به گزارش مسیر اقتصاد تقاضای برق آمریکا تحت تأثیر گسترش مراکز داده، هوش مصنوعی و برقیشدن بخشهایی از اقتصاد با سرعت در حال افزایش است. در همین دوره، دولت ترامپ و کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان بخشی از مشوقهای قانون کاهش تورم سال ۲۰۲۲ را حذف کرده یا زمان پایان آنها را جلو انداختهاند.
بر اساس گزارشی که شبکه CNN از تحلیل اندیشکده سیاستگذاری انرژی Energy Innovation منتشر کرده است، این سیاستها توسعه برق بادی و خورشیدی، ذخیرهسازی باتری، خودروهای برقی و تجهیزات کممصرف خانگی را کند میکند و همزمان به ادامه فعالیت برخی نیروگاههای قدیمی زغالسنگی میانجامد.
ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی وعده داده بود هزینه برق آمریکاییها را در نخستین سال حضور خود در کاخ سفید به نصف کاهش دهد. با این حال، متوسط قیمت برق آمریکا از پاییز سال ۲۰۲۵ تا زمان انتشار گزارش ۷.۴ درصد افزایش یافته و بیش از ۱۲ ایالت نیز رشد دو رقمی قیمت را تجربه کردهاند.
برآورد ۶۵۰ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی
برآورد انجامشده نشان میدهد مجموعه سیاستهای انرژی، حملونقل و محیطزیستی دولت ترامپ میتواند در فاصله سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۴۰ حدود ۶۵۰ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی برای خانوادههای آمریکایی ایجاد کند. این رقم هزینه برق، گاز و سوخت حملونقل را در بر میگیرد.
طبق این مدلسازی، هزینه سالانه انرژی هر خانواده در سال ۲۰۳۵ بهطور متوسط ۴۶۰ دلار و در سال ۲۰۴۰ نزدیک به ۴۹۰ دلار بیشتر خواهد بود. مجموع هزینه اضافی هر خانواده در کل دوره نیز حدود ۴۵۰۰ دلار برآورد شده است. قیمت برق تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند رشد مصرف مراکز داده، قیمت گاز، هزینه توسعه شبکه انتقال، کمبود تجهیزات و مقررات ایالتی قرار دارد. با این حال، کاهش عرضه ظرفیت جدید در دوره افزایش مصرف میتواند فشار موجود بر بازار برق را تشدید کند.
پایان تدریجی مشوقهای برق بادی و خورشیدی
کنگره آمریکا در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از مشوقهای انرژی قانون کاهش تورم را حذف کرد یا زمان پایان آنها را جلو انداخت. این مشوقها از ساخت نیروگاههای بادی و خورشیدی، سامانههای ذخیرهسازی، خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی خانگی و تجهیزات کممصرف حمایت میکردند.
دولت ترامپ همچنین صدور مجوز برای برخی طرحهای بادی و خورشیدی را دشوارتر کرده و حمایت بیشتری از ادامه فعالیت نیروگاههای زغالسنگی به عمل آورده است. در حوزه حملونقل نیز اعتبارهای مالیاتی خودروهای برقی و بخشی از مقررات آلایندگی خودروها کنار گذاشته شدهاند.
مقامهای دولت آمریکا معتقدند یارانهها هزینه واقعی برق بادی و خورشیدی را پنهان میکنند و هزینه ذخیرهسازی، توسعه شبکه و تأمین برق پشتیبان را به مصرفکنندگان منتقل میسازند. از نگاه دولت، حذف این حمایتها باعث میشود انتخاب میان منابع مختلف بر اساس قیمت بازار و قابلیت اطمینان انجام شود.
این استدلال از نظر ضرورت محاسبه همه هزینههای شبکه قابل توجه است، اما تغییر سریع سیاستها نیز میتواند طرحهایی را که برای ورود به مدار آماده میشدند، متوقف یا گران کند. این مسئله در شرایطی رخ میدهد که شبکه برق آمریکا به ظرفیت جدید نیاز دارد.
رونق کوتاهمدت خورشیدی و باتری تا سال ۲۰۳۰
با وجود تغییر سیاستهای دولت، ساخت نیروگاههای خورشیدی و سامانههای ذخیرهسازی باتری در کوتاهمدت همچنان ادامه دارد. در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶، برق خورشیدی و ذخیرهسازی باتری در مجموع ۹۱ درصد ظرفیت جدید نصبشده در شبکه برق آمریکا را تشکیل دادند.
وجود یک مهلت قانونی باعث شده است طرحهایی که فعالیت خود را در زمان مشخصی آغاز میکنند، همچنان امکان استفاده از بخشی از اعتبارهای مالیاتی را داشته باشند. به همین دلیل، توسعهدهندگان برای تکمیل طرحهای خود پیش از پایان این مهلت شتاب گرفتهاند.
برآوردها نشان میدهد از سال ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی و ۴۳ گیگاوات ظرفیت بادی جدید وارد شبکه خواهد شد. با این حال، این میزان از سناریویی که مشوقهای پیشین ادامه مییافت، کمتر است و پس از سال ۲۰۳۰ نیز احتمال افت شدید ساخت ظرفیت جدید وجود دارد.
سامانههای ذخیرهسازی باتری میتوانند برق تولیدشده در ساعتهای آفتابی یا پرباد را ذخیره و در زمان دیگری وارد شبکه کنند. این فناوری بخشی از نوسان کوتاهمدت تجدیدپذیرها را کاهش میدهد، اما بهتنهایی پاسخگوی دورههای طولانی کاهش تولید، تغییرات فصلی و نیاز شبکه به برق پایدار نیست.
پایداری شبکه به ترکیبی از برق بادی و خورشیدی، ذخیرهسازی، توسعه خطوط انتقال، مدیریت مصرف و منابع قابل اتکا مانند نیروگاههای هستهای، گازی و برقآبی نیاز دارد. بنابراین، افزایش سهم تجدیدپذیرها باید در چهارچوب یک ترکیب متوازن از منابع تولید دنبال شود.
رشد مصرف هوش مصنوعی عرضه برق را تحت فشار قرار میدهد
رشد مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی یکی از عوامل اصلی افزایش تقاضای برق آمریکا است. این مراکز به برق پایدار و شبانهروزی نیاز دارند و توسعه آنها در برخی مناطق سریعتر از ساخت نیروگاه و خطوط انتقال پیش رفته است.
در چنین شرایطی، محدود کردن یکباره منابع جدید تولید، بدون فراهم کردن ظرفیت جایگزین، میتواند عرضه برق را با تقاضا ناهماهنگ کند. حتی اگر بخشی از محدودیتها برای کاهش یارانه، اصلاح قیمتها یا حفظ قابلیت اطمینان شبکه توجیهپذیر باشد، زمانبندی آنها اهمیت زیادی دارد.
پیامد فوری این ناهماهنگی، افزایش رقابت بر سر ظرفیت موجود و بالا رفتن قیمت برق است. در بلندمدت نیز اگر توسعه منابع پایدار، شبکه انتقال و ذخیرهسازی متناسب با رشد مصرف پیش نرود، احتمال کمبود ظرفیت افزایش مییابد.
سهم خودروهای برقی از ۶۸ به ۲۳ درصد کاهش مییابد
پیش از حذف مشوقها، خریداران خودروهای برقی نو در آمریکا میتوانستند تا ۷۵۰۰ دلار و خریداران خودروهای دستدوم تا ۴۰۰۰ دلار اعتبار مالیاتی دریافت کنند. حذف این حمایتها و تضعیف مقررات آلایندگی، رشد بازار خودروهای برقی را کند کرده است.
در سناریوی مبتنی بر سیاستهای پیشین، انتظار میرفت خودروهای برقی تا سال ۲۰۳۵ حدود ۶۸ درصد فروش خودروهای سواری و شاسیبلند آمریکا را به خود اختصاص دهند. در سناریوی سیاستهای جدید، این سهم حدود ۲۳ درصد برآورد شده است.
کند شدن برقیشدن ناوگان، مصرف بنزین را در سطح بالاتری نگه میدارد و میتواند هزینه سوخت خودروهای بنزینی را نیز افزایش دهد. با این حال، بازار خودروهای برقی دستدوم همچنان وضعیت نسبتاً مناسبی دارد و ورود خودروهای اجارهای سابق به بازار، قیمت برخی مدلها را کاهش داده است.
تمدید عمر نیروگاههای زغالسنگی
دولت ترامپ بخشی از مقررات زیستمحیطی نیروگاهها را کنار گذاشته و زمینه ادامه فعالیت تعدادی از نیروگاههای قدیمی زغالسنگی را فراهم کرده است. این سیاست لزوماً به معنای ساخت نیروگاههای جدید نیست، اما میتواند تعطیلی واحدهای قدیمی را به تأخیر بیندازد.
هزینه تولید برق در بسیاری از این نیروگاهها از نیروگاههای گازی جدید و برخی طرحهای بادی و خورشیدی بیشتر است. ادامه فعالیت آنها ممکن است علاوه بر افزایش هزینه سوخت و تعمیرات، قیمت برق مصرفکنندگان را نیز بالا ببرد.
آلودگی ناشی از این نیروگاهها هزینههای درمانی را نیز افزایش میدهد. برآورد شده است مجموع هزینه اضافی مستقیم درمان بیماریهای مرتبط با آلودگی هوا در فاصله سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۴۰ به حدود ۴۳ میلیارد دلار برسد. بخش مهمی از این هزینه به افزایش یا تشدید بیماری آسم در کودکان مربوط خواهد بود.
کاهش حمایت از خورشیدی خانگی و بهرهوری انرژی
قانون مالیاتی جدید اعتبارهای مربوط به نصب پنل خورشیدی پشتبامی، باتری خانگی، پمپ حرارتی و دیگر تجهیزات کممصرف را نیز حذف کرده است. در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳.۴ میلیون خانواده آمریکایی از این حمایتها استفاده کردند و مجموع اعتبار مالیاتی دریافتی آنها به ۸.۴ میلیارد دلار رسید.
پایان این اعتبارها و توقف برنامه «خورشیدی برای همه» میتواند تا سال ۲۰۴۰ ظرفیت خورشیدی توزیعشده را حدود ۲۱ گیگاوات کمتر از برآوردهای پیشین کند. این کاهش، امکان تولید برق در محل مصرف و کاهش فشار بر شبکه در ساعتهای اوج را محدود میکند.
حمایت از برق بادی و خورشیدی نباید بیقیدوشرط باشد. هزینه پشتیبانی شبکه، ذخیرهسازی، انتقال و اثر یارانهها بر رقابت باید در تصمیمگیری لحاظ شود. در مقابل، حذف ناگهانی مشوقها در دوره جهش تقاضای برق نیز میتواند ظرفیتهای قابل استفاده را پیش از آماده شدن جایگزینهای پایدار محدود کند.
مسئله اصلی شبکه برق آمریکا انتخاب مطلق میان تجدیدپذیرها و منابع متعارف نیست. آمریکا به توسعه همزمان ظرفیتهای بادی و خورشیدی، نیروگاههای پایدار، ذخیرهسازی، شبکه انتقال و مدیریت مصرف نیاز دارد. فاصله گرفتن از این ترکیب متوازن، در کوتاهمدت به افزایش هزینه خانوادهها و در بلندمدت به ابهام بیشتر درباره امنیت عرضه برق منجر خواهد شد.
منبع: سیانان
انتهای پیام/ انرژی

