود نداشته باشد، حتی سیستم آبیاری نیز نمی‌تواند مشکل را حل کند. بر اساس برآورد کمیسیون اروپا، تولید ذرت اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۵۰.۱ میلیون تن می‌رسد؛ رقمی نزدیک به پایین‌ترین سطح دو دهه اخیر و حدود ۲۰ درصد کمتر از میانگین سال‌های اخیر.

آنچه در این اتفاق اهمیت دارد، فقط افت تولید ذرت نیست؛ بلکه تغییری است که در الگوی کشت و محل تولید محصولات یک منطقه در حال شکل‌گیری است. محصولی که سال‌ها با شرایط اقلیمی و اقتصادی یک منطقه سازگار بوده، ممکن است با تغییر دما، کاهش بارندگی و محدود شدن منابع آب، دیگر همان مزیت گذشته را نداشته باشد.

در چنین شرایطی، کشاورز ناچار است درباره حفظ محصول، تغییر روش تولید یا جایگزینی آن با محصولی دیگر تصمیم بگیرد. بنابراین، تغییر اقلیم می‌تواند علاوه بر مقدار تولید، الگوی کشت و محل تولید محصولات کشاورزی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

سازگاری؛ از تغییر رقم تا تغییر محصول

کشورهایی که زودتر با چنین شرایطی مواجه شده‌اند، یک راه‌حل واحد را دنبال نکرده‌اند. بسته به شدت و نوع تغییرات اقلیمی و ویژگی‌های هر منطقه، سازگاری می‌تواند از تغییر رقم، زمان کاشت و روش آبیاری برای حفظ همان محصول آغاز شود و تا جایگزینی محصول یا تغییر مناطق مناسب برای تولید ادامه پیدا کند.

در واقع، تغییر اقلیم الزاماً به معنای کنار گذاشتن یک محصول نیست؛ بلکه می‌تواند به تغییر در نحوه تولید، نوع محصول یا محل تولید آن منجر شود.

چین؛ سناریوی جابه‌جایی مناطق کشت برای اقلیم آینده

چین نمونه جالبی از این رویکرد است. یک مطالعه جدید با مدل‌سازی شرایط اقلیمی آینده، الگوی مناسب کشت محصولات راهبردی را بررسی کرده و نشان داده است که با تغییر اقلیم، مناطق مناسب تولید می‌توانند به سمت شمال جابه‌جا شوند.

بر اساس این مطالعه، گسترش کشت سویا در شمال چین و جایگزینی بخشی از کشت برنج با گندم، ذرت و سویا در دشت رودخانه یانگ‌تسه می‌تواند یکی از مسیرهای سازگاری با تغییرات اقلیمی باشد؛ بدون آنکه نیاز به افزایش سطح کل اراضی کشاورزی وجود داشته باشد.

یک مطالعه قدیمی‌تر درباره کشاورزان جنوب چین نیز نشان داده است که در مواجهه با خشکسالی‌های مکرر، برخی کشاورزان به‌تدریج از دو بار کشت برنج در سال به یک بار کشت یا ترکیب کشت برنج با محصولات دیگر روی آورده‌اند.

استرالیا؛ حفظ گندم با اصلاح ارقام و مدیریت تولید

در مقابل، تجربه استرالیا نشان می‌دهد سازگاری با تغییر اقلیم همیشه به معنای تغییر محصول نیست. استرالیا یکی از صادرکنندگان مهم گندم در جهان است و هرگونه کاهش پایدار در تولید این محصول می‌تواند علاوه بر اقتصاد کشاورزی این کشور، بر عرضه گندم در بازار جهانی نیز اثر بگذارد.

به همین دلیل، این کشور برای حفظ تولید گندم در شرایط گرم‌تر و خشک‌تر، روی اصلاح ارقام برای سازگاری بیشتر با شرایط اقلیمی، افزایش بهره‌وری مصرف آب و بهبود روش‌های مدیریت مزرعه تمرکز کرده است.

هدف این اقدامات، افزایش توان ارقام گندم برای سازگاری با محدودیت آب و تغییر شرایط فصل رشد و حفظ تولید در مناطق موجود است. این تجربه نشان می‌دهد که پیش از تغییر محل یا کنار گذاشتن یک محصول، می‌توان با اصلاح رقم و تغییر روش تولید، ظرفیت سازگاری آن را افزایش داد.

آمریکا؛ دو مسیر متفاوت برای سازگاری

در آمریکا نیز نمونه‌هایی از هر دو رویکرد دیده می‌شود. از یک سو، مطالعات نشان داده‌اند که در برخی مناطق، جابه‌جایی میان محصولات می‌تواند راهی برای سازگاری با محدودیت آب باشد.

برای نمونه، یک مطالعه در مناطق آبی غرب آمریکا نشان داده است که بازتخصیص محصولات می‌تواند در یک سناریوی اقلیمی، مصرف آب را تا ۱۳.۷ درصد کاهش دهد و سود کشاورزان را تا ۴۴.۸ درصد افزایش دهد.

از سوی دیگر، در مناطقی که همچنان امکان ادامه کشت یک محصول وجود دارد، می‌توان با تغییر رقم و روش تولید به سازگاری آن کمک کرد. برای نمونه، ارقام متحمل به خشکی ذرت در آمریکا از سال ۲۰۱۱ به‌صورت تجاری معرفی شدند و تا سال ۲۰۱۶ حدود ۲۲ درصد از سطح زیرکشت ذرت این کشور با ارقام متحمل به خشکی کشت می‌شد.

تغییر محصول؛ از منطق مزرعه تا نیاز کشور

در واقع، تغییر محصول همیشه ساده‌ترین یا بهترین راه‌حل نیست. انتخاب کشاورز تحت تأثیر میزان آب در دسترس، هزینه تولید، عملکرد مورد انتظار و قیمت محصول است و با تغییر شرایط تولید، ممکن است به سمت محصولی برود که ریسک کمتر و سودآوری بیشتری برای او داشته باشد.

با این حال، تصمیمی که در سطح مزرعه منطقی به نظر می‌رسد، الزاماً در مقیاس ملی بهترین گزینه نیست؛ به‌ویژه درباره محصولات راهبردی که کاهش تولید آنها می‌تواند امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار دهد و وابستگی کشور به واردات را افزایش دهد.

بنابراین، در مواجهه با تغییر اقلیم نمی‌توان صرفاً بر اساس سودآوری کوتاه‌مدت درباره آینده الگوی کشت تصمیم گرفت. مسئله این است که چگونه می‌توان تولید محصولات مورد نیاز کشور را حفظ کرد، بدون آنکه الزاماً همان الگوی جغرافیایی گذشته را ادامه داد.

ایران؛ سازگاری الگوی کشت با تغییر شرایط اقلیمی

در ایران نیز برنامه تولید بهینه یا الگوی کشت ملی محصولات کشاورزی، شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آب را در تدوین الگوی کشت مورد توجه قرار داده است.

در این برنامه، الگوی کشت موضوعی ثابت و جدا از شرایط محیطی در نظر گرفته نشده و پیش‌بینی شده است که شاخص‌ها و اهداف کمی برنامه هر سال بر اساس نتایج پایش، تغییرات اقلیمی، وضعیت منابع آب و تجربه اجرای برنامه در استان‌ها بازنگری شود.

همچنین شرایط اقلیمی و اکولوژیک مناطق، ظرفیت منابع آب و خاک، نیاز آبی محصولات، ملاحظات اقتصادی و الزامات امنیت غذایی در تعیین الگوی تولید مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، با تغییر شرایط اقلیمی و منابع تولید، الگوی کشت نیز باید قابلیت اصلاح و انطباق داشته باشد.

برنج؛ افزایش تولید بدون توسعه سطح زیرکشت

این انطباق می‌تواند از طریق تغییر محصول، جابه‌جایی محل تولید یا اصلاح شیوه تولید و افزایش بهره‌وری در همان سطح زیرکشت انجام شود. این موضوع درباره محصولاتی که نقش مهمی در تأمین نیاز غذایی کشور دارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

برنج نمونه‌ای از این محصولات است. این محصول پس از گندم یکی از غلات اصلی و از محصولات اساسی سبد غذایی کشور محسوب می‌شود و در سند بر افزایش تولید داخلی آن با هدف ارتقای ضریب خودکفایی تأکید شده است.

از سوی دیگر، با توجه به محدود بودن اراضی مناسب کشت برنج، افزایش تولید از طریق گسترش سطح زیرکشت راهکار اصلی تلقی نشده است. در عوض، بر افزایش عملکرد در واحد سطح، معرفی ارقام جدید با عملکرد و کیفیت مناسب و استفاده از یافته‌های به‌زراعی تأکید شده است.

در این رویکرد، افزایش تولید از طریق بهره‌گیری بهتر از ظرفیت موجود دنبال می‌شود، نه صرفاً از طریق توسعه سطح زیرکشت.

از تغییر محصول تا افزایش بهره‌وری

در مجموع، سازگاری الگوی کشت با تغییرات اقلیمی می‌تواند از مسیرهای مختلفی دنبال شود. بسته به شرایط، ممکن است تغییر محصول، تغییر محل تولید، اصلاح شیوه تولید یا افزایش بهره‌وری مناسب‌ترین راهکار باشد.

در این چارچوب، تنظیم نوع محصول، مکان تولید و مقدار آن متناسب با شرایط و ظرفیت‌های هر منطقه، در راستای تأمین امنیت غذایی پایدار دنبال می‌شود.

منابع:

رویترز؛ آمار تولید ذرت اروپا و اثر خشکسالی بر مجارستان و رومانی

ScienceDirect؛ جابه‌جایی مناطق مناسب کشت در چین تحت تأثیر تغییر اقلیم

ScienceDirect؛ بازتخصیص محصولات و کاهش مصرف آب در غرب آمریکا

وزارت کشاورزی آمریکا؛ توسعه کشت ارقام ذرت متحمل به خشکی

CSIRO؛ اصلاح ارقام گندم برای سازگاری بیشتر با خشکی و تغییر اقلیم

انتهای پیام/ کشاورزی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.