۲۵ تیر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۲۶۷۸۸ ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

بر اساس گزارش فایننشال تایمز، آمریکا تقابل نظامی با ایران را با اهداف گسترده‌ای چون نابودی برنامه هسته‌ای، تضعیف توان موشکی و تغییر رفتار منطقه‌ای تهران آغاز کرد، اما با گذشت زمان، هدف عملی واشنگتن به بازگشایی تنگه هرمز و تأمین عبور کشتی‌ها محدود شده است. دولت ترامپ حتی برای تحقق این هدف کوچک‌تر نیز مسیر روشنی ندارد؛ زیرا حملات هوایی نتوانسته ایران را به عقب‌نشینی وادار کند و ادامه جنگ، ذخایر تسلیحاتی، توان اطلاعاتی و موقعیت اقتصادی و سیاسی آمریکا را تحت فشار قرار می‌دهد. کوچک‌شدن مداوم اهداف نشان می‌دهد برتری نظامی واشنگتن هنوز به یک نتیجه سیاسی پایدار تبدیل نشده است.

به گزارش مسیر اقتصاد دونالد ترامپ یک ماه پس از آنکه تمدید آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز را دستاورد دولت خود معرفی کرده بود، بار دیگر حملات تقریباً روزانه علیه ایران را آغاز کرد. ارتش آمریکا طی هشت روز، هشت موج حمله انجام داد و سامانه‌های دفاع ساحلی، مراکز نگهداری و پرتاب موشک‌های کروز و دیگر تأسیسات نظامی نزدیک هرمز را هدف قرار داد.

این عملیات بار دیگر توان بالای آمریکا برای واردکردن خسارت به زیرساخت‌های نظامی ایران را نشان داد اما پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: این حملات چگونه قرار است تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند و جنگ را به پایان برساند؟

فایننشال‌تایمز در ارزیابی تازه خود معتقد است بازگشت ترامپ به جنگ، مسیر روشنی برای پیروزی ایجاد نکرده است. نشانه مهم این بن‌بست را می‌توان در تغییر پی‌درپی اهداف آمریکا دید؛ اهدافی که با طولانی‌شدن درگیری، محدودتر شده‌اند، بدون آنکه تحقق آن‌ها آسان‌تر شده باشد.

از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز

آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ مجموعه‌ای گسترده از اهداف را دنبال می‌کردند. نابودی یا عقب‌راندن برنامه هسته‌ای ایران، کاهش توان تولید و پرتاب موشک‌های بالستیک و کروز، تضعیف شبکه نیروهای همسو در منطقه و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار تصمیم‌گیری ایران از مهم‌ترین این اهداف بود.

با ادامه جنگ، این مطالبات به نتیجه موردنظر واشنگتن نرسید. ساختار سیاسی ایران باقی ماند، توان موشکی و پهپادی کشور به‌طور کامل از بین نرفت و تهران نیز حاضر نشد شروط آمریکا را درباره برنامه‌های دفاعی و سیاست منطقه‌ای بپذیرد.

اکنون محور اصلی عملیات آمریکا به بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از حمله به کشتی‌ها محدود شده است. الیزابت دنت، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا، این تغییر را نشانه تبدیل‌شدن تقابل به جنگی بر سر تنگه هرمز می‌داند؛ جنگی که در آن دیگر کمتر از اهداف گسترده اولیه سخن گفته می‌شود.

کوچک‌ترشدن اهداف می‌توانست مقدمه‌ای برای پایان‌دادن به درگیری باشد، اما آمریکا هنوز در تحقق همین هدف محدود نیز موفق نشده است. کشتی‌ها با ظرفیت عادی از تنگه هرمز عبور نمی‌کنند، شرکت‌های کشتیرانی به امنیت مسیر تحت حمایت آمریکا اعتماد ندارند و ایران همچنان توان ایجاد اختلال در تردد دریایی را حفظ کرده است.

هدف کوچک‌تر اما همچنان دور از دسترس

بازگشایی تنگه هرمز فقط با انهدام مواضع ساحلی یا تجهیزات نظامی ایران محقق نمی‌شود. واشنگتن باید شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و خدمه کشتی‌ها را مطمئن کند که عبور از تنگه دیگر با خطر حمله، مین‌گذاری یا توقیف همراه نیست.

این هدف برای آمریکا دشوار است؛ زیرا ایران برای مختل‌کردن تجارت نیازی به بستن کامل تنگه ندارد. احتمال وقوع چند حمله نیز می‌تواند هزینه بیمه و حمل‌ونقل را افزایش دهد و کشتی‌های بزرگ را از ورود به منطقه منصرف کند.

در نتیجه، آمریکا با یک عدم‌تقارن روبه‌روست: واشنگتن برای اعلام پیروزی باید امنیتی مستمر و قابل‌اعتماد ایجاد کند، اما ایران برای جلوگیری از این پیروزی کافی است خطر عبور را در سطحی بالا نگه دارد.

حملات بیشتر ممکن است بخشی دیگر از توان نظامی ایران را از بین ببرد، ولی تضمینی وجود ندارد که انگیزه تهران برای استفاده از اهرم تنگه هرمز کاهش یابد. حتی ممکن است هر دور حمله، پاسخ ایران به نیروها و منافع آمریکا را در پی داشته باشد و دو طرف را وارد چرخه تازه‌ای از تشدید کند.

تکرار حمله بدون راهبرد خروج

بکا واسر، کارشناس راهبرد دفاعی معتقد است روشن نیست ادامه حملات هوایی چه دستاورد تازه‌ای برای آمریکا ایجاد خواهد کرد. واشنگتن پیش‌تر نیز تلاش کرده بود با افزایش فشار نظامی و اقتصادی، ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، اما این سیاست نتیجه قطعی و پایداری نداشت.

مشکل دولت ترامپ کمبود هدف برای بمباران نیست. ارتش آمریکا می‌تواند دورهای تازه‌ای از حمله را اجرا کند و خسارت بیشتری به ایران وارد آورد. مسئله این است که انهدام هر هدف باید بخشی از مسیری باشد که به نتیجه سیاسی مشخصی منتهی شود.

در وضعیت فعلی، معلوم نیست آمریکا پس از حملات بیشتر چه انتظاری دارد: تسلیم کامل ایران، توافقی محدود درباره تنگه هرمز، بازگشت به مذاکرات گسترده‌تر یا ادامه فشار تا زمانی نامعلوم. بدون پاسخ به این پرسش، عملیات نظامی به‌جای آنکه ابزار اجرای راهبرد باشد، خود به راهبرد تبدیل می‌شود.

ران بونژان، راهبردپرداز جمهوری‌خواه نیز گفته است دولت آمریکا به‌تدریج با این واقعیت روبه‌رو شده که بحران ایران ممکن است بسیار بیشتر از انتظار اولیه طول بکشد. این مسئله وعده ترامپ برای دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع را با تردید جدی مواجه کرده است.

جنگ منابع آمریکا را فرسوده می‌کند

طولانی‌شدن جنگ فقط هزینه مالی ندارد. ادامه حملات و دفاع از پایگاه‌ها و متحدان آمریکا، ذخایر موشک‌های رهگیر گران‌قیمت را کاهش می‌دهد، استهلاک تجهیزات را افزایش می‌دهد و بازیابی آمادگی نیروها را دشوارتر می‌کند.

عملیات دقیق هوایی به حجم گسترده‌ای از اطلاعات، مراقبت و شناسایی نیاز دارد. کارن گیبسون، مدیر پیشین اطلاعات فرماندهی مرکزی آمریکا هشدار داده است درگیری با ایران منابع اطلاعاتی نظامی و ملی را از دیگر مناطق جهان دور می‌کند. در نتیجه، جنگ ایران بخشی از تجهیزات، سامانه‌های اطلاعاتی، توان پدافندی و تمرکز فرماندهان آمریکا را برای مدتی نامعلوم در غرب آسیا نگه می‌دارد؛ درحالی‌که واشنگتن هم‌زمان باید برای رقابت با چین، جنگ اوکراین و دیگر بحران‌های احتمالی آماده باشد.

هزینه اقتصادی کوچک‌شدن اهداف

مشکل آمریکا به میدان نظامی محدود نیست. واشنگتن جنگ را برای بازگرداندن ثبات به تنگه هرمز ادامه می‌دهد، اما خود جنگ یکی از عوامل اصلی افزایش هزینه انرژی، بیمه و حمل‌ونقل شده است.

ترامپ برای تأمین هزینه امنیت تنگه، دریافت عوارضی معادل ۲۰ درصد ارزش محموله کشتی‌های عبوری را پیشنهاد کرد، اما این طرح پس از اعتراض کشورهای خلیج فارس و نگرانی بازارها تنها یک روز دوام آورد.

عقب‌نشینی سریع از این پیشنهاد نشان داد آمریکا حتی درباره سازِکار اقتصادی مدیریت تنگه هرمز نیز برنامه تثبیت‌شده‌ای ندارد. واشنگتن می‌خواهد هزینه اعمال کنترل بر آبراه را از دیگر کشورها دریافت کند، اما هر هزینه تازه بر کشتیرانی می‌تواند قیمت انرژی را افزایش دهد و به اقتصاد آمریکا و متحدانش آسیب برساند.

این تناقض در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کاهش قیمت نفت و بنزین در دوره آتش‌بس به مهار تورم آمریکا کمک کرده بود، اما قیمت نفت برنت پس از دور تازه درگیری‌ها طی یک هفته حدود ۱۵ درصد افزایش یافت.

رأی‌دهندگان آمریکایی ممکن است کمتر به تعداد سامانه‌های نظامی منهدم‌شده در ایران توجه کنند و بیشتر افزایش قیمت سوخت، مواد غذایی و دیگر کالاهای مصرفی را احساس کنند. به همین دلیل، جنگی که اهداف خارجی آن پیوسته محدودتر شده، ممکن است هزینه داخلی فزاینده‌ای برای دولت ترامپ ایجاد کند.

کوچک‌شدن هدف نشانه نزدیک‌شدن به پیروزی نیست

آمریکا جنگ را با هدف تغییر بنیادین توان و رفتار ایران آغاز کرد، اما اکنون برای بازگرداندن عبور عادی کشتی‌ها از هرمز می‌جنگد. بااین‌حال، حتی این هدف محدود نیز هنوز محقق نشده است.

این تحول نشان می‌دهد برتری نظامی به‌تنهایی برای دستیابی به نتیجه سیاسی کافی نیست. آمریکا می‌تواند حملات بیشتری انجام دهد، ولی هنوز مشخص نکرده است چه نتیجه‌ای را پیروزی می‌داند، چگونه می‌خواهد ایران را به پذیرش آن وادار کند و برای رسیدن به آن چه میزان هزینه و زمان را تحمل خواهد کرد.

کوچک‌ترشدن مداوم اهداف، بدون تحقق هدف نهایی، به معنای نزدیک‌شدن آمریکا به پیروزی نیست. این روند بیشتر نشان می‌دهد واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به مطالبات گسترده اولیه، در تلاش است نتیجه‌ای محدودتر برای پایان‌دادن به جنگ پیدا کند؛ نتیجه‌ای که آن نیز تاکنون در دسترس قرار نگرفته است.

منبع: فایننشال تایمز

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.