به گزارش مسیر اقتصاد در دوران بنیامین نتانیاهو، سیاست رژیم صهیونیستی در قبال آفریقا از دیپلماسی فرعی به جزء اصلی راهبرد امنیت ملی تبدیل شده است. در ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، اسرائیل رسماً منطقه جداییطلب سومالیلند را به رسمیت شناخت که در کوتاهمدت مزایای دیپلماتیک محدودی دارد، اما پیامدهای راهبردی عمیقی برای نظم جهانی خواهد داشت. این تصمیم به جای حل اختلافات سومالیلند-سومالی و همچنین تنشهای قدرتهای بزرگ، آن را تشدید میکند.
اهداف راهبردی تلآویو از به رسمیت شناختن سومالیلند
به نظر میرسد این تصمیم دو هدف اصلی را دنبال میکند؛ نخست، مقابله با نفوذ ایران و «محور مقاومت» و دوم، یافتن «مسیر فرار» از انزوای بینالمللی اسرائیل است. بُعد سومی نیز احتمالا در این میان دخیل باشد که ایجاد تعادل در برابر نفوذ رو به گسترش ترکیه در سومالی و حمایت از امارات متحده عربی است. خط ساحلی ۸۵۰ کیلومتری سومالیلند در امتداد خلیج عدن مزیت راهبردی به این منطقه میدهد، زیرا روبهروی یمن و در امتداد تنگه باب المندب قرار دارد. این موقعیت به اسرائیل اجازه میدهد تا دادهها را به سرعت جمعآوری کند، نظارت پهپادی انجام و به حملات موشکی یا پهپادی انصارالله پاسخ دهد.
باوجود انکارهای قبلی، مقامات سومالیلند ظاهراً در حال بررسی ساخت بالقوه یک پایگاه نظامی اسرائیل هستند. اما ایجاد پایگاه کاملاً عملیاتی بعید به نظر میرسد، زیرا اسرائیل به طور سنتی پایگاههای نظامی خارجی ندارد و همچنین، حضور نظامی آشکار در نزدیکی یمن و شبکه ایران، خطر بالای رویارویی مستقیم را به همراه خواهد داشت. در مقابل، حضور امنیتی اسرائیل احتمالا به صورت اطلاعاتی و هماهنگی با امارات در تأسیسات بربره خواهد بود. این امر امکان نفوذ راهبردی را بدون افزایش آشکار آسیبپذیری فراهم میکند.
همچنین، به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل، «مسیر فرار» از انزوای بینالمللی پس از ۷ اکتبر را ایجاد میکند. به رسمیت شناختن رسمی یک کشور غیر عضو سازمان ملل به تلآویو اجازه میدهد تا با هزینه دیپلماتیک نسبتاً اندک، ارتباط و ظرفیت خود را به نمایش بگذارد. با این تصمیم، تلآویو توانایی خود را در شکل دادن به دیپلماسی منطقهای از طریق مشارکتهای غیرمتعارف نشان میدهد و به جهان اعلام میکند که حتی در مناطق با اکثریت مسلمان، همچنان یک بازیگر راهبردی است. اسرائیل با متنوعسازی مشارکتها فراتر از اتحادهای متعارف، وابستگی به یک نهاد واحد را کاهش و حتی در محیطهای کمنظارت، انعطافپذیری عملیاتی به دست میآورد.
تلاش برای تضعیف محور ترکیه-سومالی
نفوذ ترکیه در سومالی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از دهه ۲۰۱۰، ترکیه به بزرگترین حامی خارجی سومالی تبدیل شده است. بزرگترین سفارت ترکیه در قاره آفریقا در این کشور بوده، کمکهای مالی و پشتیبانی زیرساختی بزرگی ارائه و در سال ۲۰۱۷ بزرگترین پایگاه نظامی خارجی خود، اردوگاه TURKSOM، را افتتاح کرده است. ترکیه هزاران سرباز سومالیایی، به ویژه نیروهای ویژه علیه «الشباب» را آموزش داده است. در ۲۲ فوریه ۲۰۲۴، پارلمان سومالی چارچوب دفاعی ۱۰ساله را تصویب کرد که ظاهراً برای کمک به ساخت نیروی دریایی سومالی است. بدون تردید و تا سال ۲۰۲۶، ترکیه عملاً به عنوان حامی دستگاه امنیتی مرکزی سومالی تبدیل میشود. احتمالا این نقش با به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل تقویت خواهد شد.
ورود ریاض به پرونده پیچیده سومالی
همچنین در ۹ فوریه ۲۰۲۶، عربستان سعودی توافق نظامی با سومالی برای «ثبات منطقهای و امنیت دریای سرخ» امضا کرد. ظاهراً مذاکراتی نیز در مورد ایجاد یک پایگاه دریایی در شهر بندری «لاسقوری» صورت گرفته است. این امر احتمالا یک همکاری مثلثی را افزایش میدهد، به طوری که سومالی به عنوان مرکز عملیاتی، ترکیه با ارائه ظرفیت و زیرساختهای نظامی پیشرفته و عربستان با ارائه مشروعیت سیاسی منطقهای و حمایت امنیتی عمل خواهد کرد. با توجه به بهبود اخیر در روابط ترکیه و عربستان، چنین همکاری محتمل به نظر میرسد. همچنین، نشان دهنده تمایل ریاض برای حمایت از سومالی باوجود بیثباتی سیاسی و معرفی خود به عنوان شریک موازنهساز است. در مجموع، به نظر میرسد که اتحاد ترکیه-سومالی و پیوند بالقوه ترکیه-عربستان-سومالی، به عنوان یک وزنه تعادل مستقیم در برابر اتحاد امارات-سومالیلند-اسرائیل با محوریت بربره عمل میکند. به گفته اردوغان، «اسرائیل سعی میکند شاخ آفریقا را به هرج و مرج و بیثباتی بکشاند».
رونمایی از شبکه اسرائیل-امارات-اتیوپی-سومالیلند
به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل را باید در چارچوب راهبرد در حال ظهور بین امارات، اسرائیل و اتیوپی نیز ارزیابی کرد. این اتحاد ناشی از درک مشترک از تهدیدات انصارالله، نفوذ ایران و حضور فزاینده ترکیه در منطقه است. انسجام سیاسی این گروه با توافقنامه ابراهیم بین اسرائیل و امارات، و همچنین تلاش اتیوپی برای یافتن شرکای راهبردی جایگزین در اوج تنشها با مصر بر سر سد بزرگ رنسانس اتیوپی (GERD)، تقویت میشود. در این زمینه، به رسمیت شناختن دیپلماتیک سومالیلند توسط اسرائیل، لایه سیاسی را فراهم میکند که سرمایهگذاری امارات متحده عربی و تلاش اتیوپی برای دسترسی دریایی را تکمیل خواهد کرد.
دولت سومالی شدیدا به این شبکه درهم تنیده واکنش نشان داده است. در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶، موگادیشو توافقنامههای بندری شامل بربره، بوساسو و کیسمایو و همچنین همکاریهای امنیتی و دفاعی با امارات را لغو کرد. با این حال، هیچ تحرکی در بندر بربره یا تأسیسات مرتبط با آن گزارش نشده است. ظرفیت سومالی برای اجرای تصمیم خود همچنان محدود است، زیرا مقامات فدرال موگادیشو فاقد اقتدار و کنترل بر بربره هستند. سومالیلند لغو این تصمیم را رد و بر حق حاکمیت خود برای حفظ مشارکتهای بینالمللی تأکید کرد. شرکت دیپی ورلد، مدیریت این بندر، تأیید کرد که عملیات ادامه خواهد یافت. امارات احتمالاً صرف نظر از اعتراضات دولت فدرال، حضور خود را در بربره حفظ و اسرائیل نیز از زیرساختهای موجود برای اهداف غیرنظامی و نظامی، از جمله عملیات اطلاعاتی، استفاده کند.
دلیل نگرانی چین از جدایی سومالیلند
در این میان، چین نیز نگران منافع خود در جیبوتی و شاخ آفریقا است، از همین روی به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل را بیپاسخ نگذاشت. این اقدام، نقش جیبوتی را به عنوان قطب کلیدی منطقهای به چالش میکشد و نگرانی پکن را به دلیل تعامل فزاینده سومالیلند با تایوان افزایش میدهد. دو طرف در سال ۲۰۲۰ دفاتر نمایندگی مشترک تأسیس و همکاریهای خود را گسترش دادهاند. در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵، طرفین توافقنامه همکاری در حوزه گارد ساحلی امضا و مرحله جدیدی از همکاری دریایی را آغاز کرد. چین این تحولات را محکوم و روابط سومالیلند و تایوان را نقض «اصل چین واحد» دانست.
ژئواستراتژی لایه دیگری به نگرانی چین میافزاید. جیبوتی میزبان نخستین پایگاه نظامی خارجی چین است که سنگ بنای معماری امنیت دریایی این کشور و گره کلیدی برای حفاظت از مسیرهای تجاری متصل به ابتکار کمربند و جاده محسوب میشود. به رسمیت شناختن سومالیلند، خطر عادیسازی حضور تایوان در منطقه با سرمایهگذاریهای سنگین چین در بنادر، ارتباطات از راه دور و مشارکتهای امنیتی را به همراه دارد. واکنش چین بیشتر ناشی از محاسبات راهبردی است که بر جلوگیری از دیده شدن تایوان و حفظ نقش جیبوتی به عنوان هاب اصلی منطقهای متمرکز است.
در مجموع، دلیل اصلی به رسمیت شناختن سومالیلند مربوط به نظم آینده کریدور دریای سرخ است. منطقه در حال ورود به مرحلهای است که در آن کشورهای پیرامونی به دنبال ورود به میدان رقابت هستند. آنچه زمانی رقابت مقطعی محسوب میشد، اکنون در حال تبدیل شدن به رقابت ساختاریافته بر سر معماری امنیتی و تسلط دریایی است. این امر، گسست تدریجی به سمت تشدید رقابت ژئوپلیتیکی در شاخ آفریقا است.
منبع: «بنیاد مطالعات استراتژیک مدیترانه» (FMES)
انتهای پیام/ تجارت و دیپلماسی

