مسیر اقتصاد/ نشست ۲۲ سپتامبر دونالد ترامپ با رهبران و نمایندگان کشورهای منطقه در نیویورک یکی از روشنترین نشانههای این رویکرد بود. تام باراک، نماینده آمریکا، پس از این جلسه گفت میان حاضران درباره نیاز به یافتن مسیری برای کاهش تنش «اجماع» وجود داشته است. هدف اولیه نیز ایجاد یک وقفه در درگیریها و باز کردن مسیر یک فرآیند سیاسی گستردهتر عنوان شد.
این موضع به معنای یکسان بودن نگاه همه کشورهای عربی نیست. تجربه جنگ، موقعیت جغرافیایی و میزان آسیبپذیری اقتصادی باعث شده هر کشور اولویت متفاوتی داشته باشد.
قطر؛ از میانجیگری تا چارچوب امنیتی منطقهای
قطر روشنترین مدافع حرکت از تقابل نظامی به یک سازکار سیاسی گستردهتر است. نخستوزیر قطر در روزهای اخیر از ایجاد یک چارچوب امنیتی جمعی منطقهای با حضور ایران سخن گفته است؛ چارچوبی که قرار است امنیت کشورهای عربی را فقط به بازدارندگی نظامی آمریکا وابسته نکند.
دوحه همزمان یکی از اصلیترین کانالهای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن بوده و در مذاکرات جاری نیویورک نیز نقش میانجی دارد. این رویکرد با موقعیت اقتصادی قطر نیز سازگار است؛ صادرات LNG این کشور تقریباً بهطور کامل به امنیت تنگه هرمز وابسته است و طولانی شدن جنگ مستقیماً تولید، صادرات و پروژههای توسعهای قطر را تهدید میکند.
بنابراین هدف قطر بیش از آنکه تضعیف بیشتر ایران از طریق ادامه جنگ باشد، رسیدن به ترتیبی است که احتمال حمله و اختلال در تنگه هرمز را کاهش دهد.
عمان؛ روشنترین طرفدار پایان تقابل
موضع عمان حتی شفافتر است. مسقط در ماههای اخیر به شکل مستمر بر کاهش تنش، مذاکره و راهحل سیاسی تأکید کرده و در ۲۳ سپتامبر نیز پس از نشست نیویورک بار دیگر گفت گفتوگو و دیپلماسی باید مبنای حل بحران باشد.
عمان همچنین پیشتر با ایران درباره ایجاد کریدور موقت کشتیرانی در تنگه هرمز و حرکت به سمت ترتیبات دائمی برای مدیریت ایمن عبور کشتیها مذاکره کرده بود.
در میان کشورهای عربی خلیج فارس، عمان کمترین نشانه را از تمایل به تشدید فشار نظامی نشان میدهد و عملاً ادامه جنگ را تهدیدی برای نقش اقتصادی و سیاسی خود میبیند.
امارات؛ گفتوگو همراه با تضمین امنیتی
امارات در مقایسه با قطر و عمان موضع محتاطانهتر و امنیتیتری دارد. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، هفته گذشته گفت شرایط فعلی به دو مسیر همزمان نیاز دارد: مدیریت تقابل موجود و در عین حال ایجاد تفاهمهای جدید با ایران.
او صریحاً تأکید کرد که «ارتباط و گفتوگو ضروری است»، اما بازسازی اعتماد را به توقف حملات و دریافت تضمینهایی درباره عدم تعرض و احترام به حاکمیت کشورها مرتبط دانست.
بنابراین امارات به دنبال بازگشت ساده به روابط پیش از جنگ نیست. تجربه حملات به خاک و کشتیهای این کشور باعث شده ابوظبی همزمان با حمایت از کاهش تنش، مسیرهای صادرات انرژی و تجارت خود را نیز متنوع کند تا آسیبپذیری در برابر تنگه هرمز کاهش یابد.
عربستان؛ آرامسازی بدون کنار گذاشتن بازدارندگی
شرایط عربستان پیچیدهتر شده است. حملات اخیر حوثیها به ریاض و زیرساختهای انرژی فشار امنیتی مستقیم بر این کشور را افزایش داده و ریاض بر حق دفاع از خود تأکید کرده است. با این حال بیانیه مشترک عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان در نیویورک همزمان تأکید کرده که گفتوگو و دیپلماسی تنها مسیر پایدار برای حل بحرانهای منطقهای است.
محمد بن سلمان نیز در گفتوگوی ۲۲ سپتامبر با ولادیمیر پوتین بر توقف سریع درگیریها، راهحل سیاسی و تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز و بابالمندب تأکید کرد.
فایننشال تایمز نیز گزارش کرده عربستان در ماههای اخیر ایده یک توافق منطقهای عدم تعرض با مشارکت ایران را بررسی کرده است. بنابراین حتی افزایش حملات یمن تا اینجا ریاض را به سمت مطالبه جنگ گستردهتر با ایران نبرده است؛ عربستان بیشتر به دنبال ترکیبی از بازدارندگی، امنیت مسیرهای انرژی و مهار تقابل است.
بحرین؛ سختترین موضع در میان شش کشور
بحرین استثنای مهم این تصویر است. منامه در ۱۲ سپتامبر اعلام کرد تا زمانی که روابط دیپلماتیک با ایران از سر گرفته نشود، در نشست جمعی با حضور ایران شرکت نخواهد کرد. این کشور حملات به زیرساختهای خود را دلیل این موضع دانسته است.
اما حتی بحرین هم اصل گفتوگو را کنار نگذاشته و وزارت خارجه این کشور تأکید کرده که همچنان گفتوگو را راه حل اختلافات میداند. تفاوت بحرین در این است که ابتدا خواهان تضمین امنیتی و عادیسازی رسمی روابط است و سپس مذاکره منطقهای را میپذیرد.
بنابراین نمیتوان بحرین را در کنار قطر یا عمان قرار داد، اما از مواضع فعلی آن نیز نمیتوان نتیجه گرفت که خواهان ادامه یا گسترش جنگ است.
کویت؛ کاهش تنش همراه با نگرانی امنیتی
کویت نیز در جریان جنگ مستقیماً هدف حملات قرار گرفته و مواضع تندی علیه این حملات داشته است. با این حال خط ثابت سیاست اعلامی کویت، مطالبه توقف حملات، آزادی کشتیرانی و بازگشت به گفتوگو بوده است.
وزارت خارجه کویت در مواضع رسمی خود بر حل اختلافات از راههای مسالمتآمیز، عدم استفاده از زور و رسیدن به ترتیبات پایدار منطقهای تأکید کرده است.
در روزهای اخیر ابتکار مستقل تازهای از کویت مشابه قطر یا عمان منتشر نشده است؛ بنابراین درباره جزئیات سیاست کنونی آن باید محتاط بود. با این حال حضور کویت در رایزنیهای شورای همکاری و جهت کلی مواضع رسمی آن، این کشور را نیز در اردوگاه کاهش تنش قرار میدهد.
کشورهای عربی خواهان پیروزی یک طرف نیستند
مخرج مشترک این مواضع این نیست که کشورهای عربی خلیج فارس به ایران اعتماد پیدا کردهاند یا اختلافات امنیتی آنها از بین رفته است. تقریباً همه آنها همزمان بر توقف حملات، تضمین آزادی کشتیرانی و ایجاد امنیت بیشتر در برابر ایران تأکید دارند.
اما تجربه چند ماه جنگ یک واقعیت دیگر را نیز برای این کشورها روشن کرده است: تشدید تقابل آمریکا و ایران الزاماً امنیت بیشتری برای آنها ایجاد نمیکند. حمله به تأسیسات انرژی، اختلال تنگه هرمز، افزایش هزینه تجارت و حملونقل و گسترش درگیری به یمن باعث شده هزینه جنگ مستقیماً به اقتصاد و امنیت کشورهای عربی منتقل شود.
به همین دلیل، جهت غالب سیاست آنها در مقطع فعلی نه تشویق آمریکا به حمله بزرگتر، بلکه تلاش برای تبدیل فشار موجود به یک توافق سیاسی و امنیتی است. اختلاف اصلی میان این کشورها بر سر میزان اعتماد به ایران و شروط لازم برای چنین توافقی است؛ نه بر سر مطلوب بودن ادامه جنگ.
منابع:
فایننشال تایمز؛ تغییر رویکرد کشورهای خلیج فارس در قبال ایران
نشنال؛ نشست ترامپ و کشورهای منطقه و اجماع بر کاهش تنش
دفتر رسانهای امارات؛ موضع انور قرقاش درباره روابط آینده با ایران
وزارت خارجه عمان؛ موضع مسقط در نشست نیویورک
رویترز؛ موضع عربستان درباره پایان درگیری و امنیت تنگه هرمز
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

