۳۰ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۷۰۳۸ ۲۹ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: سیدعلی موسوی
۰

یادداشت تفاهم ایران و آمریکا با هدف توقف درگیری و بازگشت کشتیرانی به تنگه هرمز تنظیم شد، اما درباره مهم‌ترین موضوع آن، یعنی حدود نقش ایران در مدیریت عبور کشتی‌ها، تعریف روشنی ارائه نکرد. تهران متن را به‌منزله پذیرش نقش خود در تنظیم تردد هرمز تفسیر کرد و واشنگتن انتظار داشت کشتیرانی بدون نظارت ایران به وضعیت پیش از جنگ بازگردد. ایجاد مسیر جایگزین در امتداد سواحل عمان و واکنش ایران به کشتی‌های استفاده‌کننده از آن، این اختلاف را به ازسرگیری جنگ تبدیل کرد. شتاب دو طرف برای اعلام یک موفقیت دیپلماتیک، تفاهمی ساخت که سازِکار اجرای مشترک و حل اختلاف نداشت و تفسیر متفاوت متن آن به سرعت به شکست آن انجامید.

به گزارش مسیر اقتصاد یادداشت تفاهم ایران و آمریکا قرار بود درگیری نظامی را متوقف کند، محاصره دریایی ایران را پایان دهد و مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را باز کند. بااین‌حال، مهم‌ترین بند این سند به‌گونه‌ای تنظیم شد که هر طرف توانست نتیجه‌ای کاملاً متفاوت از آن بگیرد. فارن پالیسی شکست توافق ایران و آمریکا را حاصل بی‌توجهی به جزئیاتی می‌داند که در توافق‌های سیاسی و اقتصادی تعیین‌کننده‌اند.

یک بند با دو تفسیر متفاوت

ایران در متن تفاهم پذیرفته بود برای عبور ایمن و بدون هزینه کشتی‌های تجاری طی ۶۰ روز اقدام کند و تردد را به‌تدریج به سطح پیش از جنگ بازگرداند. در همان بند، از گفت‌وگوی ایران و عمان درباره اداره آینده تنگه و خدمات دریایی با توجه به حقوق کشورهای ساحلی سخن گفته شده بود.

این ترکیب مشخص نمی‌کرد که بازگشت کشتیرانی باید تحت چه سازِکاری انجام شود، مسیرهای مجاز را چه نهادی تعیین می‌کند و نقش ایران پس از پایان دوره ۶۰ روزه چه خواهد بود. همچنین معلوم نبود آیا آمریکا می‌تواند مسیری بیرون از سازِکار مورد نظر ایران ایجاد کند یا همه کشتی‌ها باید از ترتیبات مورد توافق تهران و مسقط پیروی کنند.

ایران این بند را پذیرش نقش خود در مدیریت تردد و مذاکره درباره نظم آینده هرمز می‌دانست. در مقابل، آمریکا آن را تعهد ایران به بازگرداندن آزادی کشتیرانی بدون دریافت هزینه یا اعمال کنترل سیاسی تفسیر کرد. هر دو طرف می‌توانستند برای دفاع از برداشت خود به بخشی از همان متن استناد کنند.

مسیر عمان اختلاف را آشکار کرد

واشنگتن برای کاهش وابستگی کشتی‌ها به سازِکار ایران، مسیری در نزدیکی سواحل عمان ایجاد کرد. آمریکا این اقدام را اجرای اصل آزادی کشتیرانی می‌دانست؛ اما از دید تهران، مسیر جدید تلاشی برای دورزدن نقشی بود که متن تفاهم برای ایران در نظر گرفته بود.

حمله یا ایجاد اخلال برای کشتی‌های استفاده‌کننده از این مسیر، از نظر آمریکا نقض تفاهم و دلیل ازسرگیری عملیات نظامی بود. رفتار ایران را نمی‌توان بدون توجه به متن مبهم سند، اقدامی کاملاً بی‌ارتباط با توافق دانست؛ زیرا برداشت تهران از بند هرمز، دست‌کم از نظر متنی قابل استدلال بود؛ سندی که باید رفتار دو طرف را محدود می‌کرد، مرز تعهدات را روشن نکرده بود.

در نتیجه، موضوعی که می‌توانست در مرحله تدوین تفاهم حل شود، به مسئله‌ای نظامی تبدیل شد. ایران اقدام آمریکا را نقض نظم مورد توافق دانست و واشنگتن نیز واکنش ایران را نقض آزادی کشتیرانی تلقی کرد.

تفاهم بدون سازِکار حل اختلاف

مشکل سند به ابهام یک عبارت محدود نبود. تفاهم، سازِکار مشخصی برای تفسیر مشترک، نظارت بر اجرا و حل اختلاف‌های احتمالی پیش‌بینی نکرده بود. کمیسیون مشترکی وجود نداشت که درباره مسیر کشتی‌ها تصمیم بگیرد، نقشه مورد توافقی برای آبراه اعلام نشد و روندی برای رسیدگی به ادعای نقض تعهدات تعریف نشده بود.

در شرایطی که اعتماد میان دو طرف بسیار پایین است، چنین خلأهایی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هر اقدام مبهم می‌تواند به‌عنوان نقض عمدی تفاهم تعبیر شود و طرف مقابل را به واکنش متقابل سوق دهد. نبود مرحله‌ای میان «اختلاف در تفسیر» و «بازگشت به جنگ» موجب شد یک مناقشه حقوقی و اجرایی مستقیماً به ازسرگیری حملات منجر شود.

توافق‌های پایدار معمولاً علاوه بر اصول سیاسی، شامل تعریف دقیق تعهدات، ترتیب زمانی اجرا، نهاد ناظر، روش راستی‌آزمایی و سازِکار حل اختلاف‌اند. یادداشت تفاهم ایران و آمریکا وعده‌های سیاسی گسترده‌ای داشت، اما ابزار لازم برای تبدیل آن‌ها به رفتار هماهنگ را فراهم نکرده بود.

شتاب برای اعلام موفقیت دیپلماتیک عامل شکست توافق ایران و آمریکا

فارن پالیسی ریشه این ضعف را در شیوه دیپلماسی دولت ترامپ می‌بیند. کاخ سفید برای اعلام سریع پایان جنگ و ارائه یک دستاورد سیاسی، از پرداختن به اختلاف‌های فنی و حقوقی عبور کرد. نتیجه، متنی بود که در روزهای نخست امکان اعلام آتش‌بس را فراهم ساخت، اما هنگام اجرا توان مهار اختلاف‌ها را نداشت.

پیامد این ناکامی به روابط سیاسی ایران و آمریکا محدود نماند. بازگشت محاصره، کاهش دوباره عبور کشتی‌ها و افزایش نااطمینانی در بازار انرژی، هزینه مستقیم ابهام موجود در متن تفاهم بود. در آبراهی که بخش مهمی از تجارت جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند، تعریف‌نشدن چند موضوع اجرایی می‌تواند بر قیمت انرژی، بیمه کشتی‌ها و زنجیره‌های تأمین کشورهای مختلف اثر بگذارد.

تجربه تفاهم نشان داد اعلام یک توافق با حل مسئله تفاوت دارد. سندی که مشخص نکند چه کسی، در کدام مسیر و تحت چه قواعدی اختیار دارد، اختلاف را پایان نمی‌دهد و تنها زمان بروز دوباره آن را عقب می‌اندازد. در این مورد، بی‌دقتی در نگارش نه‌تنها تفاهم را بی‌اثر کرد، بلکه هر طرف را متقاعد ساخت که طرف مقابل از ابتدا قصد اجرای توافق را نداشته است.

منبع: فارین پالسی

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.