مسیر اقتصاد/ مقامهای آمریکایی در روزهای نخست پس از شکلگیری تفاهم موقت با ایران مدعی شدند بخشی از داراییهای مسدودشده ایران پس از رفع محدودیت، برای خرید محصولات کشاورزی آمریکا شامل سویا، ذرت و گندم هزینه خواهد شد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، این پیشنهاد را «معاملهای کلاسیک» توصیف کرد که به ادعای او هم غذای مورد نیاز مردم ایران را تأمین میکرد و هم درآمد کشاورزان آمریکایی را افزایش میداد. دونالد ترامپ نیز مدعی شد کشاورزان از این پیشنهاد استقبال کردهاند.
ایران از ابتدا وجود تعهد برای خرید کالاهای آمریکایی را رد و تأکید کرد که درباره نحوه مصرف داراییهای خود بر اساس قیمت، کیفیت و منافع اقتصادی تصمیم میگیرد. تحولات بعدی و ازسرگیری حملات متقابل نیز تفاهم موقت را عملاً از کار انداخت و پیشنهاد خرید محصولات کشاورزی آمریکا از دستور کار خارج شد. بنابراین، این موضوع دیگر یک برنامه تجاری در آستانه اجرا نیست، اما بررسی آن میتواند اهداف اقتصادی آمریکا و مخاطرات چنین الگویی برای ایران را روشن کند.
واشنگتن به دنبال بازار تازه برای کشاورزان
طرح استفاده از داراییهای ایران برای خرید محصولات کشاورزی آمریکا در شرایطی مطرح شد که تولیدکنندگان سویای این کشور همچنان با پیامدهای جنگ تعرفهای واشنگتن و پکن مواجه بودند. چین در مقاطعی از سال ۲۰۲۵ خرید سویای آمریکا را تقریباً متوقف کرد و واردات خود را به سوی برزیل و آرژانتین سوق داد. این تغییر، کشاورزان آمریکایی را با کاهش فروش، افزایش هزینه انبارداری و فشار بر قیمت محصولات روبهرو کرد.
برخی کشاورزان آمریکایی نیز ظرفیت ایران برای جبران بازار چین را غیرواقعبینانه دانستند. یکی از کشاورزان ایالت ایلینوی با اشاره به نقش سویا در خوراک صنعت پرورش خوک چین، امکان تبدیل شدن ایران به یک مشتری بزرگ را زیر سؤال برد. این استدلال تصویر کاملی از بازار سویا ارائه نمیکند؛ زیرا کنجاله سویا در خوراک مرغ، دام و آبزیان نیز کاربرد گستردهای دارد و ایران به دلیل صنعت بزرگ دام و طیور، مصرفکننده قابل توجه این نهاده است.
با این حال، تردید درباره امکان جایگزینی ایران با چین از نظر مقیاس بازار کاملاً جدی است. چین پس از تفاهم تجاری اواخر سال ۲۰۲۵ خرید سویای آمریکا را از سر گرفت و حدود ۱۲ میلیون تن سویا خریداری کرد، هرچند این میزان همچنان پایینتر از واردات سالهای پیشین بود. واشنگتن نیز در کنار حفظ بازار چین، به دنبال توسعه صادرات به کشورهایی مانند هند، اندونزی، نیجریه و بنگلادش بود.
ایران جایگزین بازار چین نمیشود
ایالات متحده سالانه بیش از ۱۱۵ میلیون تن سویا تولید میکند و بخش قابل توجهی از این محصول را صادر یا در صنایع خوراک دام و سوخت زیستی مصرف میکند. چین طی سالهای گذشته مهمترین بازار خارجی سویای آمریکا بوده و حجم خرید آن چندین برابر کل تقاضای ایران است.
برآورد کارشناس این گزارش نشان میدهد نیاز سالانه ایران به سویا و فرآوردههای مرتبط با آن حدود ۵ میلیون تن است. حتی اگر بخش قابل توجهی از این نیاز از آمریکا تأمین میشد، ایران نمیتوانست جای بازار چین را برای کشاورزان آمریکایی بگیرد.
البته این میزان برای بازار سویا بیاهمیت نیست و میتواند بخشی از مازاد صادراتی آمریکا را جذب کند؛ اما ادعای اینکه بازار ایران قادر است زیان ناشی از کاهش خرید چین را جبران کند، با اندازه دو بازار سازگار نیست. هدف عملی واشنگتن بیشتر ایجاد مجموعهای از بازارهای مکمل برای کاهش وابستگی به چین بود، نه یافتن یک جایگزین کامل برای آن.
شرطگذاری آمریکا بر داراییهای ایران
نقطه محل انتقاد آن بود که واشنگتن میخواست رفع محدودیت از داراییهای متعلق به ایران را به خرید کالاهای آمریکایی گره بزند و درباره محل مصرف این منابع نیز اعمال نظر کند. در چنین الگویی، ایران امکان انتخاب آزاد میان عرضهکنندگان مختلف را از دست میداد و داراییهای خود را برای حل مشکل بازار کشاورزان آمریکا هزینه میکرد.
این پیشنهاد از یک سو دسترسی ایران به منابع مالی خود را محدود نگه میداشت و از سوی دیگر، برای تولیدکنندگان آمریکایی یک بازار تضمینشده ایجاد میکرد. بنابراین، معاملهای که در واشنگتن «دوسر برد» معرفی میشد، در عمل بیشتر در خدمت منافع اقتصادی آمریکا قرار داشت.
وابستگی وارداتی خوراک دام، نقطه ضعف ایران
بخش عمده نیاز صنعت دام و طیور ایران به دانه و کنجاله سویا از طریق واردات تأمین میشود و میزان این وابستگی در برخی برآوردها به حدود ۹۹ درصد میرسد. این وضعیت زنجیره تولید مرغ، تخممرغ، گوشت و لبنیات را در برابر جهش نرخ ارز، محدودیتهای بانکی، اختلال حملونقل و تحولات سیاسی خارجی آسیبپذیر کرده است.
انتقال بخش قابل توجهی از این وابستگی به سوی آمریکا، کشوری که روابط آن با ایران همواره با تحریم و تنش همراه بوده، ریسک تأمین نهاده را افزایش میداد. تجربه تحریمها نیز نشان داده است که حتی در صورت معافیت رسمی مواد غذایی، محدودیت در نقلوانتقال پول، بیمه و حملونقل میتواند واردات کالاهای اساسی را مختل کند.
امنیت غذایی به معنای حذف کامل واردات نیست. کشوری میتواند بخشی از نهادههای مورد نیاز خود را وارد کند، اما باید مبادی خرید، مسیرهای حمل و ابزارهای پرداخت آن به اندازهای متنوع باشد و تا جای ممکن به کشورهای متخاصم وابسته نباشد؛ به طوریکه اختلال در یک کشور یا یک مسیر، کل زنجیره تأمین را متوقف نکند.
تنوع مبادی و تقویت تولید داخلی
ایران برای کاهش آسیبپذیری در تأمین سویا باید بهطور همزمان چند مسیر را دنبال کند. افزایش تولید داخلی سویا و دیگر دانههای روغنی در مناطقی که از نظر آب، خاک و هزینه تولید توجیه دارند، یکی از این مسیرهاست. توسعه استفاده از گیاهان و منابع پروتئینی جایگزین در جیره دام و طیور نیز میتواند بخشی از تقاضای کنجاله سویا را کاهش دهد. استفاده بیشتر از کلزا و سایر نهادههای قابل مصرف، باید بر اساس ملاحظات فنی جیره و ظرفیت تولید داخلی دنبال شود.
در حوزه واردات نیز حفظ و گسترش روابط با عرضهکنندگان مختلف از جمله برزیل، آرژانتین، روسیه و دیگر کشورهای دارای قابلیت صادرات ضروری است. ایجاد ذخایر راهبردی دانه و کنجاله سویا و استفاده از قراردادهای بلندمدت با چند تأمینکننده نیز میتواند اثر اختلالهای مقطعی را کاهش دهد.
مشروط کردن دسترسی ایران به داراییهای خود، ایجاد تعهد انحصاری برای خرید کالاهای آمریکایی و وابستگی به عرضهکنندهای نامطمئن، با اصول امنیت غذایی سازگار نیست. تصمیم درباره مبادی وارداتی باید بر پایه قیمت، کیفیت، قابلیت اطمینان و منافع بلندمدت کشور اتخاذ شود، نه بر اساس شروط سیاسی طرفی که خود از تحریم بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند.
انتهای پیام/ کشاورزی

