مسیر اقتصاد/ تنوع زیستی کشاورزی یکی از پایههای امنیت غذایی و پایداری بومنظامهای زراعی است، اما امروزه تنها بخش کوچکی از گونههای خوراکی بهطور گسترده کشت و مصرف میشوند و بسیاری از گیاهان بومی و محلی به دست فراموشی سپرده شدهاند.
تخمین زده میشود در سطح جهان حدود ۷۵ هزار گونه گیاهی خوراکی وجود داشته باشد، اما تنها ۳۰ گونه زراعی حدود ۹۵ درصد انرژی غذایی جهان را تأمین میکنند. این آمار نشان میدهد بخش بزرگی از تنوع غذایی بشر نادیده گرفته شده است. گیاهانی که امروزه با عنوان محصولات کمبهرهبرداریشده، محصولات فرعی و محصولات فراموششده شناخته میشوند، در گذشته نقش قابلتوجهی در سبد غذایی مردم داشتهاند.
چرا گیاهان بومی به حاشیه رفتند؟
افزایش وابستگی به محصولات زراعی عمده باعث کوچکشدن سبد غذایی جوامع شده و این موضوع ریشه در سادهسازی کشاورزی دارد؛ جایی که برخی گیاهان به دلیل مزیت نسبی در مناطق بیشتری کشت میشوند و در مقابل، گونههای زراعی بومی و رایج گذشته بهتدریج کنار گذاشته میشوند.
کشاورزی صنعتی و نظامهای مدرن غذایی نیز روند حذف گیاهان کمبهرهبرداریشده و فراموششده را تشدید کردهاند. در قرن گذشته، بخش بزرگی از تحقیقات کشاورزی جهان بر چند محصول خاص مانند گندم، برنج، ذرت، سویا و سیبزمینی متمرکز بوده است. پیشرفت در اصلاح ژنتیکی، کودهای شیمیایی، سموم کشاورزی و ماشینآلات موجب شد بسیاری از گیاهان بومی و محلی که قرنها غذای مردم را تأمین میکردند، توان رقابت با محصولات عمده را از دست بدهند.
عادات غذایی نیز در این روند تأثیرگذار بوده است؛ تغییر الگوی مصرف در جوامع مختلف دشوار است و همین مسئله جایگاه محصولات مسلط در رژیم غذایی را تقویت میکند. نتیجه این روند، کاهش تدریجی جایگاه بسیاری از گیاهان بومی در الگوهای کشت و در نهایت کاهش تنوع زیستی کشاورزی بوده است.
بررسیها نشان میدهد انتشار مقالات درباره گیاهان فراموششده و کمبهرهبرداریشده از سال ۲۰۱۸ به بعد روندی افزایشی داشته است؛ موضوعی که با افزایش توجه به امنیت غذایی در شرایط تغییرات اقلیمی و ارزش تغذیهای این گیاهان مرتبط است.
ظرفیتهای اقتصادی و اقلیمی گیاهان فراموششده
عنوان گیاهان فراموششده یا کمبهرهبرداریشده طیف گستردهای از گیاهان وحشی، نیمهاهلی و اهلیشده را در بر میگیرد؛ از غلات، سبزیجات و حبوبات تا محصولات صنعتی، علوفهای، ریشهها، غدهها، میوهها و ادویهها.
ویژگی مهم بسیاری از این گیاهان، سازگاری با شرایط اقلیمی و بومی محل کشت است. این محصولات در مواردی مقاومت بیشتری در برابر تنشهای محیطی دارند و در گذشته نیز نقش مهمی در معیشت و اقتصاد جوامع محلی ایفا کردهاند.
کشاورزی خردهمالکی، بهویژه در مناطق کمدرآمد، همچنان نقش مهمی در تأمین غذا و معیشت روستاییان دارد. برای بسیاری از این کشاورزان، گیاهان فراموششده و کمبهره میتوانند بخشی از سبد معیشت و راهی برای تنوعبخشی به درآمد باشند. شواهد نشان میدهد بسیاری از این گیاهان به دلیل ارزش غذایی، دارویی و صنعتی، امکان کشت کمهزینه در اراضی حاشیهای و سازگاری با تغییرات اقلیمی، ظرفیت کمک به تنوع رژیم غذایی، امنیت غذایی و معیشت خانوارها را دارند.
چرا برخی محصولات در ایران کنار گذاشته شدند؟
بررسی تجربه ایران نشان میدهد کناررفتن این محصولات تنها یک علت نداشته و مجموعهای از عوامل اقتصادی، فنی و سیاستی در آن نقش داشته است.
ارزن با وجود سابقه طولانی کشت در ایران و جهان، با ورود گیاهان دانهای پرمحصول مانند ذرت و به دلیل عملکرد پایینتر، بهتدریج اهمیت خود را از دست داد.
در مورد اسپرس، سیاستهای دولت در جهت خودکفایی گندم و توسعه کشت دیم در زمینهایی که پیشتر زیر کشت این محصول بود، موجب کاهش سطح کشت شد.
برای کنف، نبود صنایع گونیبافی بازار مصرف را محدود کرد و در مورد کتان، نبود ادوات مکانیزاسیون مناسب برای کاشت و برداشت مانع توسعه کشت شد.
کنجد نیز با وجود سابقه دیرینه کشت، به دلیل سنتیبودن روشهای تولید، حساسیت به بیماریها، برداشت غیرمکانیزه، قرار نداشتن در چرخه برخی حمایتها و تسهیلات دولتی و نبود نرخ خرید تضمینی، به حاشیه رانده شد.
کرچک به دلیل ضعف رقابت با علفهای هرز در برخی مناطق گرمسیری و حساسیت به آفات و بیماریها نتوانست جایگاه خود را حفظ کند. روناس و وسمه نیز با توسعه رنگهای شیمیایی مصنوعی بخش مهمی از بازار سنتی خود را از دست دادند. همچنین توسعه کشت سایر گیاهان روغنی و علوفهای، از جمله کلزا و یونجه، به کاهش جایگاه محصولاتی مانند منداب انجامید.
این تجربهها نشان میدهد حذف گیاهان بومی تنها نتیجه تغییرات اقلیمی یا تحول ذائقه مصرفکنندگان نبوده و سیاستهای حمایتی، دسترسی به فناوری، مکانیزاسیون، صنایع فرآوری و وجود بازار نیز در سرنوشت این محصولات نقش مهمی داشتهاند.
احیای هدفمند گیاهان بومی
توجه بیش از اندازه به چند محصول راهبردی مانند گندم، کلزا و ذرت، در کنار نبود حمایتهای اقتصادی، زیرساختی و پژوهشی کافی، موجب شده است بخشی از گونههای ارزشمند بومی بهتدریج از چرخه تولید و مصرف خارج شوند. حذف این گونهها علاوه بر کاهش تنوع زیستی کشاورزی، به از بین رفتن بخشی از دانش بومی و فرهنگ مرتبط با تولید آنها نیز منجر میشود.
از سوی دیگر، گذار از کشاورزی معیشتی به کشاورزی مدرن و مکانیزه، انگیزه تولیدکنندگان را بیش از گذشته به سمت سودآوری سوق داده است. در چنین شرایطی محصولاتی مانند گندم و ذرت که از پشتیبانی فنی، اصلاحی و مکانیزاسیون بیشتری برخوردارند، توان رقابت بیشتری نسبت به بسیاری از محصولات بومی پیدا کردهاند.
با توجه به سابقه طولانی برخی از این گیاهان در تأمین غذا، دارو و مواد اولیه در ایران و سازگاری آنها با اقلیمهای مختلف کشور، بازنگری در الگوی کشت و بهرهگیری از دانش بومی میتواند یکی از مسیرهای افزایش تنوع تولید و سازگاری کشاورزی با تغییرات اقلیمی باشد.
برای دستیابی به این هدف، تحقیقات منسجم درباره ویژگیهای زراعی و اقتصادی این محصولات، توسعه فناوریهای مرتبط، تأمین صنایع فرآوری و مکانیزاسیون و شناسایی بازار مصرف ضروری است. احیای گیاهان فراموششده نیز باید متناسب با ظرفیت هر منطقه و امکان شکلگیری یک زنجیره اقتصادی پایدار انجام شود تا این محصولات بار دیگر بتوانند در تولید و معیشت کشاورزان نقشآفرینی کنند.
انتهای پیام/ کشاورزی

