مسیر اقتصاد/ در اکثر بانکهای توسعهای، تأمین مالی بدهی یا همان اعطای تسهیلات، همانند عمده بانکهای تجاری، ابزار اصلی تأمین مالی توسعه است؛ اما تجربه بانکهای توسعه در جهان نشان میدهد که این بانکها معمولاً به وامدهی محدود نمیمانند. یکی از مهمترین ابزارهای مکمل در این زمینه، تأمین مالی سرمایه است. بررسی تجارب بانکهای توسعهای موفق در جهان حاکی از آن است که استفاده از ابزارهای تأمین مالی سرمایه، ظرفیت اثرگذاری این بانکها را در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی بهطور چشمگیری افزایش میدهد. تفاوت این ابزار با وام آن است که بانک توسعهای بهجای دریافت اقساط ثابت، در مالکیت و منافع بنگاه شریک میشود و بازده خود را از رشد و موفقیت آن دریافت میکند.
چرا تأمین مالی سرمایه برای بانک توسعه اهمیت دارد؟
بسیاری از پروژهها و بنگاههایی که در دایره مأموریت بانکهای توسعهای قرار میگیرند، در مراحل اولیه رشد، توسعه فناوری، ورود به بازار جدید یا اجرای طرحهای بلندمدت فعالیت میکنند. این بنگاهها ممکن است چشمانداز رشد بالایی داشته باشند، اما در سالهای ابتدایی جریان درآمدی باثباتی نداشته باشند. اگر چنین بنگاههایی صرفاً از طریق وام تأمین مالی شوند، بخش مهمی از منابع آنها باید صرف بازپرداخت اقساط شود و همین مسئله میتواند روند رشد یا حتی بقای آنها را با مشکل مواجه کند. در واقع پرهیز از ریسک اهرمی بالا میتواند رشد آنها را با کندی مواجه کند.
در این شرایط، تأمین مالی سرمایه میتواند گزینه مناسبتری باشد. بانک توسعهای با ورود به ساختار سرمایه بنگاه، ریسک پروژهها را با بنگاه شریک میشود و بازده خود را به موفقیت آن گره میزند. این الگو برای بانک تجاری چندان جذاب نیست، زیرا بانک تجاری معمولاً به دنبال بازگشت سریعتر و ریسک کمتر است. اما برای بانک توسعهای که مأموریت آن حمایت از پروژهها و بنگاههای دارای اثر توسعهای است، استفاده از سرمایهگذاری مستقیم میتواند ابزار کارآمدتری نسبت به وامدهی صرف باشد.
ابزارهای مختلف در تأمین مالی سرمایه
بانکهای توسعهای برای تأمین مالی سرمایه از ابزارهای مختلفی استفاده میکنند. نخستین ابزار، سرمایهگذاری خطرپذیر است که بیشتر برای استارتاپها، بنگاههای نوآور و شرکتهای در مراحل اولیه رشد به کار میرود. این بنگاهها ریسک بالایی دارند، اما در صورت موفقیت میتوانند ارزش افزوده قابل توجهی ایجاد کنند.
ابزار دوم، سرمایهگذاری خصوصی است که معمولاً برای بنگاههای در حال رشد استفاده میشود. این بنگاهها از مرحله اولیه عبور کردهاند، اما برای توسعه ظرفیت تولید، ورود به بازارهای جدید، اصلاح ساختار مالی یا بهبود بهرهوری به سرمایه جدید نیاز دارند. از تفاوتهای مهم این ابزار با سرمایه خطرپذیر این است که در سرمایهگذاری خصوصی معمولاً بانک طالب درصد بالاتری از سهام بنگاه میشود تا از اعمال کنترل لازم بر بنگاه اطمینان حاصل کند.
ابزار دیگر نیز سرمایهگذاری در سهام میباشد. معمولاً این ابزار برای شرکتهای بالغی به کار برده میشود که دارای اهمیت راهبردی برای بانک هستند. در این حالت، بانک توسعهای میتواند با خرید بخشی از سهام، به تقویت ساختار سرمایه شرکت و پیشبرد پروژههای مهم ملی یا منطقهای کمک کند.
بانک توسعه سهامدار موقت است نه بنگاهدار دائمی
نکته مهم در تأمین مالی سرمایه آن است که بانک توسعهای معمولاً با هدف مالکیت دائمی وارد بنگاه نمیشود. نقش این بانک بیشتر نقش سهامدار موقت است؛ یعنی در مرحلهای که بنگاه به سرمایه، اعتبار و پشتیبانی مدیریتی نیاز دارد به صورت مستقیم یا از طریق شرکتهای وابسته وارد میشود و پس از رسیدن بنگاه به سطحی قابل قبول از ثبات و توانمندی، سهام خود را واگذار میکند. به این ترتیب، منابع بانک دوباره آزاد شده و میتواند در پروژهها و بنگاههای جدید به کار گرفته شود.
تجربه بانک توسعه اقتصادی و اجتماعی برزیل در این زمینه قابل توجه است. این بانک از طریق بازوی سرمایهگذاری خود، یعنی BNDESPAR، تلاش کرده است بنگاهها را در مراحل مختلف چرخه عمرشان پشتیبانی کند. در مراحل اولیه، حمایت از طریق سرمایهگذاری خطرپذیر انجام میشود. هنگام قرار گرفتن بنگاه در مرحله رشد، ابزار سرمایهگذاری خصوصی میتواند به توسعه ظرفیت تولید و تقویت ساختار مالی بنگاه کمک کند. در مراحل بعدی نیز حمایت از ورود شرکتها به بازار سرمایه و عرضه عمومی سهام، مسیر خروج بانک توسعه از بنگاه و ورود سرمایهگذاران جدید را فراهم میسازد.[۱]
این رویکرد با بنگاهداری دائمی تفاوت اساسی دارد. در بنگاهداری، نهاد مالک معمولاً به دنبال حفظ کنترل و مدیریت بلندمدت شرکت است، اما بانک توسعهای با هدف رفع شکست بازار و تأمین مالی فعالیتهایی وارد میشود که بخش خصوصی به دلیل ریسک بالا یا نبود اطمینان کافی حاضر به سرمایهگذاری در آنها نیست.
بهبود روابط بانک و بنگاه به واسطه تأمین مالی سرمایه
سرمایهگذاری مستقیم بانک در بنگاه علاوه بر تأمین مالی آن میتواند اثراتی در حاکمیت شرکتی آن هم داشته باشد. هنگامی که بانک توسعهای در ترکیب سهامداران اصلی یک بنگاه قرار میگیرد، میتواند ارتباط نزدیکتری با آن برقرار کند و در بهبود تصمیمهای مالی، اصلاح ساختار سرمایه و تقویت حاکمیت شرکتی نقش داشته باشد. همچنین حضور بانک در هیئتمدیره یا نهادهای نظارتی بنگاه میتواند امکان ارائه مشاوره مالی، مدیریتی و فنی را افزایش دهد.
این سطح از ارتباط، به بانک توسعهای شناخت دقیقتری از وضعیت بنگاه، ظرفیتهای رشد، ریسکها و نیازهای مالی آن میدهد. در نتیجه، اگر بانک در مراحل بعدی بخواهد از ابزارهای دیگری مانند وام، ضمانتنامه یا تأمین مالی زنجیرهای استفاده کند، تصمیمهای دقیقتری خواهد گرفت. به بیان دیگر، تأمین مالی سرمایه میتواند کیفیت سایر ابزارهای حمایتی بانک توسعهای را نیز افزایش دهد؛ زیرا رابطه بانک و بنگاه را از یک رابطه صرفاً وامدهنده و وامگیرنده فراتر میبرد. این موضوع در ادبیات تأمین مالی ذیل عنوان وامدهی ارتباطی در مقابل وامدهی معاملاتی، مورد توجه قرار میگیرد.
سهامداری بانک توسعه؛ علامتدهی اعتباری و ارتقاء زنجیره ارزش
حضور بانک توسعه در ساختار سرمایه میتواند اعتبار بنگاه را نزد سایر نهادهای مالی افزایش دهد و جذب سرمایه یا دریافت تسهیلات از بانکهای دیگر را برای آن آسانتر کند؛ زیرا ورود بانک توسعه برای سایر تأمینکنندگان مالی، نوعی علامت مثبت درباره اهمیت، قابلیت رشد و امکان موفقیت بنگاه محسوب میشود.
علاوه بر این اگر بانک توسعه در سود و زیان چند بنگاه مرتبط در یک زنجیره ارزش سهیم باشد، انگیزه بیشتری برای ایجاد هماهنگی میان آنها خواهد داشت. در چنین شرایطی، بانک با شناخت مالی و فنی از اجزای زنجیره، میتواند به همراستاسازی برنامه تولید، تأمین مواد اولیه، فروش، سرمایهگذاری و تأمین مالی میان بنگاهها کمک کند و نقش فعالتری در تکمیل و تقویت زنجیره ارزش ایفا نماید.
استفاده از ابزارهای تأمین مالی سرمایه برای بانک توسعه جمهوری اسلامی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. افزون بر نکاتی که پیشتر مطرح شد، باید به وضعیت نامطلوب تشکیل سرمایه در ایران نیز توجه کرد. همچنین از یک سو، سیاستگذاریها به سمت محدود کردن بانکهای تجاری در سرمایهگذاری مستقیم حرکت کرده است و از سوی دیگر، تمایل بانکها برای پذیرش ریسک نیز بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. بنابراین، در طراحی مدل کسبوکار این بانک باید توجه داشت که انعطافهای قانونی و نظارتی لازم برای بهکارگیری ابزارهای تأمین مالی سرمایه پیشبینی و پیادهسازی شود.
منبع:
[۱] Mazzucato, M. (2015). The entrepreneurial state: Debunking public vs. private sector myths. PublicAffairs.
انتهای پیام/ پول و بانک

