۲۵ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۶۸۱۱ ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰ دسته: انرژی کارشناس: حسین هدایتی
۰

بر اساس گزارش فایننشال تایمز، معامله‌گران نفت به ثبات و اعتبار پیام‌های دونالد ترامپ اطمینان ندارند، اما نمی‌توانند سخنان رئیس‌جمهور آمریکا را نادیده بگیرند؛ زیرا هر تهدید یا ادعای او ممکن است به تصمیمی اجرایی درباره جنگ، مذاکره یا تنگه هرمز تبدیل شود. این تناقض باعث شده بازار ابتدا به پیام‌های ترامپ واکنش نشان دهد و سپس اعتبار آن‌ها را ارزیابی کند. نوسان نفت و گاز در هفته‌های نخست جنگ حدود ۳۰۰ درصد افزایش یافت و قیمت‌ها بارها پیش از ایجاد تغییری واقعی در جریان عرضه جابه‌جا شد. بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری و اطلاع‌رسانی کاخ سفید اکنون در کنار وضعیت تردد کشتی‌ها، ذخایر و تولید، به یکی از عوامل اصلی نااطمینانی در بازار انرژی تبدیل شده است.

به گزارش مسیر اقتصاد بازار جهانی نفت در جریان جنگ ایران و آمریکا با وضعیتی غیرعادی روبه‌رو شده است. فعالان بازار به پیام‌های دونالد ترامپ اعتماد کامل ندارند، اما به‌دلیل اختیارات گسترده رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌توانند احتمال اجرای آن‌ها را نیز نادیده بگیرند.

ترامپ ممکن است از نزدیک‌بودن توافق سخن بگوید، چند ساعت بعد حملات بیشتری را تهدید کند و روز بعد ارزیابی متفاوتی از وضعیت جنگ ارائه دهد. بازار در برابر چنین پیام‌هایی فرصت انتظار برای روشن‌شدن تصمیم نهایی دولت آمریکا را ندارد. قیمت‌ها بلافاصله تغییر می‌کند و ارزیابی صحت خبر به مرحله بعد موکول می‌شود.

نتیجه آن است که سخنان متغیر رئیس‌جمهور آمریکا، حتی زمانی که با تحولات واقعی عرضه و تقاضا همراه نیست، می‌تواند میلیاردها دلار ارزش قراردادهای انرژی را جابه‌جا کند.

نوسان ۳۰۰ درصدی نفت و گاز

قیمت نفت پس از تلاش ایران برای متوقف‌کردن تردد از تنگه هرمز در اوایل ماه مارس به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید. حدود یک‌پنجم تولید جهانی نفت خام از این آبراه عبور می‌کند و کاهش شدید رفت‌وآمد کشتی‌ها، بازار را با اختلالی گسترده روبه‌رو کرد.

بااین‌حال، نوسان‌های بعدی فقط تابع وضعیت واقعی کشتیرانی نبود. پیام ترامپ درباره «مذاکرات سازنده» با ایران در ۲۳ مارس قیمت نفت را به‌شدت کاهش داد. دو هفته پیش از آن نیز ادعای او درباره نزدیک‌بودن پایان جنگ، موجی از فروش قراردادهای انرژی ایجاد کرده بود.

برآورد شرکت سرمایه‌گذاری سیتادل نشان می‌دهد نوسان بازار نفت و گاز در هفته‌های نخست جنگ حدود ۳۰۰ درصد افزایش یافت. بخشی از این افزایش به اختلال فیزیکی در عرضه مربوط بود، اما پیام‌های متغیر کاخ سفید نیز به دامنه و سرعت تغییر قیمت‌ها افزود.

بازار نمی‌دانست کدام سخن ترامپ بیانگر تصمیم نهایی دولت است، کدام پیام برای فشار بر ایران منتشر شده و کدام موضع ممکن است ظرف چند ساعت تغییر کند.

واکنش بازار نفت پیش از اعتبارسنجی پیام‌های ترامپ

در بحران‌های گذشته، معامله‌گران انرژی بیشتر بر جریان واقعی محموله‌ها، تولید کشورها، سطح ذخایر، فعالیت پالایشگاه‌ها و مسیر نفتکش‌ها تمرکز داشتند. این داده‌ها همچنان مبنای اصلی قیمت‌گذاری هستند، اما جنگ ایران یک جریان اطلاعاتی کم‌ثبات را نیز به بازار تحمیل کرده است.

اکنون معامله‌گران باید هم‌زمان حرکت نفتکش‌ها در هرمز و پیام‌های منتشرشده از حساب ترامپ را رصد کنند. تفاوت این دو منبع در آن است که داده‌های فیزیکی وضعیت موجود را نشان می‌دهد، اما پیام رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند انتظارات درباره آینده را به‌سرعت تغییر دهد؛ حتی زمانی که هنوز تصمیمی قطعی پشت آن قرار ندارد.

نادیده‌گرفتن این پیام‌ها برای معامله‌گران پرخطر است. ممکن است اظهارات ترامپ نسنجیده یا موقتی باشد، اما احتمال تبدیل‌شدن آن به دستور حمله، توقف عملیات یا آغاز مذاکره وجود دارد. به همین دلیل، بازار ابتدا قیمت‌ها را تغییر می‌دهد و بعد منتظر می‌ماند تا میزان اعتبار خبر مشخص شود.

این سازوکار، نوسان را افزایش می‌دهد و می‌تواند قیمت‌ها را برای مدتی از واقعیت عرضه و تقاضا دور کند.

جنگ قابل پیش‌بینی بود؛ ابعاد اختلال نه

آغاز جنگ برای فعالان بزرگ بازار کاملاً غیرمنتظره نبود. ارزیابی سیتادل پیش از وقوع درگیری، احتمال جنگ در طول سال را بین ۵۰ تا ۷۰ درصد در نظر گرفته بود.

خطای اصلی در برآورد دامنه پیامدها رخ داد. معامله‌گران شدت اختلال در هرمز، افزایش هزینه بیمه، عقب‌نشینی شرکت‌های کشتیرانی و سرعت انتقال بحران به قیمت فرآورده‌هایی مانند گازوئیل، سوخت هواپیما و نفت گرمایشی را کمتر از واقع ارزیابی کردند.

دسترسی به اطلاعات عمومی نیز مزیت روشنی ایجاد نمی‌کرد. تصمیم‌های تعیین‌کننده در کاخ سفید و نهادهای نظامی آمریکا گرفته می‌شد و دیگر فعالان بازار ناچار بودند براساس پیام‌های ناقص و گاه متناقض، احتمال هر سناریو را تخمین بزنند.

در چنین محیطی، بخشی از معاملات از تحلیل جریان واقعی انرژی فاصله گرفت و به شرط‌بندی درباره تصمیم بعدی ترامپ تبدیل شد.

خوش‌بینی کاخ سفید به مهار بازار

دولت آمریکا ارتباط نزدیکی با شرکت‌های بزرگ انرژی و معامله‌گران داشته و از سازوکار بازار نفت، کشتیرانی و بیمه آگاهی بالایی برخوردار بوده است. بااین‌حال، این شناخت مانع برآورد خوش‌بینانه درباره توان واشنگتن برای آرام‌کردن بازار نشد.

کاخ سفید تصور می‌کرد آزادسازی نفت از ذخایر راهبردی، اسکورت نظامی کشتی‌ها در هرمز و پشتیبانی از بیمه دریایی می‌تواند اثر جنگ بر قیمت‌ها را مهار کند. این ابزارها بخشی از فشار را کاهش دادند، اما نتوانستند جایگزین پایدار جریان عادی نفت از خلیج فارس شوند.

ذخایر راهبردی محدود است، اسکورت دریایی امنیت کامل ایجاد نمی‌کند و تضمین بیمه نیز خطر فیزیکی حمله به کشتی‌ها را از میان نمی‌برد. بی‌اعتمادی مالکان کشتی و خدمه می‌تواند حتی با وجود حمایت مالی و نظامی آمریکا ادامه یابد.

دولت آمریکا علاوه بر ایجاد نااطمینانی از طریق پیام‌های متغیر، توان خود برای مهار آثار اقتصادی جنگ را نیز بیش از واقع ارزیابی کرده بود.

بی‌ثباتی سیاسی به ریسک بازار تبدیل شد

داده‌های فیزیکی همچنان تعیین می‌کنند چه میزان نفت تولید و مصرف می‌شود، اما در کوتاه‌مدت انتظارات سیاسی می‌تواند قیمت‌ها را پیش از تغییر واقعیت جابه‌جا کند. در جنگ ایران، پیام‌های ترامپ یکی از مهم‌ترین منابع این انتظارات شده است.

این وضعیت نشانه اعتماد بازار به رئیس‌جمهور آمریکا نیست. برعکس، معامله‌گران ناچارند سخنان فردی را دنبال کنند که مواضعش به‌سرعت تغییر می‌کند و همه پیام‌هایش حاصل تصمیمی نهایی و سنجیده نیست.

بازار در برابر یک تناقض قرار گرفته است: به پیام‌ها اعتماد ندارد، اما بی‌اعتنایی به آن‌ها نیز ممکن است هزینه سنگینی داشته باشد. در نتیجه، هر تهدید یا ادعای تازه ابتدا نوسان ایجاد می‌کند و بعد در برابر واقعیت آزموده می‌شود.

بی‌ثباتی رفتاری ترامپ به این ترتیب از یک مسئله سیاسی فراتر رفته و به بخشی از ریسک قیمت‌گذاری در بازار جهانی انرژی تبدیل شده است.

منبع: فایننشال تایمز

انتهای پیام/ انرژی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.