به گزارش مسیر اقتصاد به گزارش نشریه آمریکایی آتلانتیک، دو مسیر برای پایاندادن به جنگ روی میز رئیسجمهور آمریکا قرار دارد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، معتقد است محاصره دریایی و تحریمها سرانجام ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار میکند. بنیامین نتانیاهو نیز دور دیگری از حملات گسترده را راه سرنگونی حکومت ایران معرفی کرده است. نقطه مشترک این دو پیشنهاد، تصور نزدیکبودن ایران به نقطه تسلیم است؛ اختلاف بر سر کافیبودن فشار اقتصادی یا ضرورت افزودن حملات نظامی است.
یکی از گزینههای در دست بررسی، اجرای چند روز حمله، احتمالاً پس از انتخابات کنگره، به توان موشکی و پهپادی، زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای ایران است. با این حال، تصمیم نهایی گرفته نشده و احتمال ادامه محاصره و تحریمها بدون آغاز دور تازه حملات نیز وجود دارد.
خطای تبدیل آسیب اقتصادی به تسلیم سیاسی
جنگ، تحریم و محاصره، هزینههای سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کردهاند. تورم، کاهش ارزش پول ملی و دشواری تأمین نیازهای روزمره، نشانههای واقعی این فشارند. اما از وجود این مشکلات نمیتوان نتیجه گرفت که فروپاشی قریبالوقوع است یا حکومت با چند حمله دیگر، مواضع خود را کنار میگذارد.
با وجود فشارها، موضع مذاکراتی تهران تغییر محسوسی نکرده است. خطای محاسبه واشنگتن، یکیگرفتن سه وضعیت متفاوت است: آسیب اقتصادی، فروپاشی اقتصادی و تسلیم سیاسی. گذار از اولی به دومی و سومی، نه خودکار است و نه زمانبندی مشخصی دارد.
ترامپ پیشتر نیز ایران را در آستانه شکست تصور کرده، اما نتیجه مورد انتظار حاصل نشده است. تکرار این فرض میتواند آمریکا را به حملهای سوق دهد که هزینههای جنگ را افزایش میدهد، بدون آنکه راه پایان آن را باز کند.
فشار انتخابات و وسوسه یک پیروزی سریع
ترامپ امیدوار بود ایران پیش از انتخابات میاندورهای کنگره به مذاکرات بازگردد. تحققنیافتن این انتظار و تداوم قیمت بالای انرژی، فشار سیاسی بر جمهوریخواهان را افزایش داده است. در چنین شرایطی، وعده پایان سریع جنگ از طریق چند روز حمله، میتواند برای رئیسجمهوری که به دنبال خروج از بنبست است جذاب باشد.
اما زمان آغاز حمله را میتوان تعیین کرد، نه زمان پایان واکنش طرف مقابل را. ایران ممکن است دامنه پاسخ را گسترش دهد و حملاتی که قرار است تسلیم ایجاد کند، به تشدید جنگ و کاهش تمایل تهران به امتیازدهی بینجامد. محدودیت مهمات آمریکا و حساسیت بازار انرژی نیز هزینه چنین اشتباهی را بیشتر میکند.
تابآوری اقتصادی چگونه بر محاسبه حمله اثر میگذارد؟
اگر توجیه حمله این باشد که ایران به آستانه فروپاشی رسیده، نشاندادن توان تداوم اداره اقتصاد، تأمین نیازهای اساسی و مهار بیثباتی، این توجیه را تضعیف میکند. هرچه تصور پایان سریع و کمهزینه جنگ نامعتبرتر شود، جذابیت حمله برای تحمیل تسلیم نیز میتواند کاهش یابد.
این رابطه به معنای تضمین جلوگیری از حمله نیست؛ محاسبات امنیتی، فشار متحدان و انگیزههای سیاسی نیز مؤثرند. با این حال، در چارچوب قمار مورد بحث، تابآوری اقتصادی صرفاً ابزار تحمل تحریم نیست؛ میتواند بخشی از بازدارندگی باشد، زیرا فرض آسیبپذیری تعیینکننده ایران در برابر «یک ضربه دیگر» را زیر سؤال میبرد.
منبع: آتلانتیک
انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

