به گزارش مسیر اقتصاد شش ماه محدودیت عبور انرژی از تنگه هرمز، آمریکا و چین را با دو الگوی متفاوت از امنیت انرژی مواجه کرده است. آمریکا بخش بزرگی از نفت و گاز مورد نیاز خود را در داخل تولید میکند و حتی در جریان بحران به یکی از تأمینکنندگان جایگزین بازار جهانی تبدیل شده است. چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و در ظاهر باید آسیبپذیری بیشتری در برابر اختلال هرمز داشته باشد؛ با این حال ذخیرهسازی گسترده و تنوعبخشی به ساختار انرژی باعث شده این کشور تاکنون بخش مهمی از شوک را جذب کند.
مزیت آمریکا؛ تولید داخلی نفت و گاز
مهمترین نقطه قوت آمریکا دسترسی مستقیم به منابع داخلی انرژی است. تولید نفت خام این کشور در ماه مه حدود ۱۳.۷ میلیون بشکه در روز بود و صادرات نفت نیز به رکورد ۵.۷۳ میلیون بشکه در روز رسید. تولید گاز طبیعی آمریکا نیز طبق پیشبینی اداره اطلاعات انرژی در سال ۲۰۲۶ به رکورد جدیدی خواهد رسید.
اختلال عرضه از هرمز همچنین صادرات LNG آمریکا را افزایش داده است؛ صادرات LNG این کشور در هفت ماه نخست سال حدود ۲۳ درصد بیشتر از سال قبل بوده است. بنابراین برخلاف اقتصادهای واردکننده انرژی، افزایش قیمت نفت و گاز برای آمریکا در کنار هزینه بیشتر مصرفکنندگان، درآمد بیشتری نیز برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایجاد میکند.
اما این مزیت نامحدود نیست. مصرف نفت و فرآوردههای آمریکا همچنان حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز است و حملونقل وابستگی بالایی به سوختهای نفتی دارد. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل بنابراین مستقیماً به خانوارها و هزینه حملونقل منتقل میشود.
ذخیره راهبردی آمریکا در پایینترین سطح ۴۴ سال اخیر
نقطه ضعف دیگر، کاهش شدید ذخیره راهبردی نفت آمریکاست. موجودی SPR در هفته منتهی به ۲۱ آگست به ۲۸۹.۷ میلیون بشکه رسید؛ پایینترین مقدار از نوامبر ۱۹۸۲.
برآورد مورد استناد رویترز نشان میدهد به دلیل محدودیتهای فنی زیرساخت ذخیرهسازی، ممکن است حدود ۲۰۰ میلیون بشکه از این ذخایر بهسرعت قابل برداشت باشد. اگر این مقدار با کسری فعلی حدود ۵ میلیون بشکهای عرضه جهانی مقایسه شود، معادل تنها حدود ۴۰ روز از این کسری است.
بنابراین آمریکا از نظر تولید جاری موقعیت بسیار قوی دارد، اما ابزار ذخیرهای که برای مقابله فوری با شوکهای بزرگ ساخته شده، اکنون نسبت به گذشته ضعیفتر است.
ذخیره ۱.۴ میلیارد بشکهای چین
چین در نقطه مقابل، وابستگی بالایی به واردات نفت دارد، اما طی سالهای گذشته برای همین آسیبپذیری ذخایر بزرگی ایجاد کرده است. بروکینگز برآورد میکند موجودی نفت این کشور به حدود ۱.۴ میلیارد بشکه رسیده که حدود ۳۶۰ میلیون بشکه آن مستقیماً در اختیار دولت و بخش عمده باقیمانده در اختیار شرکتهای دولتی است. مجموع این ذخایر تقریباً معادل هفت ماه واردات نفت چین برآورد میشود.
همین حاشیه امن به پکن اجازه داد پیش از جنگ خرید نفت را افزایش دهد و پس از آغاز بحران، واردات را بهشدت کاهش دهد. بروکینگز میگوید چین پس از شروع جنگ حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز از واردات خود کاست. داده تازه رویترز نیز نشان میدهد مجموع واردات نفت چین در سال جاری حدود ۴۰۰ میلیون بشکه کمتر از سال قبل بوده و همین کاهش تقاضای چین در مهار فشار قیمت جهانی نفت نقش داشته است.
روسیه، زغالسنگ و خودرو برقی؛ سه سپر دیگر چین
ذخیره نفت تنها ابزار پکن نیست. روسیه پیش از جنگ نیز بزرگترین تأمینکننده منفرد نفت چین بود و حدود ۱۷.۴ درصد واردات آن را تأمین میکرد. مسیر بخش مهمی از این تجارت نیز به تنگه هرمز وابسته نیست. چین در ژانویه و فوریه، پیش از آغاز جنگ، واردات نفت روسیه را بیش از ۳۰۰ هزار بشکه در روز افزایش داده بود.
در بخش برق نیز چین نسبت به بسیاری از واردکنندگان آسیایی وابستگی کمتری به LNG دارد. حدود نیمی از برق این کشور همچنان از زغالسنگ تأمین میشود و بیش از ۱۲۰۰ گیگاوات ظرفیت نیروگاه زغالسنگی در اختیار دارد. این ظرفیت در کنار هستهای و تجدیدپذیرها باعث شده شوک LNG هرمز مستقیماً امنیت برق چین را تهدید نکند.
گسترش خودروهای برقی نیز بخشی از تقاضای نفت را حذف کرده است. آژانس بینالمللی انرژی پیش از بحران برآورد کرده بود ناوگان برقی چین در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیون بشکه در روز از تقاضای نفت این کشور کاسته است.
کدام اقتصاد تابآورتر است؟
پاسخ یکطرفه نیست. آمریکا از نظر امنیت فیزیکی عرضه انرژی مزیت روشن دارد؛ نفت و گاز فراوان در داخل تولید میکند و در شرایط بحران حتی میتواند صادرات خود را افزایش دهد. چین همچنان بزرگترین واردکننده نفت جهان است و طولانیشدن شدید اختلال در مسیرهای دریایی برای آن هزینه قابل توجهی خواهد داشت.
اما چین طی سالهای گذشته لایههای بیشتری از دفاع در برابر چنین بحرانی ایجاد کرده است: ذخایر بزرگ، نفت روسیه، زغالسنگ داخلی، تجدیدپذیرها و خودروهای برقی. همین عوامل به پکن اجازه داده بدون ایجاد کمبود شدید داخلی، واردات نفت خود را میلیونها بشکه در روز کاهش دهد.
در نتیجه، آمریکا از مزیت تولیدکننده بودن و چین از مزیت آمادگی برای مدیریت وابستگی برخوردار است. هرچه بحران هرمز طولانیتر شود، اهمیت ذخایر، تنوع مسیرهای تأمین و توان کاهش تقاضا بیشتر خواهد شد؛ عواملی که در ماههای اخیر بخشی از آسیبپذیری بالای چین به واردات انرژی را جبران کردهاند.
منابع:
انتهای پیام/ انرژی

