به گزارش مسیر اقتصاد رویترز در گزارشی با اشاره به جایگاه تازه تنگه هرمز در راهبرد ایران نوشته است کنترل این آبراه اکنون برای تهران به «سلاح طلایی» تبدیل شده؛ اهرمی که از پرونده هستهای نیز فوریتر شده و ایران حاضر نیست بهسادگی از آن عقبنشینی کند. این تغییر نگاه، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر است و باعث شده اختلاف ایران و آمریکا فقط بر سر برنامه هستهای نباشد، بلکه به پرسش مهمتری برسد: چه کسی قواعد عبور از تنگه هرمز را تعیین میکند؟
در توافق موقت پایان جنگ، عبارتی مبهم درباره عبور کشتیها از تنگه هرمز آمده است. متن توافق میگوید ایران برای ۶۰ روز با «بهترین تلاش خود» عبور امن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هزینه فراهم میکند. برداشت ایران از این جمله، پذیرش نقش تهران در مدیریت تنگه است؛ با این تفاوت که در دوره دوماهه عوارضی دریافت نمیشود. آمریکا و کشورهای خلیج فارس این برداشت را نمیپذیرند و میگویند متن توافق فقط ایران را به تسهیل عبور امن کشتیها متعهد کرده است و حق اعمال محدودیت و کنترل مسیر را توجیه نمیکند.
تغییر محاسبه پس از جنگ
ایران سالها تهدید کرده بود که میتواند تنگه هرمز را ببندد، اما در عمل نسبت به استفاده از این ابزار احتیاط داشت. دلیل این احتیاط روشن بود: تنگه هرمز مسیر عبور بخش بزرگی از انرژی جهان است و بستن آن میتوانست ایران را در برابر همسایگان خلیج فارس، مصرفکنندگان جهانی انرژی و قدرتهای غربی قرار دهد. این اقدام همچنین میتوانست به اقتصاد خود ایران نیز آسیب بزند.
جنگ اخیر این محاسبه را تغییر داد. پس از حمله آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه و به شهادت رساندن رهبر ایران و برخی مقامهای ارشد، مقامهای ایرانی به این جمعبندی رسیدند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. در واکنش، تنگه هرمز برای همه ترددها بهجز کشتیهای خود ایران بسته شد و اختلال بزرگی در عرضه جهانی انرژی شکل گرفت.
آمریکا نیز پس از نگرانی اولیه از افزایش قیمت نفت، در ماه آوریل محاصره بندرهای ایران را آغاز کرد. با بالا رفتن هزینههای بحران هرمز و محاصره متقابل، دو طرف در نهایت به توافق موقت رسیدند. نتیجهای که تهران از این تجربه گرفته، روشن است: استفاده ازتنگه هرمز آمریکا را به مجبور به امتیاز دادن در میز مذاکره کرده است؛ پس این اهرم نباید کنار گذاشته شود.
سلاح طلایی تنگه هرمز که تهران نمیخواهد از دست بدهد
در تهران درباره خطر زیادهروی در استفاده از تنگه هرمز بحثهایی وجود داشته، اما در سطح تصمیمگیری کلان، اختلاف جدی بر سر اصل سیاست دیده نمیشود. نگاه غالب این است که هیچ کشوری چنین نقطه فشاری را داوطلبانه کنار نمیگذارد، بهویژه وقتی آن را عامل عقبنشینی طرف مقابل و پایان جنگ میداند.
این نگاه با بیاعتمادی عمیق ایران به آمریکا تقویت شده است. خروج دونالد ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸، بازگشت جنگ پس از آتشبس تابستان گذشته و آغاز جنگ در میانه روند دیپلماتیک، از نگاه تهران نشانههایی است که عقبنشینی در برابر واشنگتن میتواند فقط به مطالبات بیشتر منجر شود. یکی از منابع ایرانی میگوید اگر ایران در موضوع هرمز عقب بنشیند، آمریکا فشار در پرونده هستهای و موشکهای متعارف را افزایش خواهد داد.
به همین دلیل، تنگه هرمز اکنون برای ایران فقط یک مسیر دریایی نیست؛ بخشی از نظم جدیدی است که تهران میخواهد پس از جنگ تثبیت کند. ایران میخواهد توانایی خود در مدیریت این آبراه به رسمیت شناخته شود و همین مسئله، توافق موقت را شکننده کرده است. عبور کشتیها بدون تأیید تهران نیز به تنشهای تازه و تبادل آتش با آمریکا منجر شده و نشان داده اختلاف بر سر معنای توافق همچنان فعال است.
تنگه هرمز بالاتر از پرونده هستهای
پرونده هستهای نزدیک به ۲۵ سال اصلیترین محور اختلاف ایران و آمریکا بوده و تحریمهای گسترده علیه تهران نیز عمدتاً حول همین پرونده شکل گرفته است. با این حال، پس از جنگ اخیر، این پرونده در توافق موقت به گفتوگوهای بعدی موکول شده و کیفیت مدیریت تنگه هرمز در اولویت فوری قرار گرفته است.
منابع ایرانی میگویند تهران حتی حاضر نیست مذاکرات هستهای را آغاز کند مگر اینکه آمریکا ابتدا مدیریت کامل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد. این تغییر اولویت نشان میدهد از نگاه ایران، کنترل تنگه هرمز اکنون تضمینکننده موقعیت کشور در برابر فشارهای بعدی آمریکاست؛ نه فقط ابزاری برای روز بحران.
منبع: رویترز
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

