۰۴ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۹۳۷۷ ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰ دسته: دولت و حکمرانی کارشناس: میرهادی رهگشای
۰

روایت ایران در نیویورک دو خطای راهبردی داشت: برجسته کردن مشکلات و فشارهای ایران به شکلی که «تصویر ضعف» ساخت و تکرار آمادگی برای مذاکره با طرفی که همچنان محاصره، تهدید و آرایش جنگی خود را حفظ کرده است؛ رویکردی که می‌تواند به «التماس مذاکره» تعبیر شود. چنین پیامی این برداشت را در واشنگتن تقویت می‌کند که فشار مؤثر بوده و باید ادامه پیدا کند. ایران باید ضمن تاکید بر هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ برای طرف مقابل و حفظ اهرم‌های خود، تصریح می‌کرد مذاکره تنها زمانی معنا دارد که آمریکا ابتدا با اقدام عملی نشان دهد سیاست جنگ و اجبار را کنار گذاشته است. مذاکره نباید پاداش فشار بر ایران باشد.

مسیر اقتصاد/ آنچه از مجموع سخنرانی و مصاحبه‌های رئیس‌جمهور ایران در نیویورک به مخاطب خارجی منتقل شد، دو ضعف آشکار داشت: تصویر ضعف و التماس مذاکره.

ایران از مشکلات دشوار و کم‌سابقه خود گفت، بر نخواستن جنگ تأکید کرد، قدرت گسترده آمریکا را به رسمیت شناخت و همزمان بارها اعلام کرد همچنان آماده مذاکره و توافق است. کنار هم قرار گرفتن این گزاره‌ها می‌تواند یک پیام ساده برای واشنگتن داشته باشد: ایران زیر فشار است، ادامه جنگ را نمی‌خواهد و اگر فشار بیشتر شود، باز هم راه مذاکره را باز خواهد گذاشت. این تصویر انگیزه ادامه فشار را افزایش می‌دهد. اگر آمریکا تصور کند محاصره، تهدید و جنگ ایران را مشتاق‌تر به مذاکره کرده است، دلیلی برای کنار گذاشتن این ابزارها نخواهد داشت.

خطای اول؛ نمایش ضعف به جای برجسته کردن هزینه طرف مقابل

واقعیت تقابل فقط مشکلات ایران نیست. آمریکا نیز هزینه اقتصادی و سیاسی پرداخته است. قیمت بالای انرژی و گازوئیل، فشار هزینه زندگی و نگرانی‌های انتخاباتی به نقاط ضعف دولت آمریکا تبدیل شده‌اند. در نظرسنجی Reuters/Ipsos محبوبیت دونالد ترامپ به ۳۲ درصد رسیده و تنها ۱۷ درصد پاسخ‌دهندگان از عملکرد او در زمینه هزینه زندگی رضایت داشته‌اند. برخی نامزدهای جمهوری‌خواه نیز خواهان پایان سریع‌تر جنگ شده‌اند.

در تنگه هرمز نیز ایران نشان داده است که ابزار واقعی برای افزایش هزینه طرف مقابل دارد. این تنگه اکنون به یکی از محورهای اصلی چانه‌زنی میان ایران و آمریکا تبدیل شده و گزارش‌ها از مذاکره درباره پیوند میان بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره ایران حکایت دارد.

این واقعیت با تصویری که ایران فقط در حال تحمل فشار و انتظار برای تصمیم آمریکا است، فاصله زیادی دارد.

اگر منافع ایران تحت فشار قرار گرفته است، طرف مقابل نیز نباید انتظار داشته باشد منافع اقتصادی و راهبردی خود را بدون هزینه حفظ کند. اهمیت اهرم زمانی آشکار می‌شود که ادامه فشار برای فشاردهنده نیز هر روز پرهزینه‌تر شود.

خطای دوم؛ مذاکره نباید پاداش جنگ و محاصره باشد

خطای دوم، اعلام مکرر آمادگی برای مذاکره با طرفی است که از نگاه ایران توافق‌های قبلی را نقض کرده، جنگ را آغاز کرده و هنوز محاصره و تهدید نظامی را حفظ کرده است.

مذاکره زمانی ارزش دارد که طرف مقابل به تعهداتش پایبند بماند. اگر تجربه گذشته این اعتماد را از بین برده است، تکرار آمادگی برای توافق بدون تغییر رفتار طرف مقابل می‌تواند این برداشت را ایجاد کند که فشار نظامی و اقتصادی راه مؤثری برای کشاندن ایران به میز مذاکره است.

در چنین شرایطی، بازسازی اعتماد باید با اقدام آغاز شود، نه وعده. پایان محاصره، کنار گذاشتن تهدیدهای جنگی، کاهش بخشی از آرایش نظامی آمریکا در منطقه به سطحی که امکان آغاز سریع جنگی مشابه از بین برود و تعیین سازکاری برای رسیدگی به خسارت‌های جنگ می‌تواند نشانه‌ای از تغییر واقعی سیاست باشد.

طرفی که از نگاه ایران توافق را نقض کرده و همچنان ابزارهای فشار را حفظ کرده است، ابتدا باید با اقدام عملی نشان دهد که سیاست جنگ و اجبار را کنار گذاشته است. تنها پس از آن است که مذاکره دوباره می‌تواند معنا پیدا کند.

حقانیت با استیفای حق یکی نیست

ایران بارها در سازمان ملل و دیگر مجامع بین‌المللی تلاش کرده ثابت کند آغازگر جنگ نبوده، تحریم‌ها ناعادلانه‌اند و در پرونده هسته‌ای استانداردهای دوگانه وجود دارد. این تلاش‌ها می‌تواند برای مشروعیت بین‌المللی ایران مفید باشد، اما اثبات حقانیت با گرفتن حق یکی نیست.

روابط بین‌الملل فقط عرصه داوری اخلاقی نیست. کشورها زمانی ناچار به تغییر محاسبات خود می‌شوند که ادامه یک سیاست برایشان هزینه‌ای بیش از منافع آن ایجاد کند.

تنگه هرمز در ماه‌های اخیر نمونه روشنی از همین واقعیت بوده است. اهمیت جغرافیایی این تنگه دهه‌ها شناخته شده بود، اما زمانی که اختلال در آن بر نفت، فرآورده، تجارت و اقتصاد کشورهای مختلف اثر گذاشت، این ظرفیت جغرافیایی به یک ابزار واقعی چانه‌زنی تبدیل شد.

حقانیت لازم است، اما بدون قدرت و اهرم الزام چندانی برای طرف مقابل ایجاد نمی‌کند.

ایران نباید محتاج پایان جنگ دیده شود

پیام مؤثر این نیست که ایران از جنگ استقبال می‌کند یا جنگ برای کشور هزینه‌ای ندارد. چنین ادعایی نه لازم است و نه باورپذیر. پیام مؤثر این است که ایران برای پایان جنگ محتاج تصمیم آمریکا نیست و ادامه فشار، هزینه طرف مقابل را نیز افزایش خواهد داد.

ایران هزینه می‌دهد؛ آمریکا نیز هزینه می‌دهد. ایران تحت فشار اقتصادی قرار دارد؛ طرف مقابل نیز با فشار انرژی، تورم و هزینه سیاسی مواجه است. ایران از گزینه‌های آمریکا آسیب می‌بیند؛ آمریکا نیز نمی‌تواند انتظار داشته باشد گزینه‌های ایران بلااستفاده باقی بماند.

بنابراین روایت ایران از این تقابل می‌تواند بسیار روشن‌تر باشد: شما نتوانسته‌اید ایران را تسلیم کنید، خودتان نیز زیر فشار هستید و تا زمانی که قواعد جنگ، محاصره و تهدید را کنار نگذارید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید ایران اهرم‌هایش را کنار بگذارد.

تا زمانی که آمریکا با اقدام عملی نشان نداده سیاست جنگ و اجبار را کنار گذاشته است، ایران دلیلی برای واگذاری یک‌طرفه اهرم‌های خود ندارد. حق گرفتنی است، نه التماس‌کردنی؛ و مذاکره زمانی ارزش دارد که طرف مقابل برای رسیدن به آن ناچار به تغییر رفتار شده باشد.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.