۲۲ شهریور ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۸۷۹۲ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

همزمانی نشست دوشنبه عمان با افزایش قیمت نفت، نزدیک‌شدن بازده اوراق خزانه آمریکا به ۵ درصد و نشست این هفته فدرال رزرو برای تعیین نرخ بهره، انگیزه دولت ترامپ برای اعلام خبر کاهش تنش با ایران را افزایش داده است. حتی یک توافق مبهم می‌تواند در کوتاه‌مدت بازار نفت و انتظارات تورمی را آرام کند، بدون آنکه آمریکا ناچار به پذیرش صریح همه شروط ایران درباره تنگه هرمز شود. تجربه توافق قبلی اما نشان می‌دهد ایران نباید امتیاز فوری خود در تنگه هرمز را در برابر تعهدات مبهم و برگشت‌پذیر آمریکا واگذار کند و لازم است بازگشایی و تسهیل عبور به اجرای عملی و تثبیت امتیازات طرف مقابل موکول شود. توافق ایران و عمان بر سر ترتیبات عبور و مرور از تنگه هرمز، با شروط مدنظر ایران، اقدامی منطقی است؛ اما زمان اعلام این توافق نباید به نحوی انتخاب شود که به جای وارد آوردن فشار بیشتر به طرف مقابل در جنگ اقتصادی و نظامی، شرایط را برای آرامش بیشتر بازارها، آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا فراهم کند.

مسیر اقتصاد/ نشست روز دوشنبه عمان در شرایطی برگزار می‌شود که هزینه اقتصادی ادامه جنگ برای آمریکا افزایش یافته است. نفت بالاتر از ۱۰۰ دلار قرار دارد، بازده اوراق ۱۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به مرز ۵ درصد نزدیک شده و بازار احتمال بالایی برای افزایش نرخ بهره در نشست این هفته فدرال رزرو در نظر گرفته است. مهمتر از همه اینکه در طور هفته‌های اخیر به مرور وضعیت حزب رییس جمهور فعلی آمریکا در انتخابات ۱۲ آبان کنگره این کشور بدتر و بدتر شده است؛ به طوریکه امروز احتمال بازپس‌گیری هردو مجلس نمایندگان و سنا توسط دموکرات‌ها به بالای ۵۰ درصد رسیده است.

مجموع این فشارها می‌تواند آمریکا را به «لحظه تصمیم» نزدیک کرده باشد؛ جایی که هزینه ادامه وضعیت موجود از منافع ادامه فشار بر ایران بیشتر شود.

چرا یک توافق مبهم برای ترامپ جذاب است؟

ترامپ لزوماً برای بهره‌برداری اقتصادی از نشست عمان به یک توافق جامع و دقیق نیاز ندارد. حتی اعلام یک تفاهم کلی درباره کاهش تنش و تسهیل عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز می‌تواند به کاهش قیمت نفت و آرام‌شدن بخشی از انتظارات تورمی منجر شود.

این مسئله به‌ویژه در آستانه نشست فدرال رزرو اهمیت دارد. توافق روز دوشنبه بعید است به تنهایی تصمیم روز چهارشنبه فدرال رزرو را تغییر دهد، اما می‌تواند فضای بازار را آرام‌تر کند و بخشی از فشار ناشی از قیمت انرژی، بازده اوراق و انتظارات تورمی را کاهش دهد. جمعه گذشته آخرین آمار تورم آمریکا اعلام شد که وضعیت مطلوبی نداشت و امروز بازار آمریکا به احتمال ۸۵ درصد انتظار افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در جلسه روز چهارشنبه را دارد. رییس جمهور آمریکا حتی به طور علنی بر بانک مرکزی این کشور فشار وارد کرده است که از افزایش نرخ بهره پرهیز کند؛ چراکه این اقدام به افزایش هزینه تامین مالی و رکود اقتصادی دامن می‌زند و میتواند ضربه بیشتری به کارزار انتخاباتی جمهوری‌خواهان تا ۱۲ آبان وارد کند. در چنین شرایطی اعلام یک توافق برای تسهیل عبور و مروز از تنگه هرمز و کاهش قیمت نفت، یک نفس تازه برای جمهوری خواهان و شخص ترامپ محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، آمریکا تمایل ندارد توافقی را بپذیرد که در داخل این کشور به معنای پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز تفسیر شود. چنین موضوعی می‌تواند به ابزار تبلیغاتی مهمی برای دموکرات‌ها در آستانه انتخابات تبدیل شود. در نتیجه یک متن مبهم برای ترامپ جذاب است؛ متنی که بازار آن را «کاهش تنش» برداشت کند، اما واشنگتن بتواند بعداً مفاد آن را به نفع خود تفسیر کند.

تجربه توافق قبلی نباید تکرار شود

توافق قبلی ایران و آمریکا نیز با ابهام مشابهی همراه بود. دو طرف برداشت متفاوتی از بندهای مربوط به تنگه هرمز داشتند و آمریکا بعداً بخش مهمی از امتیازاتی را که در چارچوب کاهش تنش داده بود، پس گرفت. این تجربه یک درس روشن برای ایران دارد: امتیاز فوری و قابل مشاهده نباید در برابر وعده‌های مبهم و برگشت‌پذیر مبادله شود.

امتیاز اصلی ایران در شرایط فعلی مشخص است؛ کاهش محدودیت‌ها و تسهیل عبور از تنگه هرمز می‌تواند فوراً بر بازار نفت اثر بگذارد. اما بسیاری از امتیازهای آمریکا، از کاهش محاصره گرفته تا معافیت‌های تحریمی، قابلیت لغو مجدد دارند. بنابراین ترتیب اجرای تعهدات اهمیت بیشتری از خود متن توافق دارد.

ایران ابتدا چه امتیازهایی باید بگیرد؟

در شرایط فعلی، ایران باید پیش از واگذاری کامل اهرم خود در تنگه هرمز، اجرای عملی تعهدات آمریکا را مشاهده کند.

نخست، محاصره اقتصادی و محدودیت‌های عملی علیه تجارت ایران باید واقعاً کاهش یابد؛ نه اینکه تنها وعده بررسی یا تعلیق آن‌ها داده شود.

دوم، آرایش تهاجمی نیروهای آمریکا در منطقه باید به شکل قابل سنجش کاهش پیدا کند. تسهیل عبور از تنگه هرمز در شرایطی که نیروهای آماده عملیات آمریکا همچنان در موقعیت جنگی قرار دارند، به معنای واگذاری بخشی از اهرم ایران بدون کاهش متناظر تهدید خواهد بود.

سوم، باید سازِکاری روشن برای جبران خسارت‌های واردشده به ایران طراحی و مورد توافق قرار گیرد؛ حتی اگر اجرای کامل آن زمان‌بر باشد.

چهارم، نقش ایران در ترتیبات اداره، امنیت، خدمات دریایی و عبور از تنگه هرمز باید تثبیت شود. توافق ایران و عمان یا مشارکت دیگر کشورهای منطقه در طراحی چنین سازِکاری، اگر این نقش را تثبیت کند، به خودی خود اتفاق نامطلوبی نیست.

پس از تحقق و تثبیت این موارد، ایران می‌تواند امتیاز اصلی خود یعنی تسهیل گسترده عبور و مرور از تنگه هرمز را ارائه کند. اما تا پیش از تحقق این وعده‌ها، حتی اعلام خبر تمایل ایران به توافق، به نحوی که به آرامش بازار نفت منجر شود، عملا بازی در زمین دشمن است.

توافق درباره سازِکار تنگه هرمز با بازگشایی آن یکسان نیست

یکی از مهم‌ترین خطرها برای ایران، نحوه روایت توافق احتمالی است. ممکن است ایران و عمان، با مشارکت کشورهای منطقه، درباره مسیرها، قواعد عبور یا سازِکار اداره تنگه هرمز به تفاهم برسند. چنین توافقی می‌تواند به تثبیت نقش ایران کمک کند.

اما این اتفاق نباید به‌عنوان بازگشایی تنگه هرمز معرفی شود. اگر آمریکا بتواند صرف اعلام یک سازِکار جدید را در بازار و رسانه‌ها به معنای عادی‌شدن عبور کشتی‌ها جا بزند، بدون پرداخت امتیاز متناظر، بخش بزرگی از منفعت اقتصادی مورد نیاز خود را به دست آورده است.

بنابراین طرف ایرانی باید در مواضع رسمی خود میان این دو موضوع مرز روشنی ایجاد کند: توافق درباره قواعد و سازِکار آینده تنگه هرمز یک موضوع است و بازگشایی و تسهیل گسترده عبور موضوعی دیگر.

آمریکا به خبر توافق نیاز دارد، ایران به اجرای توافق

شرایط فعلی برای آمریکا زمان تصمیم است. افزایش قیمت نفت، فشار بازار اوراق، احتمال افزایش نرخ بهره و انتخابات پیش رو، انگیزه واشنگتن برای رسیدن به یک تفاهم را بیشتر کرده است و بعید نیست حتی در نشست دوشنبه خبر توافق یا چارچوبی برای کاهش تنش اعلام شود. اما این شرایط برای ایران به معنای ضرورت عجله نیست؛ برعکس، ارزش اهرم ایران را افزایش داده است.

اگر آمریکا اکنون به آرام‌شدن بازار نفت نیاز دارد، ایران نباید این نیاز فوری را با وعده‌های بلندمدت و برگشت‌پذیر معامله کند. معیار موفقیت توافق احتمالی نه تیتر «توافق ایران و آمریکا»، بلکه این است که کدام طرف ابتدا امتیاز واقعی و قابل سنجش داده است. آمریکا ممکن است به خبر توافق نیاز داشته باشد؛ ایران اما باید به اجرای توافق نیاز داشته باشد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.