مسیر اقتصاد/ بازدارندگی پیش از آنکه به تعداد موشکها و حجم تجهیزات وابسته باشد، به برداشتی بستگی دارد که در ذهن طرف مقابل شکل میگیرد. کشوری ممکن است توان واردکردن خسارت گسترده داشته باشد، اما اگر رقیب باور نکند این توان در زمان لازم به کار گرفته خواهد شد، اثر بازدارنده آن محدود میماند.
توان تحمیل هزینه، اراده معتبر برای استفاده از آن و انتقال روشن خطوط قرمز، سه پایه اصلی بازدارندگی هستند. توان بدون اراده به ظرفیتی ذخیرهشده تبدیل میشود و تهدید بدون هزینه عملی نیز بهتدریج اعتبار خود را از دست میدهد. از همین رو، موفقیت بازدارندگی را باید در رفتار طرف مقابل سنجید، نه در تعداد تسلیحات یا شدت بیانیهها.
بازدارندگی در میانه جنگ
بازدارندگی با آغاز جنگ پایان نمییابد. پس از شروع درگیری نیز هر طرف تلاش میکند دیگری را از برداشتن گام بعدی منصرف کند؛ گامی مانند گسترش جغرافیایی عملیات، ورود به زیرساختهای تازه، افزایش شدت حملات یا استفاده از نیروی زمینی.
در هر مرحله، طرف مهاجم هزینه و فایده اقدام بعدی را ارزیابی میکند. اگر پاسخهای قبلی قابلتحمل بوده و مانعی جدی ایجاد نکرده باشد، احتمال دارد نتیجه بگیرد که میتواند یک پله دیگر جلو برود. در مقابل، اگر هزینه مرحله بعد سنگین، روشن و قابلتکرار دیده شود، احتمال توقف یا بازگشت به مذاکره افزایش مییابد.
بنابراین هدف پاسخ فقط مجازات حمله انجامشده نیست. پاسخ باید احتمال تکرار همان اقدام و حرکت به مرحله بالاتر را کاهش دهد. اگر پس از هر دور حمله، طرف مقابل همچنان به توسعه عملیات ادامه دهد، بازدارندگی هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است.
تهدید نباید ابزار رایگان فشار باشد
تهدید معتبر نظامی بخشی از عملیات فشار است. جابهجایی نیرو، تعیین ضربالاجل، محاصره و معرفی اهداف احتمالی با این هدف انجام میشود که طرف مقابل پیش از شلیک عقبنشینی کند. تهدیدکننده در این حالت میکوشد بدون پرداخت هزینه حمله، امتیاز بگیرد.
البته هر سخن تند یا موضع تبلیغاتی نیازمند پاسخ نظامی نیست. پاسخ به تهدید میتواند سیاسی، اقتصادی، حقوقی یا در سطح نمایش آمادگی باشد. مسئله این است که تهدید معتبر و همراه با مقدمات عملیاتی، کاملاً بدون هزینه نماند.
الگویی که در برابر تهدید اقدامی نکند، پس از عملیشدن آن به تهدید متقابل بسنده کند و پاسخ واقعی را به مرحله بعد موکول سازد، همواره یک پله از طرف مقابل عقب میماند. هزینه باید پیش از تصمیم نهایی مهاجم وارد محاسبات او شود؛ نه پس از آنکه تهدیدش را عملی کرده و هدف خود را زده است.
همین مسئله درباره خویشتنداری نیز صدق میکند. خویشتنداری زمانی مفید است که طرف مقابل آن را انتخاب آگاهانه و قابل بازگشت بداند. اگر محدودیت پاسخ به ترس، ناتوانی یا فقدان اراده نسبت داده شود، اقدامی که برای کنترل تنش انجام شده است، میتواند تشدید بیشتر را تشویق کند.
پاسخ مؤثر با تشدید بیمحابا متفاوت است
بازدارندگی مؤثر به معنای استفاده یکباره از همه ظرفیتها یا تکرار دقیق اقدام دشمن نیست. تناسب پاسخ باید با ارزش راهبردی و هزینه سیاسی سنجیده شود، نه با شباهت ظاهری ابزارها و اهداف.
پاسخ بازدارنده باید چهار ویژگی داشته باشد:
نخست، ارتباط زمانی میان اقدام و هزینه روشن باشد. پاسخ بسیار دیرهنگام ممکن است بر تصمیم جاری طرف مقابل اثر نگذارد.
دوم، طرف مهاجم بداند هزینه ایجادشده نتیجه کدام اقدام اوست و با توقف چه رفتاری میتواند از تکرار آن جلوگیری کند.
سوم، پاسخ تکرارپذیر باشد. عملیاتی که بخش عمده ظرفیت کشور را در یک نوبت مصرف کند، ممکن است خسارت بزرگی وارد کند، اما برای بازداشتن حملات بعدی توان چندانی باقی نمیگذارد.
چهارم، راه توقف تشدید را باز نگه دارد. اگر طرف مقابل تصور کند مستقل از رفتارش با حداکثر مجازات مواجه خواهد شد، انگیزهای برای محدودکردن اقدامات خود نخواهد داشت.
هدف، واردکردن بیشترین خسارت ممکن در یک نوبت نیست؛ هدف این است که ادامه تهدید و حمله از نگاه تصمیمگیران طرف مقابل، پرهزینهتر از توقف آن شود.
تشدید مرحلهای آمریکا
رفتار اخیر واشنگتن از یک الگوی مرحلهای پیروی کرده است. آمریکا ابتدا محاصره بنادر ایران را از سر گرفت، سپس حملات به مواضع ساحلی، سامانههای پدافندی، رادارها و توان موشکی و پهپادی را گسترش داد. در کنار این عملیات، تهدید حمله به نیروگاهها، پلها و دیگر زیرساختها نیز مطرح شده و مقامهای آمریکایی از فراهمشدن گزینههای پیچیدهتر برای مراحل بعدی سخن گفتهاند.
ایران نیز به منافع و تأسیسات مرتبط با آمریکا حمله کرده و توان خود برای ایجاد اختلال در تنگه هرمز را نشان داده است. بااینحال، نتیجه قابل مشاهده تاکنون توقف روند تشدید آمریکا نبوده است. دامنه اهداف، تعداد حملات و سطح تهدیدهای واشنگتن افزایش یافته و بررسی گزینههای بزرگتر همچنان ادامه دارد.
این نتیجه بهتنهایی ثابت نمیکند ایران از ظرفیتهای مناسب خود استفاده نکرده است. اطلاعات مربوط به میزان خسارت، محدودیت ذخایر، پیامهای محرمانه و محاسبات عملیاتی دو طرف در دسترس نیست. ممکن است بخشی از پاسخها نیز آگاهانه محدود شده باشد تا جنگ از کنترل خارج نشود.
با وجود این، بازدارندگی در نهایت باید رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. اگر دولت آمریکا پس از دریافت پاسخها همچنان تصور میکند میتواند قدمبهقدم سطح عملیات را افزایش دهد، هزینهای که در محاسبات واشنگتن شکل گرفته هنوز برای متوقفکردن این روند کافی نبوده است.
حفظ توان برای آینده کافی نیست
نگهداشتن بخشی از ظرفیتها برای مراحل بعدی جنگ منطقی است، اما این ظرفیت زمانی بازدارنده خواهد بود که دشمن هم از وجود آن آگاه باشد و هم باور کند در شرایط مشخص به کار گرفته میشود.
توانی که همواره برای آینده نگه داشته شود و هیچگاه در تغییر رفتار طرف مقابل نقشی ایفا نکند، بهتدریج اعتبار خود را از دست میدهد. مهاجم ممکن است نتیجه بگیرد نگرانی از تشدید یا محدودیتهای سیاسی، مانع استفاده واقعی از این توان خواهد شد.
راهحل، مصرف همه ظرفیتها نیست؛ بخشی از توان باید بهشکلی کنترلشده به کار گرفته شود که هم هزینه واقعی ایجاد کند و هم امکان تکرار و افزایش آن را نشان دهد. منطق بازدارندگی میان دو خطا قرار دارد: انفعال از یک سو و تشدید بیمحابا از سوی دیگر.
تغییر محاسبه، معیار موفقیت
معیار اصلی بازدارندگی تعداد حملات، شدت تهدیدها یا میزان خسارت اعلامشده نیست. معیار این است که آیا طرف مقابل پس از دریافت پیام، رفتار خود را تغییر داده است یا خیر.
در تقابل فعلی، نشانه موفقیت برای ایران میتواند محدودشدن اهداف آمریکا، توقف افزایش حملات، کنارگذاشتن گزینههای گستردهتر یا بازگشت جدی واشنگتن به مذاکره باشد. تا زمانی که آمریکا پلهپله تهدیدها و عملیات خود را افزایش میدهد، نمیتوان از تحقق کامل بازدارندگی سخن گفت.
این جمعبندی توصیه به جنگ گسترده یا استفاده از همه ظرفیتها نیست. معنای آن این است که هزینههای فعلی هنوز از نگاه تصمیمگیران آمریکایی کمتر از منافع احتمالی ادامه فشار ارزیابی میشود.
بازدارندگی مؤثر باید این محاسبه را تغییر دهد: تهدید نباید ابزار رایگان فشار باشد، حمله نباید بدون هزینه متناسب بماند و طرف مقابل نباید اطمینان پیدا کند که میتواند هر بار یک پله جلوتر برود، درحالیکه پاسخ ایران همواره به مرحله بعد موکول میشود.
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

