۲۸ مهر ۱۴۰۵

مسیر اقتصاد؛ رسانه تصمیم‌سازان اقتصاد ایران

شناسه: ۲۳۰۱۰۹ ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰ دسته: دولت و حکمرانی
۰

کنت پولاک، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و از حامیان حمله این کشور به عراق، در یادداشتی در نشریه فارن‌پالیسی نوشته است جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌تواند نظم سیاسی و اقتصادی منطقه و جهان را برای دهه‌های آینده تغییر دهد. به اعتقاد او، تضعیف مدل اقتصادی کشورهای عربی خلیج فارس، احتمال افزایش حضور نظامی چین، تعارض راهبرد جدید اسرائیل با اقتصاد فناوری‌محور آن و افزایش قدرت اثرگذاری ایران، از پیامدهای بلندمدت این جنگ خواهد بود.

به گزارش مسیر اقتصاد کنت پولاک، معاون سیاست‌گذاری مؤسسه خاور نزدیک آمریکا (MEI)، در یادداشتی به تاریخ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ در نشریه فارن‌پالیسی با عنوان «جنگ ایران جهان را برای همیشه تغییر داده است»، پیامدهای بلندمدت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را بررسی کرده است. پولاک پیش‌تر تحلیلگر نظامی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، مسئول امور خلیج فارس در شورای امنیت ملی این کشور و پژوهشگر اندیشکده بروکینگز بوده است. او همچنین در سال ۲۰۰۲ با انتشار کتابی با عنوان «طوفان تهدیدکننده؛ استدلالی برای حمله به عراق»، از اقدام نظامی آمریکا علیه عراق حمایت کرده بود.

این تحلیلگر آمریکایی معتقد است پیامدهای جنگ فراتر از گسترش کاربرد پهپادها و موشک‌ها، اختلال در تجارت جهانی انرژی و آشکارشدن محدودیت‌های توان نظامی آمریکاست. از نگاه او، ممکن است در دهه‌های آینده از این جنگ به‌عنوان نقطه عطفی یاد شود که برخی از اصول تثبیت‌شده ژئوپلیتیک جهان را دگرگون کرده است.

تضعیف مدل اقتصادی کشورهای عربی خلیج فارس

پولاک یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ را زیر سؤال رفتن مبانی اقتصادی کشورهای عربی خلیج فارس می‌داند. به اعتقاد او، این کشورها طی دهه‌های گذشته اقتصاد خود را بر این فرض بنا کرده بودند که سرزمینشان محیطی امن برای تولید و صادرات انرژی، تجارت، سرمایه‌گذاری، خدمات مالی و گردشگری باقی خواهد ماند.

اما حملات موشکی و پهپادی ایران نشان داده است که حتی پدافندهای پیشرفته نیز نمی‌توانند امنیت کامل چنین محیطی را تضمین کنند. پولاک مدعی است سامانه‌های دفاعی غربی و منطقه‌ای توانسته‌اند حدود ۹۰ درصد حملات ایران را رهگیری کنند، اما همان تعداد محدود حملات موفق، خسارت‌های فیزیکی و آثار روانی گسترده‌ای بر فعالیت‌های اقتصادی برجای گذاشته است.

به باور او، حتی اگر بیشتر موشک‌ها و پهپادها رهگیری شوند، استمرار احتمال حمله می‌تواند تصمیم شرکت‌های انرژی، کشتیرانی، بیمه، سرمایه‌گذاران و گردشگران را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، کشورهای عربی ممکن است برای جذب سرمایه و حفظ فعالیت‌های اقتصادی با هزینه‌های امنیتی بیشتری مواجه شوند.

پولاک تأکید می‌کند که این کشورها پیش از جنگ تصور می‌کردند اتکا به حمایت نظامی آمریکا و اسرائیل، ایران را از اجرای حملات گسترده بازمی‌دارد. اما جنگ اخیر نشان داده که این تضمین امنیتی محدودیت‌هایی دارد و کشورهای عربی نمی‌توانند تنها بر توان دفاعی متحدان خارجی خود تکیه کنند.

از نظر نویسنده، یکی از نتایج این تحول، حرکت عربستان، امارات، قطر و دیگر کشورهای عربی به سمت توسعه توانمندی‌های مستقل پهپادی و موشکی است. او به خرید تسلیحات و تلاش برای ایجاد ظرفیت تولید داخلی اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که گسترش چنین توانمندی‌هایی ممکن است به تشدید رقابت تسلیحاتی و افزایش درگیری‌های منطقه‌ای منجر شود.

این روند از نگاه پولاک می‌تواند پیامد دیگری نیز داشته باشد: کشورهای عربی با دستیابی به توان نظامی مستقل‌تر، در آینده اقداماتی انجام دهند که لزوماً با منافع و سیاست‌های آمریکا هماهنگ نباشد.

تغییر موقعیت چین و چالش اقتصادی اسرائیل

بخش دیگری از تحلیل فارن‌پالیسی به احتمال تغییر نقش چین در منطقه اختصاص دارد. پولاک معتقد است پکن در چند دهه گذشته توانسته بدون برعهده‌گرفتن هزینه‌های اصلی تأمین امنیت، از گسترش تجارت و سرمایه‌گذاری در کشورهای عربی بهره‌مند شود و مدیریت بحران‌های امنیتی را تا حد زیادی به آمریکا واگذار کند.

به نوشته او، چین برای تأمین تا ۵۰ درصد واردات نفت خود به خلیج فارس متکی است و ارزش تجارت این کشور با کشورهای منطقه از ۵۰۰ میلیارد دلار در سال فراتر رفته است. بااین‌حال، جنگ اخیر نشان داده که پکن با وجود منافع اقتصادی گسترده، ابزار نظامی کافی برای حفاظت مستقیم از این منافع یا تأثیرگذاری تعیین‌کننده بر تحولات امنیتی منطقه در اختیار ندارد.

پولاک این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تجربه جنگ ایران، چین را به تجدیدنظر در سیاست امنیتی خود و توسعه حضور نظامی در اقیانوس هند، دریای عرب و خلیج فارس سوق خواهد داد؟ به اعتقاد او، تحقق چنین سناریویی می‌تواند موازنه قدرت و روابط امنیتی منطقه را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

نویسنده همچنین به آثار احتمالی تغییر راهبرد نظامی اسرائیل بر اقتصاد این رژیم می‌پردازد. او می‌گوید اسرائیل پس از تحولات اکتبر ۲۰۲۳ به سمت راهبردی حرکت کرده که بر ایجاد مناطق حائل و استمرار عملیات نظامی در خارج از مرزهای خود استوار است؛ رویکردی که آن را به الگوی دفاعی امپراتوری روم تشبیه می‌کند.

از نظر پولاک، اجرای بلندمدت این راهبرد مستلزم افزایش تعهدات نظامی، استمرار خدمت نیروهای ذخیره و آمادگی جامعه برای تحمل هزینه‌های بیشتر است. این الزامات می‌توانند با ویژگی‌های اقتصادی اسرائیل که طی دهه‌های گذشته بر کارآفرینی، فناوری، جذب سرمایه و ارتباط گسترده با اقتصادهای پیشرفته متکی بوده، تعارض پیدا کنند.

او همچنین هشدار می‌دهد که استمرار عملیات نظامی اسرائیل ممکن است روابط اقتصادی و سیاسی این رژیم با شرکای غربی، به‌ویژه آمریکا را تحت فشار بیشتری قرار دهد. به باور او، اسرائیل در بلندمدت ممکن است با تعارضی میان حفظ راهبرد امنیتی جدید و تداوم مزیت‌های اقتصادی و بین‌المللی خود مواجه شود.

احتمال افزایش قدرت اثرگذاری ایران پس از جنگ

پولاک در بخش پایانی مقاله، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های خود را مطرح می‌کند: آیا جنگی که با هدف تضعیف قدرت ایران آغاز شد، ممکن است در نهایت به افزایش نفوذ آن منجر شود؟

او معتقد است آمریکا و اسرائیل با هدف تغییر حکومت ایران و در صورت ناکامی، محدودکردن توان نظامی و منطقه‌ای این کشور وارد جنگ شدند. بااین‌حال، به ارزیابی او، تلاش برای تغییر حکومت به نتیجه مورد انتظار نرسیده و تهدید اجرای دوباره چنین راهبردی نیز بخشی از اعتبار بازدارندگی خود را از دست داده است.

پولاک می‌نویسد با وجود خسارت‌های واردشده به توان موشکی، پهپادی، هوایی و دریایی ایران، جنگ ممکن است قدرت اثرگذاری این کشور را در بلندمدت افزایش دهد. به باور او، ایران از جنگ دو تجربه مهم به دست آورده است: توانایی ایجاد اختلال در تجارت دریایی تنگه هرمز و امکان تحمیل هزینه‌های اقتصادی و امنیتی به کشورهای عربی، حتی در شرایطی که بخش بزرگی از حملات رهگیری می‌شوند.

او همچنین احتمال می‌دهد همکاری ایران با روسیه و چین در نتیجه جنگ تقویت شود و تهران با روابط امنیتی و نظامی گسترده‌تری نسبت به دوره پیش از جنگ مواجه باشد.

این تحلیلگر آمریکایی در پایان، با نگرانی از افزایش قدرت اثرگذاری ایران، به واشنگتن توصیه می‌کند جنگ را به شکلی پایان دهد که ایران نتواند بار دیگر کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند یا کشورهای عربی را هدف حمله قرار دهد. به اعتقاد او، اگر جنگ بدون تحقق این اهداف پایان یابد، ممکن است ایران با وجود خسارت‌های نظامی، در موقعیتی قدرتمندتر از قبل قرار گیرد.

پولاک البته تأکید می‌کند که تحقق هیچ‌یک از این تغییرات بلندمدت قطعی نیست. بااین‌حال، از نگاه او، نشانه‌های اولیه تحول در نظم اقتصادی و امنیتی منطقه آشکار شده و جنگ ایران ممکن است در آینده به‌عنوان یکی از رویدادهای تعیین‌کننده در تغییر موازنه قدرت جهان شناخته شود.

انتهای پیام/ دولت و حکمرانی

جهت احترام به مخاطبان فرهیخته، نظرات بدون بازبینی منتشر می شود. لطفا نظرات خود را جهت تعميق و گسترش بحث ارائه نمایید. نظرات حاوی توهين، افترا و تهمت به ديگران پاک می شود.