به گزارش مسیر اقتصاد جهش تولید کشاورزی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، دولت این کشور را با انبارهای بزرگی از گندم، ذرت، برنج و روغن روبهرو کرد. مکانیزاسیون، مصرف کود و سم، حمایت قیمتی و خرید تضمینی تولید را افزایش داده بود؛ اما بازار داخلی ظرفیت جذب همه محصولات را نداشت و نگهداری ذخایر نیز هزینه سنگینی تحمیل میکرد.
دولت آمریکا در سال ۱۹۵۴ «قانون توسعه تجارت کشاورزی و کمک» را تصویب کرد که با عنوان PL-480 شناخته شد. هدف برنامه، ارسال محصولات مازاد به کشورهای دوست، فروش اعتباری غذا و ایجاد بازارهای خارجی برای کشاورزی آمریکا بود. اسناد رسمی آمریکا نیز کاهش مازاد محصولات کشاورزی را از اهداف اصلی این سیاست معرفی کردهاند.
فروش غذا بدون نیاز به دلار
ویژگی مهم PL-480 این بود که کشور دریافتکننده برای خرید غذا الزاماً به دلار نیاز نداشت و میتوانست بهای کالا را با پول ملی خود بپردازد. غله آمریکا وارد کشور میشد، در بازار داخلی به فروش میرسید و درآمد حاصل در حسابهایی قرار میگرفت که نحوه مصرف آن میان دو دولت تعیین میشد.
بخشی از این پول بهصورت وام در اختیار دولت دریافتکننده قرار میگرفت، بخشی برای طرحهای توسعهای یا اعتباردهی به شرکتها مصرف میشد و بخشی دیگر هزینههای سفارت، فعالیتهای فرهنگی، تبلیغاتی و تجاری آمریکا را تأمین میکرد. مردم غذای وارداتی را با پول خود میخریدند و درآمد حاصل میتوانست برای ساخت جاده، کارخانه، بودجه عمومی یا هزینههای دفاعی استفاده شود.
آمریکا نیز همزمان مازاد کشاورزی خود را تخلیه میکرد، بازار صادراتی میساخت و نفوذ سیاسی و اقتصادی به دست میآورد. اسناد وزارت خارجه آمریکا نشان میدهد این برنامه علاوه بر تثبیت درآمد کشاورزان آمریکایی، برای تقویت دولتهای همپیمان و پیشبرد اهداف سیاست خارجی نیز به کار گرفته میشد.
این شیوه برای دولتهای دارای کمبود ارز جذاب بود؛ آنها میتوانستند غذای شهرها را بدون مصرف ذخایر ارزی تأمین کنند و ارز موجود را به واردات ماشینآلات و فناوری اختصاص دهند. از این منظر، واردات غذا نوعی تأمین مالی غیرمستقیم صنعتیشدن بود؛ هرچند پول ملی حاصل از فروش، منبع تازهای برای اقتصاد ایجاد نمیکرد و بیشتر موجب جابهجایی منابع داخلی میشد.
غذای ارزان و کاهش هزینه نیروی کار
در مراحل اولیه صنعتیشدن، قیمت غذا بر هزینه تولید اثر مستقیم دارد؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد کارگران صرف خوراک میشود. افزایش قیمت نان و غلات، مطالبه دستمزد بالاتر و افزایش هزینه کارخانهها را به دنبال دارد. واردات غذای ارزان میتواند این فشار را موقتاً کاهش دهد و گسترش اشتغال شهری با دستمزد پولی پایینتر را ممکن کند.
اما اگر این سیاست با افزایش بهرهوری کشاورزی داخلی همراه نباشد، هزینه آن بر دوش تولیدکننده داخلی قرار میگیرد. محصول وارداتی ارزان، قیمت بازار و درآمد کشاورز را پایین میآورد و توان او برای خرید بذر، تجهیز مزرعه و افزایش عملکرد را کاهش میدهد. افت درآمد و ناپایداری معیشت نیز مهاجرت روستاییان به شهرها را تسریع میکند؛ مهاجرانی که به نیروی کار صنعت، ساختمان و خدمات تبدیل میشوند.
این نتیجه در همه کشورها اجتنابناپذیر نبود. واردات غذا در دوره خشکسالی یا کمبود موقت، اگر با حمایت از تولیدکننده، توسعه زیرساخت کشاورزی و ذخایر راهبردی همراه باشد، الزاماً وابستگی ایجاد نمیکند.
مشکل زمانی آغاز میشود که غذای وارداتی وارد بازار عادی شود، در فصل برداشت داخلی توزیع گردد، پایینتر از هزینه واقعی عرضه شود یا به دولت اجازه دهد قیمت خرید محصول داخلی را سرکوب کند. در چنین وضعی، واردات از ابزار عبور از بحران به جایگزین دائمی سیاست توسعه کشاورزی تبدیل میشود.
مصر چگونه به واردات گندم وابسته شد؟
مصر یکی از روشنترین نمونههای این روند است. محصولات مازاد آمریکا از سال ۱۹۵۵ در مقیاس گسترده وارد این کشور شد و PL-480 بخش بزرگی از کمکهای اقتصادی آمریکا به مصر را تشکیل داد. بیش از سهچهارم ارزش کالاهای قراردادهای اصلی نیز به گندم و آرد اختصاص داشت.
منابع پول ملی حاصل از فروش برای وامدهی به دولت مصر، توسعه صنعت، هزینههای دیپلماتیک و معرفی محصولات آمریکایی استفاده شد. غلات وارداتی نیز با قیمتی پایینتر از شرایط عادی به مصرفکنندگان رسید و به کنترل هزینه زندگی شهری کمک کرد.
حتی بخشی از پولی که مصرفکننده مصری برای خرید غذا میپرداخت، صرف تحقیقات بازار، آموزش، تبلیغات و نمایشگاه کالاهای آمریکایی میشد. در نمایشگاه تجاری قاهره در سال ۱۹۶۱، محصولات ۱۵۰ شرکت آمریکایی به صدها هزار بازدیدکننده معرفی شد و هزینه آن از منابع حاصل از فروش محصولات کشاورزی آمریکا تأمین گردید. به این ترتیب، کمک غذایی، سیاست صنعتی و بازارسازی صادراتی به یکدیگر پیوند خوردند.
مصر در دهههای بعد تأمینکنندگان گندم خود را تغییر داد، اما وابستگی ساختاری به واردات از بین نرفت. مسئله وابستگی دائمی به آمریکا نبود؛ بلکه نظام تأمین غذای پایه مصر به بازار جهانی وابسته شد.
دولت مصر همچنان از تولید داخلی حمایت میکند، اما حجم مصرف و نظام گسترده نان یارانهای، واردات چندمیلیونتنی را ضروری کرده است. کل کشاورزی مصر نابود نشده؛ آنچه در تله قرار گرفته، پیوند میان قیمت نان، ثبات معیشتی شهرها و دسترسی دائمی به ارز برای واردات گندم است.
کمکگیرنده چگونه به مشتری دائمی تبدیل میشود؟
موفقیت نهایی این الگو برای صادرکننده زمانی حاصل میشود که کشور دریافتکننده از «کمکگیرنده» به «مشتری دائمی» تبدیل شود. کمک غذایی ابتدا کالا را وارد بازار میکند، تبلیغات و آموزش الگوی مصرف را تثبیت میکند و پس از پایان شرایط امتیازی، دولت دریافتکننده ناچار میشود همان کالا را با ارز و از بازار تجاری خریداری کند.
تجربه PL-480 نشان میدهد حمایت از مصرفکننده، اگر در تضاد با تولیدکننده داخلی طراحی شود، میتواند امنیت غذایی را در بلندمدت تضعیف کند. واردات اضطراری باید متناسب با کسری واقعی، خارج از فصل برداشت و همراه با حمایت روشن از افزایش تولید انجام شود.
درآمد حاصل از فروش غذای وارداتی نیز باید به افزایش بهرهوری، ذخیرهسازی، توسعه آب و خاک، اصلاح بذر و کاهش هزینه تولید اختصاص یابد. مسئله اصلی کنارگذاشتن واردات نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل واردات موقت به جایگزین دائمی تولید داخلی است.
منابع:
- تاریخ رسمی برنامه PL-480؛ وزارت خارجه آمریکا
- یادداشت رسمی درباره مزایا و مخاطرات PL-480
- گزارش وزارت کشاورزی آمریکا درباره اجرای PL-480 در مصر
- پیامدهای خواسته و ناخواسته کمک غذایی؛ فائو
- اقتصاد سیاسی غذا و نظم غذایی پس از جنگ؛ هریت فریدمن
- وضعیت کنونی تولید و واردات گندم مصر؛ فائو
انتهای پیام/ کشاورزی

